به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۷۶۳۱۷
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
مسئول ستاد میرحسین موسوی:
حدود یک ماه است که رسانه های منتسب به جریان اصلاحات ( فتنه)، حمله به رئیس جمهور سابق را با قوتی دو چندان در دستور کار روزانه خود قرار داده اند.

سخن، گروه سیاسی: در آخرین مورد از این دست، ماهنامه منطقه ای "مهد تمدن" در گفتگو با مسئول ستاد میرحسین موسوی در سال 88، سردار مصطفی مولوی، کلکسیونی حیرت آور از ناسزاها را نثار رئیس جمهور سابق کرده تا از گوی رقابت با دیگر دوستان اصلاح طلب عقب نمانده باشد.

اگرچه احمدی نژاد از ابتدای راه ریاست جمهوری در سال 84 و حتی پیش از آن در شهرداری تهران، با این دست اتهامات و فحاشی ها آشناست، اما اینکه پس از دو سال از گذشت پایان دوره ریاست جمهوری، وی همچنان به عنوان یک خطر بالقوه در سیبل حملات جریان مخالف خود قرار دارد، تنها نشان دهنده عمق حرکت وی در زدن اهداف حریف است.

در ادامه گلچینی از این توهین های حامی سابق میرحسین موسوی و حامی فعلی دولت اعتدال را مشاهده خواهید کرد.

* در انتخابات سال 76، در دفاع از سیدمحمد خاتمی، به عنوان یک فرد حضور داشتم، اطلاعیه دادم و رای دادم.

* در سال 88 با درخواست مهندس موسوی و شناختی که از ایشان داشتم، مسئولیت ستاد وی را بر عهده گرفتم.

* برای موسوی و کروبی محاکمه ای در کار نیست آن هم به صورت علنی! آنها اعلام کرده اند که آماده محاکمه اند. حصر آنها به صورت طولانی مدت یک مشکل و ادامه آن مشکل مضاعفی شده است و نظام هزینه میدهد.

* احمدی نژاد و حامیانش با آلوده کردن فضا و در اختیار داشتن امکانات و با پخش پول به نام سهام عدالت و با دروغ پردازی و خس و خاشاک خواندن مردم در به وجود آمدن آن فضا نقش داشتند.

* احمدی نژاد محصول عملکرد ناصحیح جناح اصولگرا و اصلاح طلب است.

* اصولگرایان حامی احمدی نژاد مملکت را به این روز در آورند و این بلای خانمان سوز را به کشور تحمیل کردند و امروز نیز نمی توانند از عملکرد خود دفاع کنند و هی دنبال مقصر اصلی می گردند.

* {احمدی نژاد} وحدت بین نیروهای انقلاب، سیاسی، نظامی و بسیج را بهم زد و بین دو جریان عمده انقلاب تفرقه ایجاد کرد و آنها را ضعیف نموده و جریان سوم برانداز را طراحی و اجرایی کرد.

* {احمدی نژاد} در حقیقت با دادن شعار های انقلاب و عدالت جامعه را گمراه کرد و رمز پیروزی انقلاب را که وحدت کلمه بود بهم زد و سیاست معروف انگلیس که تفرقه بینداز و حکومت کن را اجرایی کرد.

* جریان مخالف امام برای بدست گرفتن قدرت و اجرایی کردن این پرسه {براندازی} نیاز به فردی داشت که خصوصیات مانند آقای احمدی نژاد را داشته باشد.

* احمدی نژاد دارای خصوصیاتی اخلاقی مانند خود پرستی، لجاجت، کینه، پیروی از شهوات (منظور از شهوت قدرت و ریاست است)، میل به ثروت و ثروت اندوزی، دروغ گفتن و دنیا پرستی بود.

* اگر به عوامل داخلی، عوامل خارجی را نیز اضافه کنیم دشمن نیز برای براندازی کارهای چند دهه ای انجام می دهد. نمونه عینی عوامل خارجی جریان تشکیل حکومت عربستان صعودی توسط مستر همفر انگلیسی می باشد.

* چون آقای احمدی نژاد فرد لجباز و مغروری بود و می خواست بازی را بهم بزند، رهبری آن را کنترل می کرد و از طرفی رهبری باید از آرای مردم حفاظت و حمایت کنند.

* دیدید که در این دوره یکه و تنها برای پاسداری و حمایت مردم از آرا به عنوان حق الناس یاد کردند و در خلق حماسه ۲۴ خرداد کلمه حق الناس نقش اساسی و کلیدی داشت!

* به طور کلی رهبری با حمایت از احمدی نژاد انقلاب را از فتنه بزرگی که مخالفین حضرت امام داشت نجات داد.

* دوران اوایل انقلاب امام خمینی(ره) برای دفاع از آرای مردم ریاست جمهوری بنی صدر را تفیذ کرده و تا زمانی که مجلس آن را عزل نکرده بود حمایت می نمودند.

* آنها {احمدی نژادی ها} بنیان انقلاب را سست کردند شاید مسائل اقتصادی جبران شود، هشتصد میلیارد دلار مبلغ کمی نبود که به دست آنها افتاد اما فارغ از همه، اینها دروغ گویی را نهادینه کردند و تغییر این امر زمان زیادی می طلبد و ضربه زیادی به نظام وارد کرد.

* اگر می خواهیم آن تیم فکری دوباره بازنگردد باید فسادشان را رو کنیم، عملکردشان را نقد نماییم، هیچ چاره ای غیر از مطرح کردن نداریم باید افکار مردم را در خصوص عملکرد آقای احمدی نژاد روشن کرده و عقبه فکری آنها را به مردم معرفی کنیم.

* ما به آقای روحانی کمک کردیم و او انتخاب شده است صرفا بنده از آن راضی هستم.

* اینکه دولت را از دست خرافیگری و جن گیرها و دروغ گویان و انجمن حجتیه نجات دادیم این خود کار بزرگی است که صورت گرفته است.

* انتظار این است {مسئولان امر} در موضوع انتخابات کاملا بی طرفی را رعایت کنند و آرای مردم که رهبر معظم انقلاب آن را حق الناس خواندند مراعات کنند.

در ادامه متن کامل گفتگوی مصطفی مولوی و نشریه مهد تمدن را مشاهده می کنید.

به گزارش انصاف نیوز، متن و مقدمه ی گفتگوی مصطفی مولوی که در سال 88 مسوول ستاد مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان شرقی برعهده داشته با ماهنامه ی منطقه ای مهد تمدن در پی می آید:

مصطفی مولوی از جمله معدود همرزمان نزدیک شهید باکری است که از جنگ زنده خارج شده است. فردی از خاطرات خود از جبهه می گوید، نقل می کند که تازه به جبهه رفته بودم، یک روز دیدم یک جوان کم سن و سال که سوار یک موتور بزرگ بود به سرعت آمد و در آن فضای خاکی جبهه موتورش را پاک کرد و رفت داخل یکی از سنگرها. گرد و خاک حاصل از موتور که نشست شروع کردم به داد و فریاد که این چه وضعی است که بچه ای با این سن و سال یک موتور به این گنده گی سوار شده و ... حرفم تمام نشده بود که یکی آمد و گفت: چته حاج آقا؟ چرا داد می زنی؟ گفتم مگه ندیدی که یک جوان کم سن و سال چگونه با موتورش آمد و رفت، خطرناک است آقا، اصلا چه کسی به این فرد موتور داده؟ همان فرد گفت: حاج آقا نبین کم سن و سالی او را. ایشان معاون لشکر هستند. مصطفی مولوی که می گویند، اوست. برای چند لحظه گیج شدم، اسم آقا مصطفی و تعریف شجاعت او را شنیده بودم اما هرگز نمی دانستم که این چنین کم سن و سال است.

سردار حاج مصطفی مولوی، جانشین شهید "مهدی باکری” در لشکر عاشورا از جمله رزمندگانی است که از اوایل تشکیل سپاه به این نهاد پیوست و علیرغم اینکه بارها در عملیتهای مختلف همچون طریق القدس و الفجر ۸ و کربلای ۵ بشدت زخمی و شیمیایی شد ولی تا آخرین روزهای جنگ با حضور مستمر خود در جبهه های دفاع مقدس روح اسلام انقلابی را در پرتو جنگ استمرار بخشید.

مولوی می گوید که اهل میانه است که بعد از انقلاب عضو سپاه شده و در دوران ماجرای خلق مسلمان بود که به تبریز می آید. صحبت را از همین جایی شروع می کنیم که به تبریز آمده بود:

- چه شد که به سپاه انقلاب اسلامی پیوستید؟

مولوی: اوایل سال ۵۸ برای پاسداری، توسعه و تداوم انقلاب اسلامی مجموعه سپاه را انتخاب کردم، دفاع مسلحانه سخت ترین انتخابی بود که آن روزها پیش روی مردم بود. آن موقع به سپاه و کمیته از تمام تفکر ها می آمدند و اصلا این تفکرات امروزی به صورت خط کشی شده نبود. آن موقع چپی ها به کمونیست ها گفته می شد و دفاع از انقلاب در مقابل عوامل شاه و یا جریان هایی که به صورت مسلحانه به مراکز دولتی حمله می کردند بود. مانند قائله های ترکمن صحرا، خلق مسلمان و کردستان بود و بعد ها جنگ نیز اضافه شد.

- شما در سال ۷۶ وارد فضای انتخاباتی تبریز شدید و فعالیت سیاسی خود را شروع کردید؟

مولوی: اینکه مطرح شد من در سال ۷۶ وارد عرصه سیاسی شدم صحیح نیست بلکه در مقابل عملی، عکس العمل نشان دادم.

دوستانی در تهران نشستی برگزار می کنند و بنده را به عنوان نماینده آن طرز تفکر معرفی می کنند و روزنامه های آن روز نیز این موضوع را چاپ کردند.

در آنجا اعلام کرده بودند که بنده از کاندیداتوری آقای ناطق نوری حمایت می کنم. من نیز آن موقع اطلاعیه ای دادم و نوشتم: اینجانب نظر به اینکه طبق وصیت حضرت امام (ره) و توصیه های مقام معظم رهبری که عضویت و دخالت نیروهای نظامی و انتظامی را در تشکل های سیاسی ممنوع فرموده اند و عضویت خود را در اتحادیه دانشجویان حزب الله که در شماره هشتم نیمه دوم اردیبهست ماه۷۶ نشریه شلمچه درج گردیده است تکذیب نموده و امیدوارم نیروهای مسلح نیز وصایای حضرت امام (ره) و فرمایشات مقام معظم رهبری را نصب العین خود قرار دهند.مولوی مصطفی

- در آن دوران سپاه وارد انتخابات شده بود؟

مولوی: سپاه یک تشکیلات است ولی من به عنوان یک فرد نظر خود را بیان کردم. من در آن حد نبودم که به مجموعه سپاه تصمیم گیری کنم.

- پس شما در انتخابات آقای خاتمی در انتخابات حضور داشتید؟

مولوی: به عنوان یک فرد حضور داشتم، رای دادم و اطلاعیه دادم.

- علی رغم اینکه در سال ۷۶ به کمک آقای خاتمی آمدید ولی در سال ۸۰ به آقای شمخانی کمک نمودید این موضوع را چگونه تبیین می کنید؟

مولوی: به چند دلیل. اول این که حضرت امام در مورد انتخاب افراد تقوا و جهاد را معیار قرار دادند ولی از آنجایی که بنده تقوا سنج ندارم ولی جبهه سنج دارم آقای شمخانی را فردی مجاهد تر و جبهه دیده تر از آقای خاتمی می دانستم.

دوم آن که تعدادی از دوستان آقای خاتمی افراد انقلابی را مورد آماج تند قرار می دادند که آنها افراد سیاسی نیستند و تنها در سپاه و جبهه حضور داشتند در حالی که آنها از مبارزان قبل از انقلاب بودند و به علت نیاز انقلاب به سپاه آمده بودند.

و سوم برداشتم این بود که آقای خاتمی با توجه به خصوصیات فردی که دارد نمی تواند در مقابل افراد و گروه های قانون شکن بایستد و به قول خود هر ۹ روز یک مشکل به وجود می آوردند آقای شمخانی را فردی مناسب تر تشخیص می دادم که شجاعت مقابله با قانون شکنان و ایجاد تغییر را داشته و دارد . عملکرد گذشته اش گویای این مطلب است.

و در نهایت اینکه تمامی دوستان بدانند گرفتن قدرت در کشور تنها از طریق انتخابات ممکن است نه کودتا و راه های دیگر.

- در سال ۸۸ چطور شد ریاست ستاد آقای موسوی را در استان آذربایجان شرقی قبول کردید؟

مولوی: با توجه به شناختی که از ایشان داشتم و درخواست ایشان و حمایت های حضرت امام در دوران نخست وزیریشان و اداره خوب کشور در زمان دفاع مقدس این مسئولیت را قبول کردم.

- در سال ۸۸ حوادثی روی داد که بعدا نام فتنه گرفت، ما به چرایی این بحث وارد نمی شویم ولی سوال این است که چرا آذربایجان در اتفاقات ۸۸ ورود نکرد؟

مولوی: در مورد عدم دخالت آذربایجان یادم می آید که در آن زمان آقای مهندس موسوی با من تماس گرفتند و صحبت کردند من صحبت های ایشان را روی پخش کن تلفن گذاشتم تا همه دوستان حاضر نیز بشنوند بعد از احوال پرسی از آقای مهندس موسوی پرسیدم که در شرایط حاضر ما چه کار کنیم؟ گفتند اجازه دهید مشورت کنیم بعد عرض خواهم کرد. من نیز پرسیدم تا شما مشورت کنید ما چه کار کنیم؟ ایشان فرمودند اولا من زنگ زدم که از زحمات همه دوستان تشکر کنم ولی من آرامش استان آذربایجان را از شما می خواهم. دوم اینکه وظیفه ستاد تا زمان اعلام نتایج است که پیگیر مسئولیت تفیذ شده از سوی کاندیداری مورد نظر باشد. تمام گزارشات حین و بعد از رای گیری به ستاد مرکزی گزارش شده بود. همچنین در زمان تبلیغات تعدادی از دوستان که به نام ستاد شمالغرب و ستاد مرکزی فعالیت داشتند بعد از اعلام نتایج شماره تلفنشان از دسترس خارج شد و ارتباط ما با آنها قطع شد. دوستانی نیز که به نام ستاد اصلاح طلبان فعال بودند شخصا در جلسه آنها حضور یافتم گفتم مشورت کنیم اما آنها گفتند پیشنهاد و مشورت شما به ما مربوط نیست ما به عنوان شاخه یک حزب از تهران تبعیت خواهیم کرد. وظایف ستاد تا روز اعلام نتیجه تعریف شده است و بعد از آن پیگیری از طرف مرکز بود.

- نظر شما در خصوص ادامه حصر و محاکمه آقایان موسوی و کروبی چیست؟

مولوی: به نظرم محاکمه ای در کار نیست آن هم به صورت علنی، آنها نیز اعلام کرده اند که آماده محاکمه اند. حصر آنها به صورت طولانی مدت یک مشکل و ادامه آن مشکل مضاعفی شده است.

- یعنی نظام هزینه می دهد؟

مولوی: بلی

- به نظر شما در فتنه ۸۸ احمدی نژاد و اطرافیانش نقش داشتند؟

مولوی: آنها با آلوده کردن فضا و در اختیار داشتن امکانات و با پخش پول به نام سهام عدالت و با دروغ پردازی و خس و خاشاک خواندن مردم در به وجود آمدن آن فضا نقش داشتند.

- یعنی این جریان را آنها به دامن نظام گذاشتند؟

مولوی: همه این هزینه ها که صرف این بحث ها شده است را مسبب اصلی را آن طرز تفکر می دانم که در سوال های قبل جواب دادم.

- ظاهرا جناب عالی منتقد اصلی آقای احمدی نژاد هستید. آیا این انتقادات به حوادث ۸۸ بر می گردد؟

مولوی: قبل از سال ۸۴ دو جناح تفکر سیاسی عمده در ایران دارای قدرت بودند و در اداره کشور فعال بودند و اختلاف آن چنانی در بین اینها نبود و اگر هم بود در نحوه اداره کشور بود و اعضای اصلی این دو تفکر از مبارزان قبل از انقلاب و زندان رفته و شکنجه شده بودند و گردش قدرت در بین اینها بدون اختلاف بود، ولی در سال ۸۴ یک گروه به صورت خزنده و مرموز که اکثر رهبران آنها در مبارزات انقلاب حضور نداشتند و بعد از پیروزی انقلاب برای جمع آوری غنائم شکل گرفتند.

در زمان حضرت امام به علت شناخت خود حضرت امام از اینها، تفکر این جناح فرصت رشد نیافتند. این افراد بعد از رحلت امام شروع به فعالیت کرده و اقدام به جمع آوری نیرو و نفوذ به ارکان های حکومت نمودند.

در سال ۷۶ که جناح راست آن موقع و اصولگرای امروز از جناح چپ آن روز و به اصطلاح اصلاح طلبان امروز شکست سختی خوردند و این مجاهدین شنبه به یاری جناح اصولگرا آمد و در آنان نفوذ کرد.

و از طرفی بعضی از دوستان آقای خاتمی با تندروی ها و دادن شعارهای نسنجیده و نامعقول از جمله توهین به آقای هاشمی رفسنجانی و تغییر قانون اساسی و در آخر عبور از خاتمی را مطرح کردند و در این بین گروه سوم یعنی همان مجاهدان شنبه از این حساسیت مردم سوء استفاده کرده و با میدان داری در بین سال های ۷۶ تا ۸۴ اصولگرایان را دنبال خودشان کشیدند. در یک کلام احمدی نژاد محصول عملکرد ناصحیح جناح اصولگرا و اصلاح طلب است.

- پس نقش اصولگرا درز این بین چیست؟مولوی مصطفی ۲

مولوی: آنها نیز علی رغم این که می دانستند سران مجاهدین شنبه در انقلاب نقشی نداشتند و از مخالفین حضرت امام بودند برای بدست گرفتن قدرت با آنها متحد شدند و مجلس هفتم را با شعار تثبیت قیمت ها و دفاع از ارزش های دینی و انقلابی بدست گرفتند و این روند را با سکوت و همراهیشان در مجلس دولت آقای احمدی نژاد را تا سال ۹۰ همراهی کردند و مملکت را به این روز در آورند و این بلای خانمان سوز را به کشور تحمیل کردند و امروز نیز نمی توانند از عملکرد خود دفاع کنند و هی دنبال مقصر اصلی می گردند.

- ولی جواب سوال قبلی و علت مخالفتتان با آقای احمدی نژاد ماند؟

مولوی: گفتم که وحدت بین نیروهای انقلاب، سیاسی، نظامی و بسیج را بهم زد و بین دو جریان عمده انقلاب تفرقه ایجاد کرد و آنها را ضعیف نموده و جریان سوم برانداز را طراحی و اجرایی کرد. در حقیقت با دادن شعار های انقلاب و عدالت جامعه را گمراه کرد و رمز پیروزی انقلاب را که وحدت کلمه بود بهم زد و سیاست معروف انگلیس که تفرقه بینداز و حکومت کن را اجرایی کرد.

- آیا آقای احمدی نژاد با آگاهی این هدف را پیاده کرد؟

مولوی: من چنین برداشتی را دارم، هر جریان و فرد دنبال بدست گرفتن قدرت است و جریان مخالف امام برای بدست گرفتن قدرت و اجرایی کردن این پرسه نیاز به فردی داشت که خصوصیات مانند آقای احمدی نژاد را داشته باشد. که این خصوصیات مانند خود پرستی، لجاجت، کینه، پیروی از شهوات (منظور از شهوت قدرت و ریاست است)، میل به ثروت و ثروت اندوزی، دروغ گفتن و دنیا پرستی داشته باشد که آقای احمدی نژاد داری این خصوصیات اخلاقی است. اگر به این عوامل داخلی عوامل خارجی را نیز اضافه کنیم دشمن نیز برای براندازی کارهای چند دهه ای انجام می دهد. نمونه عینی عوامل خارجی جریان تشکیل حکومت عربستان صعودی توسط مستر همفر انگلیسی می باشد.

- ولی ما دیدیم که در دوره اول آقای احمدی نژاد اکثر گروه های فکری اصولگرایی و حتی حمایت مقام رهبری نیز در پشت سر احمدی نژاد دیده می شود؟

مولوی: یکی از وظایف مقام معظم رهبری تنظیم بین قوا، عبور دادن و محفوظ نگهداشتن این نهضت از عوامل داخلی و خارجی است. برای تنظیم قوا و هدایت آنها بعضی کارها را می کنند و چون آقای احمدی نژاد فرد لجباز و مغروری بود و می خواست بازی را بهم بزند و رهبری آن را کنترل می کرد و از طرفی رهبری باید از آرای مردم حفاظت و حمایت کنند. دیدید که در این دوره یکه و تنها برای پاسداری و حمایت مردم از آرا به عنوان حق الناس یاد کردند و در خلق حماسه ۲۴ خرداد کلمه حق الناس نقش اساسی و کلیدی داشت به طور کلی رهبری با حمایت از احمدی نژاد انقلاب را از فتنه بزرگی که مخالفین حضرت امام داشت نجات داد. همچون دوران اوایل انقلاب که امام خمینی(ره) برای دفاع از آرای مردم ریاست جمهوری بنی صدر را تفیذ کرده و تا زمانی که مجلس آن را عزل نکرده بود حمایت می نمودند.

اخیرا نیز مقام معظم رهبری در مقابله با تهاجم های جدید غرب علیه اسلام و یارگیری آنها از بعضی از اعلمای حوزوی که در ایجاد تفرقه بین فرق اسلامی یعنی تشیع و تسنن با دادن پیام به جوانان اروپا و امریکا پاتکی انجام دادند که باید ترویج و تبیین شود.

- امروزه جایگاه فکری احمدی نژاد را در کجا می بینید؟ آنها برای مجلس دهم برنامه هایی دارند و حتی یکی از افراد منتسب به آنها کابینه دولت یازدهم را معرفی کرده است؟

مولوی: این طبیعی است هر کس طعم حکومت را چشیده باشد دوباره پای کار می آید اما در اینجا هوشیاری مردم نیاز است آنها بنیان انقلاب را سست کردند شاید مسائل اقتصادی جبران شود هشتصد میلیارد دلار مبلغ کمی نبود که به دست آنها افتاد اما فارغ از همه، اینها دروغ گویی را نهادینه کردند و تغییر این امر زمان زیادی می طلبد و ضربه زیادی به نظام وارد کرد. اگر می خواهیم آن تیم فکری دوباره بازنگردد باید فسادشان را رو کنیم، عملکردشان را نقد نماییم، هیچ چاره ای غیر از مطرح کردن نداریم باید افکار مردم را در خصوص عملکرد آقای احمدی نژاد روشن کرده و عقبه فکری آنها را به مردم معرفی کنیم. وی اگر خودشان فسادی نداشته باشد آن چنان نوع مدیریت باعث شد که زیر مجموعه اش فرصت هرگونه فسادی را از دست ندهند. البته فساد سیاسی اینها بود که این فساد ها را به وجود آورده.

- برگردیم به بحث وضعیت استان. جناب عالی معاونت ستاد روحانی را در انتخابات بر عهده داشتید آقای روحانی در این منطقه سه قول اساسی داده است شما هم به نوعی منادی آن حنجره بودید چرا این خواسته ها عملی نشده است؟

مولوی: اینکه ما به آقای روحانی کمک کردیم و او انتخاب شده است صرفا بنده از آن راضی هستم اینکه دولت را از دست خرافیگری و جن گیرها و دروغ گویان و انجمن حجتیه نجات دادیم این خود کار بزرگی است که صورت گرفته است، ولی این دولت تدبیر و امید یک روش اجرایی است، گفتمان نیست و با گفتمان امام و راه اصلی انقلاب فاصله زیادی داریم تا آن گفتمان اصلاحی بیاید و اجرایی شود زمان می برد ما هنوز در اول راه هستیم.

اما در خصوص سه قول رییس جمهور باید گفت: در خصوص احیای در یاچه ارومیه مشکل خشک شدن این دریاچه در طول زمان اتفاق افتاده است و بدون شک رفع این مشکل نیز زمان بر خواهد بود. و دو مورد دیگر را باید مدام از رییس جمهور پیگیری کنیم و به یاد دولتمردان آقای روحانی بیاوریم که چه قول هایی داده است اگر مدام پیگیری شود جواب خواهیم شنید.

- ما در استان مدیرانی داریم که با روحیه دولت فعلی منافات دارند یعنی تیم مدیریت دولت روحانی هماهنگ با سیاست های دولت نیست نظرتان در این مورد چیست؟

مولوی: مسئولین اجرایی استان از این سخن آقای روحانی که گفتند در انتخاب مدیران با نمایندگان مجلس هماهنگ خواهم شد برداشت های متفاوتی داشتند که این برداشت انتخاب را مشکل و ناکارآمد می کند.

- اینکه می گویند مطبوعات و رسانه ها پیگیری کنند درست است اما فکر می کنید اینها چقدر به کارکرد مطبوعات و رسانه بها می دهند؟

مولوی: این بها تا زمانی داده می شود که به ضرر آنها نباشد و پیگیری حقوق اولیه افراد جامعه هزینه می خواهد و به همین خاطر است که مطبوعات آزاد رکن چهارم دموکراسی است. به نظرم مطبوعات سربازان خط اول از دفاع از دموکراسی است.

- شما در کنار روحانی بودید وقتی که آن سه قول را می داد. اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی، تشکیل فرهنگستان زبان و احیای دریاچه ارومیه. در خصوص دریاچه ارومیه عملکرد دولت نشان می هد که برخی اقدامات صورت گرفته است اما در خصوص دو مورد دیگر که هیچ اقدام عملی و غیر عملی صورت نگرفته است؟

مولوی: شاید عدم حضور رییس جمهور در استان ما هم به خاطر عملی نشدن تعهداتش در استان آذربایجان شرقی می باشد. به نظر بنده آقای دکتر روحانی باید قبل از زنجان و اردبیل به اینجا می آمد ولی از آنجایی که مدیران استان نتوانسته اند وعده های ایشان را عملیاتی کنند به اینجا نیامده است. چون تبریز مرکز ثقل شمال غرب و به قول مقام معظم رهبری سر ایران است.

- این که گروه هایی می گویند اگر فرهنگستان زبان ترکی تشکیل یابد زبان فارسی تضعیف خواهد شد. چرا فردی که در راس فرهنگستان زبان فارسی است تشکیل فرهنگستان زبان ترکی را باعث تضعیف فرهنگستان خود می داند؟

مولوی: مگر شهریار باعث تضعیف زبان فارسی شده است هر قدر هم به شعر های فارسی و ترکی شهریار دقت کنیم نمی توانیم یکی را از دیگری برتر بدانیم یک عده مسئولیت ها را ارث پدری خود می دانند و بودجه هایی که برای آنها گذاشته می شود یکبار هم شده برای مردم توضیح نداده اند که چکارکرده اند. فعالیت عالمان، دانشمندان و شعرای ترک زبان در طول تاریخ ایران بر هیچ کس پوشیده نیست و همیشه شعر شاعران ترک در جهت همگرایی بود است نه واگرایی.

- موفقیت برنامه های دولت را در استان ما چگونه می بینید؟

مولوی: اهداف دولت را باید افراد معتقد به آن اهداف می توانند عملیاتی کنند نه کسانی که اعتقاد به سیاست های این دولت ندارند و این یک معیار کلی است.

- آقای مولوی شما و آقای پورحسینی مسئول ستاد بودید و حال باید پاسخگو باشید وضعیت موجود چقدر توانسته است شما را راضی کند؟

مولوی: اهداف دولت را باید معتقدین به سیاست های دولت عملیاتی کنند اینکه آیا در استان ما این موضوع محقق شده است یا نه باید مورد بررسی قرار گیرد.

در حال حاضر نیز یک و نیم سال از عمر دولت می گذرد و در برخی منصب ها کسانی انتخاب شده اند که اگر انتخاب نمی شد بهتر بود ولی با این همه باز صدای مخالفین دولت بلند شده است که همه را تعویض کرده اند. در حالی که اکثرا جابجا شده اند نه تعویض.

- با توجه به اعلام اسامی شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی استان و حضور برخی افراد که فعالیت سیاسی خاصی نداشته به غیر از چندین نفر از بزرگواران، چه نظری دارید خروجی این انتخاب را در انتخابات آتی چطور می بینید؟

مولوی: نمی توانیم بگوییم که چه کسی در کدام تشکل فعالیت کند یا برای افراد محدودیت قائل شویم ولی کسانی که در مرکزیت یک تشکل سیاسی کار می کنند- چه استانی و چه در سطح کشور- باید آن افراد، افرادی با سابقه خوب و آشنا و آگاه از سایر جریانات سیاسی موجود در کشور باشند و افراد مشهور به طرز تفکر خاص را بشناسد.

به طور مثال فردی که در دوسال گذشته در جریان پایداری بود نمی تواند امروز سر از کارگزاران و گروه های اصلاح طلب در بیاورد و یا فردی که هشت سال با تیم آقای احمدی نژاد بود و هیچ مخالفتی از سوی وی از عملکرد آقای احمدی نژاد در جایی ثیت نشده است، امروز از ارکان تصمیم گیری و اجرایی استان باشد.

من نمی گویم فعالیت و کار نکنید لطفا فقط با تابلوی خودتان فعال شوید و کلاهی که جریان احمدی نژاد به سر اصولگرایان گذاشت نباید این دفعه به سر اصلاح طلبان بگذارند و در این بین باید اصلاح طلبان مراقب باشند تا این افراد این بار در بین آنها نفوذ نکنند.

و مسئله دوم افراد حزبی که در مسئولیت اجرایی و نظارتی قرار دارند انتظار این است در موضوع انتخابات کاملا بی طرفی را رعایت کنند و آرای مردم که رهبر معظم انقلاب آن را حق الناس خواندند مراعات کنند.

بجاست مسئولان زیربط با تذکر به رسانه ها و حامیان دولت، از بروز چنین بداخلاقی هایی جلوگیری کنند.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: