به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۷۵۹۵۵
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر هادی مصدق
مديريت جهادي، كار جهادگونه، جهاد فرهنگي، جهاد اقتصادي، مديريت انقلابي، مديريت اسلامي و ديگر عنوان هايي كه بارها توسط امام خميني و مقام معظم رهبري مورد تأكيد قرار گرفته اند، همگي به دنبال هدف مشتركي مي باشند و آن اعتلاء نظام جمهوري اسلامي و اثبات كارائي بالاي نگاه الهي در حكومت مي باشد. هدفي كه هم زمان مي تواند سعادت دنيا و آخرت مردم را نيز تأمين كند.

مديريت جهادي، كار جهادگونه، جهاد فرهنگي، جهاد اقتصادي، مديريت انقلابي، مديريت اسلامي و ديگر عنوان هايي كه بارها توسط امام خميني و مقام معظم رهبري مورد تأكيد قرار گرفته اند، همگي به دنبال هدف مشتركي مي باشند و آن اعتلاء نظام جمهوري اسلامي و اثبات كارائي بالاي نگاه الهي در حكومت مي باشد. هدفي كه هم زمان مي تواند سعادت دنيا و آخرت مردم را نيز تأمين كند.

اينكه چرا مقام معظم رهبري امسال را بار ديگر از واژه "مديريت جهادي" استفاده كردند، دلايل مختلفي دارد كه از جمله آن مي توان به شرايط كشور، و نياز مبرم به سرعت بخشيدن به فعاليتها و تلاشها دانست.

در خصوص مديريت جهادي و شاخصه ها و لازمه هاي آن مطالب زيادي به نگارش درآمده است كه نگاهي گذرا به آنها نشان مي دهد كه اكثر اين مقالات به بيان و شرح لازمه هاي رفتاري مدير جهادي پرداخته اند.

از جمله اين ويژگيها مي توان موارد زير را در دو دسته جداگانه، تيتر وار نام برد:

الف) ويژگيهاي يكسان بين مديريت جهادي و مديريت مدرن

حساسيت نسبت به استفاده از بيت المال در امور شخصي، روحيه خدمت گزاري، نگاه صرفه جويانه در اجراي پروژه ها، وجدان کاري بالا، روحيه ايثارگري و فداکاري، قابل اعتماد بودن مديران مافوق، تعامل و ارتباطات موثر مديران مافوق، اعتقاد مديران مافوق به مشورت و تبادل نظر، وجود جو دوستانه در محيط کار، همکاري در انجام کارها با يکديگر، حمايت سرپرستان از طرف زيردستان، پرهيز از برخورد و تنش با يكديگر، پارادایم شكنی، تغییرپذیری در روش ها در عین ثبات هدف، خطر پذیری و ریسك پذیری بالا، چابك سازی مدیریتی و سرعت عمل بالا، توجه به سرمايه اجتماعي، همكاري و تعاون، مشاركت، نظم پذيري بالا ، برنامه ريزي، قانون گرايي و ...

همانطور كه در فوق مشاهده شد، ويژگيهاي بيان شده، همگي جزء ويژگيهاي مورد تأكيد در مديريت هاي مدرن نيز مي باشد و از اينرو اين سوال را براي مخاطب خود بي پاسخ مي گذارد كه تفاوت مديريت جهادي با مديريت مدرن چيست؟ از اينرو افراد در ادامه به بيان برخي ويژگيهاي خاص مديريت جهادي پرداخته اند، كه از جمله آنها مي توان موارد زير را بيان كرد:

ويژگيهاي رفتاري خاص مدير جهادي

ایمان به خدا و رسول و ائمه ، توكل به خدا، باور راسخ به قدرت لايتنازل الهی و امدادهاي الهي، غلبه ي انگيزه هاي معنوي برانگيزه هاي مادي، كار خستگی ناپذیر و نا محدود در مقابل نگاه اداري به كار، وظيفه گرايي در مقابل نتيجه گرايي، نگاه آرمانی به اهداف، توجه به اصل آخرت‌گرايي و اصل عدم تقدم بر خدا و رسول خدا و ...

بنابراين همانگونه كه مشاهده مي شود، مديريت جهادي علاوه بر ويژگيهاي مديريت مدرن، شاخصه هاي ديگري را نيز لحاظ مي كند كه در اين سطور سعي مي كنيم كه به تبيين چگونگي اثر گذاري اين شاخصه ها بر كل اركان مديريت داشته و تفوق مديريت جهادي را بر مديريت مدرن بيان كنيم.

واژه جهاد، يكي از واژه هاي مقدسي است كه از ادبيات اسلامي برآمده و بنابراين همانگونه كه در مقدمه نيز مطرح شد، مديريت جهادي رابطه اي نزديك با مفهوم مديريت اسلامي دارد. در اين نوع مديريت، ويژگيهاي خاصي كه براي آن مطرح شده است، داراي سلسله مراتب اهميتي مي باشد و اين سلسله مراتب منجر به متصل شدن معنادار اين ويژگيها به يكديگر شده و در نهايت شاكله اي را فراهم مي كنم كه در آن، ويژگي هاي عمومي مديريت به نحوي خط دهي مي شوند كه تفوق مديريت جهادي را بر مديريت مدرن نمايان مي سازد.

ايمان: اولين ركن مدير جهادي: اولين و مهمترين ركن اساسي مدير جهادي، ايمان راستين است (ایمان به خدا، ایمان به آخرت، ایمان به غیب، ایمان به انبیا، ايمان به ائمه اطهار، ایمان به آیات الهی، ایمان به ملائک و ایمان به کتاب) در راستاي اين ايمان راستين است كه افقهاي ديد شخص عوض شده، فراتر از عوالم و عوامل مادي را پذيرفته و خداوند را به عنوان قدرت لايتنازل الهي مي پذيرد، اهداف خود و سازمان را بر اين مبنا شكل مي دهد و از نگاه مادي گرايانه و تك بعدي مديران مدرن خارج مي شود. و دستورات و فرامين ديني كه توسط قرآن و پيامبر و ائمه ارائه شده را، سرلوحه كار خود قرار مي دهد.

ايمان راستين، ركن اول و پايه ساختار مديريت جهادي مي باشد، كه هر گونه تزلزلي در آن، منجر به عدم شكل گيري اركان ديگر مديريت جهادي شده و آن را نسخ كرده، تبديل به يك ساختار ظاهري و دروغيني مي كند كه در عمل نه تنها نسبت به مديريت مدرن برتري ندارد، بلكه به دليل نفاق دروني به مراتب بدتر عمل كرده و موجبات نا اميدي دين مداران نيز مي شود.

همچنانكه حضرت علي(ع) مي فرمايند: فساد و زشتي دروني موجب تزلزل برادري‌ها و محبتها و همکاريها و از خودگذشتگي ها مي شود(خطبه 196).

دومين ركن: وظيفه گرايي در مقابل نتيجه گرايي صرف: در اين مرحله، دومين ركن اساسي مدير جهادي كه همانا وظيفه گرايي (در مقابل نتيجه گرايي صرف) است معني پيدا مي كند. بر خلاف دنياي كنوني كه ريشه در پلوراليسم معرفتي داشته و به خاطر عدم در اختيار داشتن ملاك حق و باطل، اساساً هيچ ارزشي مطلق نيست، اسلام ارزشهاي ثابتي براي فرد و سازمان لحاظ مي كند كه مجموعه وظايفي را براي مدير جهادي به همراه مي آورد. اين به معني عدم توجه به نتيجه گرايي نمي باشد، بلكه به معني اولويت وظيفه به نتيجه است. و اساساً نگاه به نتيجه نيز خود به نوعي منتج از وظيفه اي است كه بر عهده مدير جهادي مي باشد، تا با بهترين استفاده از منابع سازمان بهترين نتيجه ها را به دست آورد. بنابراين در برخي مواقع توجه به نتيجه، خود، وظيفه را مشخص مي كند، ولي به شرطي كه بر خلاف ديگر وظايف مدير نباشد. براي روشن شدن مساله يك مثال سازماني مطرح مي كنيم:

كارخانه اي را لحاظ كنيد كه، آخر ماه است و بايد حقوق كارگران خود را بدهد، از طرفي ديگر مي داند كه به خاطر گران شدن بنزين، به زودي مواد اوليه اي مورد نيازش گران مي شود. در اينجا چنانچه مدير بخواهد بر اساس نتيجه گرايي صرف و كوتاه مدت نگاه كند، بهتر آنست كه حقوق كارگران را يك ماه ديرتر پرداخت كرده و در عوض مواد اوليه خود را تهيه كند. تا سود كلاني را ببرد. ولي اگر مدير بخواهد بر اساس وظيفه گرايي عمل كند، مي داند كه اين پول براي كارخانه نبوده و در واقع مالكيت آن براي كارگران است. در اين شرايط اساساً مدير به هيچ قيمتي حق ندارد بدون اجازه كارگران، اين مبلغ را سرمايه گذاري كند. بنابراين او حقوق كارگران را پرداخت مي كند، ولو اينكه به خاطر اين كار كارخانه ضرر كند.

البته ناگفته نماند كه تجربيات مديريتي خود ثابت كرده است كه در مجموع رويكرد دوم، به خاطر اهميت به كارگران و ايجاد رضايت شغلي بالاتر، در بلند مدت منجر به نتايج بهتري براي سازمان و كارخانه ها نيز شده است. لكن نكته اساسي اين جاست كه حتي چنانچه منجر به نتايج ضعيفتري نيز مي شد، ولي مدير جهادي وظيفه دارد كه حقوق افراد را به موقع بپردازد. چرا كه وي به وظيفه الهي خود عمل مي كند و به اين آيه شريفه ايمان دارد كه "الَّذِینَ ءَامَنُوا إِن تَنصرُوا اللَّهَ یَنصرْكُمْ وَ یُثَبِّت أَقْدَامَكمْ"(آيه 7، سوره مباركه محمد).

و يا شرايطي را لحاظ كنيد كه مدير مي تواند با پرداخت رشوه در يك مزايده پيروز شود، و سود زيادي را براي سازمان و كارمندانش ايجاد كند، ولي وظيفه اخلاقي وي مانع از اين كار مي شود، چرا كه او در قبال جامعه موظف به رعايت قانون و اخلاق مي باشد.

چگونه نتيجه مي تواند وظيفه را مشخص كند؟

مدير سازمان مي تواند، سرمايه سازمان را بر اساس چهارچوبهاي قانوني و اخلاقي در 5 موقعيت سرمايه گذاري كند، در اينجا چنانچه هر 5 موقعيت از شرايط مختلف از جمله منافع فردي و سازماني و عمومي يكسان باشد، او موظف است كه بر اساس پيش بيني بهترين نتيجه ها، محل سرمايه گذاري خود را مشخص كند و حق ندارد كه در اين زمينه احمال كاري كند.

بنابراين مدير جهادي در اولويت اول، موظف است كه وظايف و دستورات محكم ديني را كه شامل اجراي واجبات و احراز از محرمات است را رعايت كند و در گام دوم در محدوده به اصطلاح منطقه الفراق، يعني در محدوده اي كه اسلام حدود خاصي را تبيين نكرده است، با توجه به ديگر اصول اسلامي و همچنين حصول نتيجه تصميم گيري مي كند. در اين شرايط مردم گرايي در حدود الهي رخ مي دهد و نه بيشتر، و توجه به منافع واقعي مردم پر رنگ مي شود و نه توجه به آراء مردم.

اخلاص در نيت و عمل، ركن سوم مدير جهادي: از جمله مهم ترین شاخص‌های روحیه مدير جهادی اخلاص در نيت و عمل است. اخلاص است كه روح عمل را شكل مي دهد و عالم معنا را متأثر ساخته منجر به آن مي شود كه همچون اكسيري معجزه آسا كالبد مادي عمل را زنده كند و اثر بخش شود. از اينرو در اسلام مداوماً تأكيد شده است كه افراد در انجام وظايف خود شريكي را براي خداوند قائل نشوند و خالصانه به وظايف خود عمل كنند.

لازمه رسيدن به مقام اخلاص، خود سازي فردي است، امري كه از اولين اهداف تمامي پيامبران و ائمه بوده است.

در خصوص اهميت مسأله و رابطه آن با فعاليتهاي جهادي و مديريت جهادي، آن پير سفر كرده، در ديدار با كاركنان بخش خبر جهاد سازندگي صدا وسيما درتاريخ 2/10/58 اينگونه مي فرمايند: «كشور ما و ملت ما به سازندگي احتياج دارد و سازندگي روحي بر همه سازندگيها مقدم است. جهاد سازندگي بايد از خود افراد شروع شود] افراد بايد خودشان را [بسازند و با شيطان باطني جهاد كنند كه اين جهاد منشأ همه جهادهايي است كه بعد واقع مي شود، انسان تا خود را نسازد نمي تواند ديگران را بسازد و تا ديگران ساخته نشوند كشور ساخته نمي شود. جهاد نفس؛ جهاد اكبر است براي اينكه اگر بخواهيد همه جهاد ها نتيجه داشته باشد موكول به اين است كه در جهاد نفس پيروز باشد. همه فسادهايي كه در عالم واقع مي شود براي اين است كه جهاد اكبر واقع نشده است».

توکل، ركن چهارم مدير جهادي:

حال كه مدير جهادي بر اساس وظيفه اي كه داشته است تصميم گيري كرده و نيت خود را براي خداوند خالص گردانيده است، در اين راه ممكن است كه با بي مهري ها و پرخاشگري هاي برخي افراد ذينفع مواجه شود، لكن مدير جهادي همواره قدرت الهي را در نظر دارد و با توكل به خداوند مسير خود را ادامه مي دهد. خداوند بار‌ها بر اصل توکل تاکید کرده و حتی به پیامبر(ص) سفارش کرده که در هنگام عزم بر انجام کاری اصل توکل را فراموش نکند؛ زیرا این خداوند است که برای اسباب، آثار قرار می‌دهد و مشیت اوست که تاثیرات را رقم می‌زند (آل عمران، آیه 159).

آسيبهاي سوء برداشت از توكل: متأسفانه عدم شناخت درست از امر توكل منجر به آسيبهايي شده است كه بيشترين آن، كم كاري و اهمال كاري افراد است. به نحوي كه در بسياري از موارد افراد بدون اينكه به طور كامل به وظايف خود عمل كنند، به اصطلاح خود با توكل پيش رفته اند و نتايج زيانباري را براي كشور به بار آورده اند، مديري كه وظيفه داشته است كه براي سرمايه گذاري خود تمام جوانب را لحاظ كرده و با افراد خبره اين زمينه مشورت كند (و شاور هم فی الامر، آيه 159سوره مباركه آل عمران) ، بدون اين كه زحمتي به خود بدهد، تصميمي نسنجيده گرفته و پس از آن امور را به خدا واگذار مي كند. و متأسفانه پس از شكست هم به جاي اينكه توبه كند، آن را قضاي الهي مي خواند.

يكي از آياتي كه توكل بر آن استوار است آيه شريفه 286 سوره مباركه بقره مي باشد كه مي فرمايد: "لايكلف الله نفس الا وسعها". و خداوند بيشتر از وسع انسانها از آنها انتظار ندارد، و آيه ديگر آيه 39 سوره نجم است كه مي فرمايد: "و ان ليس للانسان الاّ ما سعي" و چنانچه مدير بر اساس وسعش و توانش به وظيفه خود عمل كند، آنگاه است كه است مشمول اين دو آيه نوراني قرآن مي شود، كه: "ان الله يدافع عن الذين آمنوا"(38 سوره مباركه حج) و "وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـكِنَّ اللّهَ رَمَى"، آنگاه كه تیر می‌انداختی، تو تیر نمی‌انداختی، خدا بود كه تیر می‌انداخت (آيه 17، سوره مباركه انفال).

لكن متأسفانه هم اكنون نيز در جامعه ما بسيارند افرادي كه با علم به اينكه صلاحيت لازم براي انجام كاري را ندارند، به اصطلاح خود با توكل به خداوند، مسئوليتهايي را بر عهده مي گيرند كه منجر به نتايج زيان باري براي جامعه مي شود.

غلبه ي انگيزه هاي معنوي برانگيزه هاي مادي، ركن پنجم مدير جهادي:

مازلو كسي است كه نيازهاي انساني را در 5 دسته زير تقسيم بندي كرده و بيان مي كند، كه هر كدام از اين نيازها منجر به انگيزهاي انساني براي بر طرف كردن اين نياز ها مي شود:

نيازهاي مادي، نيازهاي امنيتي، نيازهاي اجتماعي، نيازهاي احترام، نيازهاي خود شكوفايي

در اين تقسيم بندي، نيازهاي معنوي و ديني در رده نيازهاي خود شكوفايي قرار مي گيرند.

در دنياي كنوني افراد به نحوي رفتار مي كنند كه بتوانند بيشترين حد از نيازهاي 5 گانه خود را بر طرف كنند، و مديران نيز در هنگام رفتار با زير دستان خود، تلاش مي كنند كه بيشترين حد از نيازهاي 5 گانه فوق را براي آنها فراهم كنند تا بتوانند رضايت شغلي افراد را افزايش داده، دستيابي به اهداف سازماني را محقق سازند. لكن در دنيال كنوني بيشترين تأكيد بر همان مرحله اول نيازها، يعني نيازهاي مادي مي باشد، به نحوي كه بر اساس سلسله مراتب مديريتي افراد، حقوق آنها نيز افزايش يافته و بهره مندي آنها از منافع مادي بيشتر مي شود. اين مدل آسيبهاي فراواني دارد كه از جمله آنها مي توان معايب زير را نام برد:

معايب مستقيم مادي گرايي در سازمان ها:

1. افزايش هزينه هاي سازمان

2. افزايش شكاف طبقاتي بين مديران و كارمندان

3. افزايش فساد اداري و تمايل افراد منافق به تصاحب پستهاي مديريتي

4. ايجاد نارضايتي نسبي در كارمندان و زيردستان

5. رخداد زير آب زني هاي فراوان براي تصاحب پستهاي بالاتر

و ....

معايب غير مستقيم كه به خاطر ايجاد روحيه مادي گرايانه در افراد پديد آمده است:

1- ايجاد روحيه منفعت گرايي در افراد

كه خود مي تواند منجر به آسيبهايي از جمله، برتري روابط بر ضوابط، عدم شايسته سالاري، عدم امكان وحدت، رخداد تعارضات فراوان، ايجاد بوروكراسي خشك و خسته كننده، ايجاد فرد گرايي بيشتر و عدم مسئوليت پذيري افراد شود.

2- مادي گرايي بيش از حد

حديث معروف "حب‌ الدنيا راس کل خطيئه” دوستي دنيا در رأس تمام خطاها قرار دارد، به همين امر توجه مي كند، حضرت امام(ره) به عنوان مدير ارشد اين حكومت ، بارها خطر آلوده شدن به دنيا را گوشزد مي كردند و آن را يكي از ريشه هاي مشكلات ديگر مي دانستند.

3- افزايش امكان رخداد فسادهاي ديگر اداري از جمله رشوه، رابطه مداري، تملق گويي، فروش اطلاعات سازمان و ...

4- اولويت دهي اهداف فردي بر اهداف سازماني

در اين شرايط، كه هر شخصي به دنبال تأمين اهداف فردي خود مي باشد، رسيدن به وحدت اساساً پارادوكسي بيش نمي باشد و نتيجه آن همين اختلافات فراوان در تمامي امور جامعه و كشمكشها و نزاع ها و اتلاف نيروهايي است كه مشاهده مي كنيم.

5- كاهش انگيزه هاي معنوي

6- رخداد خستگي و فرسودگي شغلي (به دليل كاهش بر طرف شدن نيازهاي معنوي و خود شكوفايي)

و ...

دنياي كنوني ما با اين مشكل بزرگ، مواجه است و مديران مدرن تنها نسخه اي كه در مقابل آن پياده مي كنند، تلاش براي انتخاب افرادي است كه به شغل خود علاقه مند باشند و بتوانند در پستهاي مورد علاقه خود قرار گيرند. در حالي كه مدير جهادي با استفاده هم زمان و درست از انگيزه هاي مادي و معنوي، مي تواند رضايت مندي بالايي را براي خود و كارمندانش به ارمغان بياورد. لكن در نگاه مديريت جهادي بر خلاف مديريت مدرن، اين انگيزه هاي معنوي است كه بر انگيزه هاي مادي غلبه دارد. و چنانچه اركان 4 گانه قبلي به درستي رعايت شده باشد و مدير و كارمندان همگي از ايمان واقعي برخوردار باشند، تنها انگيزاننده اصلي افراد براي انجام به كاري انجام وظيفه الهي مي باشد و در اين مدل، انگيزه هاي مادي نادرست، نمي تواند افراد را از مسير خارج كند، چرا كه خداوند روزي رسان است و اوست كه تدبير امور را مي كند و همو وعده داده است كه مومنان را ياري كند. بر اساس اين مدل لازم است كه نحوه پرداخت حقوق افراد نيز تغيير كند، اينكه بهترين روش تعيين حقوق افراد بر اساس نگاه اسلامي چيست، خود نيازمند تحقيقات بيشتري مي باشد، لكن نظر شخصي بنده اين است كه، تحصيلات و درجه و پست سازماني تأثير گذار بر ميزان حقوق نباشد و ميزان حقوق بر اساس عواملي همچون موارد زير مشخص شود:

مقدار مكفي (براي زندگي عادي افراد كفايت كند)، تأهل افراد، تعداد فرزندان، سختي كار

و ديگر انگيزه هاي افراد بر اساس انگيزه هاي معنوي و اداء وظيفه اي كه بر عهده آنها است، شكل مي گيرد. در اين حالت مدير جهادي خود بايد الگو بوده و پيشرو باشد، چرا كه انگيزه اصلي وي رضايت الهي مي باشد و بنابراين دريافت حقوق مكفي و برابر با كارمندان خود، نبايد مانع از فعاليت و تلاش وي شود. كه مولي علي(ع) مي فرمايند:

«المؤمن قلیل المؤنه و كثیر المعونه[1]». مؤمن زیاد خدمت می‌كند ولی هزینه‌اش كم است.

ايمان واقعي به اهدف و آرمان ها، آنچنان آتشي در قلب افراد شعله ور مي كند و آنچنان انگيزاننده است كه نه تنها انگيزه لازم براي انجام امور عادي را فراهم مي كند، بلكه توان شكستن تمامي ساختارها و بندهاي قبلي را داشته، مانع از اسير شدن مدير در مشكلات ساده مي شود. نمونه هاي بارز آن را مي توان در طول تاريخ اسلام مشاهده كرد، كه در دوران معاصر خودمان نيز پيروزيهاي چشم انگيز سپاه اسلام همگي مديون همين نگاه بود، چرا كه ايمان رزمندگان به اهداف خود، منجر مي شد كه آنها تمام توان خود را بر اهداف عاليه متمركز كرده و براي رسيدن به آن از هيچ فداكاري و جانبازي دريغ نكنند و نتيجه امر، اين بود كه حصارها را در مي نورديدند و بن بست ها را مي شكستند و حيرت جهانيان را بر مي انگيختند.

حل تعارض مديريت دولتي و خصوصي: شايد بتوان مدير جهادي را نسخه اي براي حل مشكل لاينحل كارايي و تعارض مديريت دولتي و خصوصي دانست. چرا كه تفكر اصلي در خصوصي سازي امور و تلاش براي كوچك كردن دولت، همين انتفاع مادي و انگيزه هاي مادي است، اين تفكر مدعي است كه چون افراد در دستگاه هاي دولتي انتفاع شخصي ندارند، نسبت به بيت المال توجه كافي را نداشته و بنابراين منجر به اتلاف سرمايه ها و كاهش كارايي مي شود، و تنها راه حل آن خصوصي سازيست، تا افراد بتوانند بر اساس منافع مادي خود، با جلوگيري از اصراف و اتلاف هزينه ها كارها را در كوتاه ترين زمان و بهترين كيفيت انجام دهند. حال آنكه تجربه چندين ساله اخير، نتايج ديگري را نشان داد، از جمله اشكالات وارده، موارد زير است:

1. رخ داد لابي هاي قوي براي دريافت پروژه ها در بين پيمانكاران بخش خصوصي

2. تقلب و كم كاري در انجام پروژه ها و تطميع ناظرين

3. لابي پيمانكاران با يكديگر براي افزايش نابجاي قيمت ها

4. حاكم شدن نگاه جزيره اي بين پيمانكاران و سازمانها و عدم توجه به منافع عمومي

5. ايجاد انشقاق بين سازمانها و تلاشهاي هر كدام براي جذب بودجه هاي بيشتر

و ....

در اين وضعيت، كه مدافعان خصوصي سازي نتايج كارهاي خود را با دوران مديريت دولتي مقايسه مي كنند، بد نيست، مقايسه اي نيز با زمان مدير جهادي كه در ابتداي انقلاب رخ داد، داشته باشند. البته اين امر نيازمند تحقيقي مفصل و جامع مي باشد، لكن شنيده ها، حاكي از آن است كه خدماتي كه در زمان ابتداي انقلاب توسط جهاد سازندگي (كه بر خواسته از تفكر مديريت جهادي بود) انجام پذيرفت بي بديل بوده و قابل مقايسه نيست. چيزي كه مقام معظم رهبري اينگونه مطرح مي كنند:

"آن روز که نهاد انقلابي جهاد سازندگي به وجود آمد، يقيناً هيچ ارکاني از ارکانهاي کشور قدرت نداشت به ترميم خرابي ها و ايجاد و سازندگي به شکل مطلوب، به نحوي که جهاد متصدي آن است بپردازد."[2]

از سويي ديگر، بسياري از اشكلاتي كه بر مديريت هاي دولتي وارد مي كنند از جمله بي مسئوليتي، بوروكراسي زائد، كم كاري و هزاران اشكلات ديگر همگي منتج از مديريت غير جهادي است كه بر مبناء منافع مادي شكل گرفته و نه بر اساس انگيزه هاي الهي و احساس وظيفه، كه نمونه هاي مديريت جهادي در جهاد سازندگي و جنگ تحميلي نتيجه اي بر خلاف ادعاهاي افراد در خصوص مديريت هاي دولتي را نشان داده است.

آرماني كه مقام معظم رهبري آن را اينگونه مطرح مي كنند:

"همه مسئولین باید در خدمدير جهادي به مردم از یکدیگر سبقت بگیرند و یک نهضت خدمدير جهادي به مردم راه بیاندازند."(سخنرانی در حرم رضوی، ۱/۱/۸۲)

و اين آرمان محقق نمي شود، مگر با غلبه انگيزه هاي معنوي بر مادي.

ساده زیستی در زندگی خصوصی مدیران و اعتقاد به این امر مهم:

نتيجه غلبه انگيزه هاي معنوي بر مادي، در تفكر يك مدير جهادي، منجر به آن مي شود كه همچون ائمه اطهار سطح زندگي خود را در پايين ترين سطح زندگي مردم نگه دارند. و اين خود از نشانه هاي عملي، ايمان واقعي افراد و مديران مي باشد.

صداقت در گفتار و كردار و ايثار در عمل، ركن ششم مدير جهادي:

صداقت در گفتار و كردار و ايثار در عمل مدير جهادي، نشانه اي ديگر از ايمان واقعي او به اهداف و آرمانها مي باشد. براي وي هدف وسيله را توجه نمي كند و وي حق ندارد كه به هيچ قيمتي، از محور صداقت خارج شود، چرا كه اساساً خود صداقت ذاتاً ارزشمند بوده و از اهداف و وظايف مدير مي باشد.

كار خستگی ناپذیر و نا محدود در مقابل نگاه اداري به كار، ركن هفتم مدير جهادي:

در اين شرايط مديري كه نگاهش به كار وظيفه مدارانه است، و تلاش مي كند بيشترين حد رضايت الهي را جلب كند، در چهارچوبهاي اداري نمي گنجد و به دنبال بهانه جويي براي تعطيل كردن كار نيست، چرا كه همواره خداوند را ناظر بر اعمال خود مي بيند و پاداش اعمال خود را از او طلب مي كند تا از سازمان. بنابراين نشانه اي از ايمان واقعي فرد، تلاش خستگي ناپذير وي و عدم محدود شدن در چارچوبهاي اداري و پاداشهاي سازماني مي باشد.

غلبه نظارت دروني بر نظارت بيروني، ركن هشتم:

مدير جهادي كه ايمان راستين تمام وجودش را گرفته و اهدافش را بر اساس اهداف الهي ترسيم كرده و وظيفه مدارانه عمل مي كند، بيش از اينكه از نظارتهاي ناقص و جهت مدار مديران ارشد و كارمندان و مردم بيم داشته باشد، نظارت الهي را احساس كرده و بيش از همه خود متذكر خود است (حاسِبُوا اَنْفُسَکُم قبلَ اَن تُحاسَبُوا[3]) و از انتقادهاي واقعي استقبال كرده به دنبال اصلاح خويش حركت مي كند. چرا كه مي داند نظارت الهي خطا ناپذير است و فرار از دادگاه الهي امكان ناپذير "لا يمكن الفرار من حكومتك" (دعاي كميل).

نتيجه گيري:

عرصه مديريت، عرصه گسترده اي است كه در نورديدند تمامي اركان آن، نيازمند سالها تحقيق و تجربه هم زمان مي باشد، آنچه مطرح شد اركان اصلي بعد رفتاري يك مدير جهادي بود، لكن نوع رفتار مدير جهادي در ابعاد ساختاري مديريت، از جمله انتخاب ساختار مناسب، انتخاب سبك مناسب رهبري، انتخاب نوع برنامه ريزي، مدل تصميم گيري، نحوه استخدام، نحوه بازنشستگي، نحوه برنامه ريزي مالي، نحوه تعامل با محيط و ديگر مشخصه هاي عمومي مديريت مطلوب كه در ابتداي مقاله ذكر شد و صدها پرسش ديگر باقيست كه هنوز نياز به تحقيقات عميق و تجربه هاي گرانبهاي مديريتي دارد. ليكن به نظر مي رسد كه چنانچه مدير جهادي به واقع به تمامي ويژگيهاي مديريتي خود تكيه كند، و بر مبناء آنها، به سراغ مشكلات و معضلات مديريتي برود و در ميانه راه استحانه نشود، مي تواند بر اساس ارزشهاي اسلامي و با توجه به شرايط محيطي هر سازمان، راه حل هايي بر مبناء ارزشهاي اسلامي طرح كرده و زمينه سازي لازم براي تحقق سبك مديريت جهادي واقعي را فراهم آورد.

سخن پاباني:

از بركات تحريم، احياء انديشه مديريت جهادي است، و اميد است كه اين انديشه هر روز پر بار تر شده و روحيه جهادي را به مردم و مديران ما بازگرداند، البته اين روحیه به عنوان ملکه در افراد شکل می‌گیرد و این‌گونه نیست که با شعار بتوان آن را تحقق بخشید؛ بلکه همانند دیگر منش‌ها و خلق و خوی بشر می‌بایست با تمرین و تکرار ایجاد و نهادینه شده و به عنوان شاکله شخصیتی فرد در آید. در این صورت است که می‌توان از یک شخصیت انقلابی و جهادی، مدیریت جهادی را انتظار داشت (پور منصور ). زیرا هر کسی چنان عمل می‌کند که شاکله و شخصیت وجودی‌اش شکل گرفته است. "یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ" (سوره مباركه اسراء، آیه 84).

در پايان، براي ختم كلام، سخناني از مقام معظم رهبري ، حضرت آيت الله خامنه‌ای در خصوص جهاد و حركت جهادي ذكر مي كنيم:

جهاد يعني حركت انسان در ميدان حركت و مبارزه با مانع‌ها و مانع تراش‌ها و احساس تكليف و تعهد. يك ملت وقتي معتقد به جهاد شد، در همه ميدان‌ها پيشرو است. جهاد فقط تفنگ به دست گرفتن نيست؛ جهاد اين است كه انسان خود را هميشه در ميدان حركت و مبارزه با مانع‌ها و مانع تراش ‌ها پيند، احساس تكليف كند، احساس تعهد كند؛ اين می‌‌شود جهاد؛ جهاد اسلامي اين است. جهاد گاهي با جان است، گاهي با مال است، گاهي با فكر است، گاهي با دادن شعار است، گاهي با حضور در خيابان است، گاهي با حضور در پاي صندوق رأي است؛ اين می‌‌شود جهاد في سبيل اللَّه؛ و اين است كه يك ملت را رشد می‌دهد، طراوت می‌دهد، تازگي می‌دهد، اميد می‌دهد و يك ملت پيش می‌ رود. حالا مبارزه با اين ملت چگونه ممكن است؟ آن جبهه ضد اسلامي و ضد انقلاب اسلامي و ضد نظام اسلامي كه در دنيا به وجود آمد، مي‌خواهد با يك چنين پديده عظيمي مبارزه كند. چه جوري مي‌تواند مبارزه كند؟ با جنگ امكان ندارد ـ امتحان كردند، ديدند ـ با تهديد به جنگ و تهديد نظامي امكان ندارد، با تحريم امكان ندارد. كساني كه خيال مي‌كنند می‌توانند ملت ايران را با تحريم به زانو در بياورند، آب در هاون می‌‌كوبند. ملتي كه اميد دارد، ايمان دارد، می‌‌داند دارد چه كار می‌ كند، اين ملت را كه با تهديد نمي‌شود به عقب‌نشيني وادار كرد(26/8/1389).

هادي مصدق

دانشجوي دكتري مديريت آموزشي

منابع:

قرآن كريم.

پور منصور، اسماعيل.(1393). شاخصه‌های مدیریت جهادی از دیدگاه قرآن . برگرفته از سايت:

http://kayhan.ir/fa/news/9452 در ارديبهشت 1393

[1] ارشاد القلوب، ص 115 ؛ كافي ج 2 ، ص 241 ؛ جامع الاحاديث، ج 16 ، ص 690.

[2] فصلنامه فرهنگ جهاد شماره 1 پاييز 1374

[3] بحارالانوار، ج 67، ص 73 به نقل از اخلاق در قرآن، ج 1، ص 255

[4] ارشاد القلوب، ص 115 ؛ كافي ج 2 ، ص 241 ؛ جامع الاحاديث، ج 16 ، ص 690.

[5] فصلنامه فرهنگ جهاد شماره 1 پاييز 1374

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: