به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۷۵۷۴۳
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۷:۴۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
روزنامه جمهوری اسلامی با هاشمی رفسنجانی مصاحبه ای مفصل انجام داده که نکات بسیار مهم و قابل تاملی در این مصاحبه مستتر است.

سخن، گروه سیاسی: از آنجا که متن پرسش و پاسخ ها طولانی است، شبکه خبری سخن با برگزیدن 31 جمله مهمِ هاشمی، مغز این سخنان معنادار و مهم را در اختیار خوانندگان عزیز قرار میدهد.

جمله های معناداری که مخاطب خاص داشت، نه عام!

جمله شماره 1- نمی‌شود که انسانی بیاید جامعه‌ای را دگرگون کند و فکر کند که همه دنبالش می‌‌آیند.در تاریخ اسلام می‌خوانیم که پیامبر(ص) بعد از حضورشان چقدر جنگ کردند و چقدر کشته در آن زمان در آن منطقه کوچک پیش آمد! آیا می‌ارزید که این کار را بکنند؟ مگر خود حضرت علی(ع) که آمدند و خلافت را قبول کردند ـ علم غیب ایشان را ندیده می‌گیریم ـ جنگ جمل، جنگ نهروان و جنگ صفین پیش نیامد؟

جمله شماره 2- نظام شاهنشاهی غلط است و بشر نمی‌تواند با آن نظام زندگی کند. مگر نظم سلطنتی مثل انگلیس که شاه فقط الگویی برای کار و تشریفاتی است. اما حکومت سلطنتی مساله واقعاً خطرناک است و قانون آن در این شرایط دنیا اصلاً معنایی ندارد.

جمله شماره 3- بسیاری از قوانین سابق را بعد از انقلاب تجدیدنظر کردیم و دیدیم همان قانون قبلی درست بود و دوباره برگشتیم.

جمله شماره 4- سازمان درستی را تنظیم کردیم تا انسانی را با آن شرایط انتخاب کنند. حتی در قانونی که همین خبرگان نوشتند، راه عزل هم آمده است. وظیفه خبرگان مشخص است. کمیسیون تحقیق درست کردند. کمیسیون تحقیق متشکل از ده نفر از فحول علماست که باید دایماً عملکرد رهبری و سازمان‌های مربوط به ایشان را زیرنظر بگیرند و به خبرگان گزارش بدهند.

جمله شماره 5- اگر به مقتضیات آنچه که نوشتیم و قانون قطعی است، عمل شود، بسیار خوب است. یعنی جایی باشد که براساس عدالت، تقوا، مدیریت و همان شرط‌هایی که در قانون آمده، از شرایط رهبری مواظبت کند تا مقبول باشد و مردم هم او را قبول داشته باشند. این است که می‌گوییم فصل الخطاب و ضامن عدالت و خیلی چیزهاست و اگر انحراف پیدا شود، این مسایل هم می‌تواند اتفاق بیفتد.

جمله شماره 6- همان موقع برای غیر از امام(ره)، شورای پنج نفری در قانون اساسی بود. البته شاید مدیریتش ضعیف می‌شد، ولی اطمینانش بیشتر بود و ما هم که گرداننده بودیم، به شورا رسیدیم و سه نفر را معرفی کردیم. درست هم انتخاب کردیم. آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله مشکینی بودند. گفتیم اینها شورا باشند و به مجلس خبرگان آوردیم، اول موضوع رهبری فردی یا شورایی بودن مطرح شد.

جمله شماره 7- آیت‌الله خامنه‌ای از رهبری شورایی حمایت کردند و من هم وقت خواسته بودم که نوبت نرسید و رهبری فردی با اکثریت رای آورد. وقتی فردی رای آورد، نوبت به انتخاب فرد رسید. خودم را می‌گویم و شاید نظر همه کسانی که رای دادند همین باشد، که کسی مناسب‌تر از آیت‌الله خامنه‌ای نبود. الان هم همین است.

جمله شماره 8- اگر فردا آیت‌الله خامنه‌ای نباشد، چه کسی را دارید که به عهده بگیرد و مثل ایشان سابقه انقلابی، اجتهاد و آشنایی با همه شرایط کشور و جهان داشته باشند، به خصوص نیروهای مسلح را خوب بشناسند؟ پرسشگر با تایید سوال آیت الله هاشمی می گوید: اشکال ما همین جاست. همه ما برای سلامتی ایشان دعا می‌کنیم. اشکال ما همین است که خدای نخواسته اگر مشکلی برای ایشان به وجود بیاید، سرنوشت این نظام اسلامی و نظام ولایت فقیه با این قانون اساسی، می‌خواهد به دست چه کسی سپرده شود؟

جمله شماره 9- اگر خبرگان به وظیفه خودشان درست عمل کنند، در صورت نبودن یک فرد مناسب حتماً می‌توانند شورایی کنند. چون قانون شوراشدن هم باز است. شاید در آینده بدون شورا نتوانند کار درستی انجام بدهند. البته این کار تا حدودی به مردم هم بر می‌گردد، چون اگر مردم نمایندگان خود را درست انتخاب کنند، می‌توان امیدوار بود.

جمله شماره 10- شبهه ای که پرسشگر مطرح می کند: الان 25 سال از بازنگری قانون اساسی گذشته است. حتماً این ساختار یک مشکلاتی دارد که در عمل خودش را نشان می‌دهد. من دو مثال ‌می‌زنم، در همان شورای بازنگری قانون اساسی، طرحی آورده شد که به طرح «توقیت» معروف شد که رهبری ده ساله باشد و بعد از ده سال مجلس خبرگان بنشیند و عملکرد را بررسی کند و اگر تایید شد، تمدید کند و اگر نخواست، کس دیگری را انتخاب کند. یا طرح دیگری به نام نظارت بر عملکرد رهبری آورده شد که آن موقع تقریباً جناح چپ مخالفت کردند و به نتیجه نرسید و در قانون اساسی در همین حد تصویب شد که نظارت بر بقای شرایط باشد. یعنی نظارت در حدی باشد که بگویند شرایط در رهبری باقی است. لذا الان استدلال می‌کنند و می‌گویند که مجلس خبرگان اصلاً حق نظارت بر عملکرد ندارد و فقط نظارت بر بقای شرایط است. و پاسخ جالب آیت الله هاشمی: همین را که الان شما مثال زدید، یعنی رهبری ده سال باشد، رای نیاورد. خود آیت‌الله خامنه‌ای از کسانی بود که به من گفتند: « من احساس خفقان می‌کنم که انسان بخواهد برای همیشه بماند و مردم هم هیچ چاره‌ای نداشته باشند.» مخالف بودند و خیلی‌ها هم مخالف بودند و بحث کردیم. اما موقت بودن زمان رهبری رای نیاورد. در جمعی رای نیاورد که نخبه‌های آن روز بودند و امام آنها را انتخاب کرده بودند که این کار را بکنند.

جمله شماره 11- اولین اشکالی که هیات تحقیق در شرایط رهبری ببیند، باید گزارش دهد. اینکه چگونه جلسه تشکیل می‌دهد و چکار می‌کند، به طور مفصل آمده است.

جمله شماره 12- اگر به قوانین خبرگان عمل کنیم، هیچ مشکلی نداریم و بن‌بستی در کار نیست. خبرگان قانونی گذراندند که هر یک سازمان‌های زیر نظر رهبری که از آنها خواسته شده باید در هر اجلاس گزارش بدهند و ده سوال از آنها بشود و جواب بدهند. رهبری هم اشکالی به آن نگرفتند. بعد‌ها دعوت کردیم که بیایند. مثلاً گفتیم که رئیس سازمان صداوسیما بیاید. بعد از مدتی گفتند که ما نمی‌آییم. به همه گفتیم که بیایند که هیچ کدام نیامدند. در آخر یک مورد آسان پیدا کردیم و گفتیم که رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه بیاید. در ابتدا همه خوشحال می‌شدند، اما وقتی موعد می‌شد، نمی‌آمدند.

جمله شماره 13- امام که آمدند و انقلاب پیروز شد، بعد از مدتی خواستیم رئیس‌جمهور انتخاب کنیم. نظر ما این بود که در کنار بنی‌صدر، آقای بهشتی هم در انتخابات باشد. اما امام نگذاشتند و جلویمان را گرفتند. شخص امام با مصلحت‌بینی خودشان جلو ما را گرفتند. می‌خواهم بگویم شما جایی را پیدا نمی‌کنید که بشر اشتباه نکند و جایی هم پیدا نمی‌کنید که بی‌قانونی نشود.

جمله شماره 14- آقای بنی‌صدر به خاطر مخالفتی که با نهضت آزادی و همه مبارزین و ما داشت، یکی، دو سال به همه جای کشور می‌رفت و سخنرانی می‌کرد و هر چه می‌خواست، می‌گفت و وعده می‌داد. مردم مشکلاتی در اقتصاد و زندگی داشتند و می‌دیدند او همان مشکلات را می‌گوید که به او رای دادند. ولی او معجونی بود که صد بار مستبدتر از همه کسانی است که در ذهن شماست. اصلاً در مسائل مشورت‌پذیر نبود. امام هم فهمیدند و کار به جایی رسید که او با واسطه به امام رساند که رای من در بین مردم از شما بیشتر است. رای من53 درصد و رای شما 47 درصد است. شما نمی‌توانید به من امر کنید. تا این مقدار جلو رفت. در جنگ وارد شد و اجازه نمی‌داد که نیروهای مردمی بیایند. ارتش ما تقریباً دست نخورده بود و معلوم بود که می‌تواند در مقابل عراق دفاع کند، اما به ارتش هم میدان نمی‌داد. بنی‌صدر اشتباهات زیادی داشت که امام به مرور متوجه شدند و فهمیدند. ما قبلاً این‌گونه آدم‌ها را بیشتر می‌شناختیم و با اینها سروکار داشتیم.

جمله شماره 15- همه قوانین مربوط به خبرگان مال خودش است و می‌تواند قانون بگذراند. بنابراین راه خروج همیشه هست. حتی راه خروج قانون اساسی را که قبلاً ننوشته بودند، نوشتیم. الان راه خروج قانون اساسی هم هست و می‌توانیم همه اصولی را که مردم فکر می‌کنند مزاحم است، حذف کنیم. یعنی این هست و راهش هم خیلی روشن است که از این راه می‌توانیم، انجام بدهیم.

جمله شماره 16- مسئله رضایت مردم، همیشه جدّی بود که رفراندوم گذاشتیم. دو، سه اصل راجع به رفراندوم هست و می‌توانیم مسائل مهم را با رفراندوم بگذرانیم. الان در هیچ جا بن بست نداریم.

جمله شماره 17- در مورد رهبری که شخص اول مملکت است، صراحت قانونی داریم که اگر عدالتش مخدوش شود، معزول است و خودش هم حق ندارد دیگر دخالت کند.

جمله شماره 18- همیشه باید برای بهتر کردن آینده تلاش کرد. خود من اگر به آینده کشور امیدوار نبودم، نمی‌آمدم نامزد شوم. در سن 80 سالگی معلوم است که میل به این کار ندارم. می‌خواستم بن‌بست را بشکنم. حدس می‌زدم و استخاره هم کرده بودم که نشان می‌داد پیش نمی‌روم، ولی خوب آمده بود. فکر می‌کنم الان وقتش فرا رسیده، چون اکثریت مردم این وضع را قبول ندارند.

جمله شماره 19- مردم اصول انقلاب را قبول دارند، سیاسی‌کاری‌های مجلس را قبول ندارند، ناعدالتی‌های قوه قضائیه را قبول ندارند. اشکالاتی به دولت داشتند و نسبت به همین دولت هم دارند. من می‌گویم وقت آن است که مردم اقدام کنند تا انتخابات درستی انجام شود.

جمله شماره 20- این‌گونه نخواهد بود که انسان بگوید با یک انتخابات به طرف بهشت رفتیم.

جمله شماره 21- همین امروز و پیش از شما یکی از کارخانه‌دارهای کشور پیش من آمد و گفت که در یکی از استان‌ها استانداری آوردند که به جرم اینکه من به ستاد شما کمک کردم، کارخانه ذوب آهن مرا تعطیل کرده است. یعنی تا این حد و این‌گونه استانداری را گذاشتند.

جمله شماره 22- آنچه من می‌فهمم، این است که الان مصلحت است که این نظام را حفظ کنیم که راهش انتخابات در محدوده قانون و نظام است. یعنی مثل آن دفعه مردم وارد شوند. بالاخره ما فداکاری کردیم. من مطمئن شده بودم که نمی‌توانم. براساس استخاره می‌گفتم: یا رهبری به من می‌‌گوید که نرو، یا شورای نگهبان رد می‌کند و یا در انتخابات خراب می‌کنند. ولی خوب شد که این وسط ماندم. مردم هم آماده هستند. یعنی تا گفتیم، مردم آن‌گونه جمع شدند.

جمله شماره 23- . امام موسی صدر در لبنان خیلی فعال بود. آخرش گفت: «من به این نتیجه رسیدم که السّیاسیون تُجّار الدّم»، یعنی سیاسیون تجار خون هستند و از مسائل کنار کشید.

جمله شماره 24- همین ماهواره‌ای که الان در مدار زمین می‌گردد و پیام مخابره هم می‌کند، دستاورد انقلاب است. کار آن را از اواخر جنگ شروع کردیم. گروهی در جهاد سازندگی کار خود را روی موشک شروع کردند. برای اینکه بتوانند پرتاب کنند. موشک 140 کیلومتری را در اواخر جنگ آزمایش کردند و خودم به آنجا رفتم و آزمایش کردم. در اینجا کسی به ما کمک نکرده است.

جمله شماره 25- ما در موشک این همه پیشرفت کردیم که الان به راحتی می‌توانیم موشک‌های قاره‌پیما بسازیم. اگر مشکلات تحریم را درست نکرده بودند، با قدرت خودمان به خیلی جاها می‌رسیدیم. منتها فعلاً سیاسی شده است.

جمله شماره 26- نمی‌خواهیم از آنها دستور بگیریم، می‌خواهیم با هم تعامل کنیم، اگر تعامل کنیم و دعوا نکنیم، می‌توانیم. شرطش رفتار اعتدالی و معقول است. نباید افراط کنیم. از اشتباهات ما این بود که زمانی افراط کردیم.

جمله شماره 27- اگر ما افراطی‌های کشورمان را مهار نمی‌کردیم، بعضی‌ها از تکفیری‌ها کم نداشتند. چون داعیه حکومت جهانی داشتیم، بعضی‌ها برای خودشان رسالت می‌دانستند که کارهای افراطی کنند.

جمله شماره 28- خداوند رحم کرد و جنگ آن‌گونه تمام شد. بعد از جنگ اعتدال را سیاست کشور قرار دادیم و ارتباطمان را با دنیا طبیعی کردیم و کشورمان را ساختیم.

جمله شماره 29- تبریک مرگ ملک عبدالله اوج نگاه افراطی است. متاسفانه مصالح نظام و جهان اسلام را فدای کینه‌های خود می‌کنند.

جمله شماره 30- اصلاً به فکر نباشید که کسی بتواند مدینه فاضله‌ای درست کند و انسانی که فرشته و جن در وجودش هست، بتواند مدینه فاضله درست کند. این نمی‌شود. اصلاً خداوند ما را این‌گونه قرار داده که آزمایش بشویم و خودمان راه را پیدا کنیم. باید تلاش‌بکنیم و ما واقعاً تلاشمان را کردیم.

جمله شماره 31- مردم مثل یال اسب به صورت انبوه در خانه ایشان گرفتند که نزدیک بود امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در بین مردم پایمال شوند. به این صورت ایشان را آوردند، اما چند روز بعد دیدیم که همیشه جنگ بود و آدم‌های متقلب و دنیا طلب آن کارها را کردند. به هر حال اگر ما نقش خود را ایفا کنیم، به جایی می‌رسیم و اگر کار خوب کرده باشیم، خداوند به ما نتیجه می‌دهد و اگر هم بد کرده باشیم، باید جزایش را ببینیم. این وضع همه ما و همه تاریخ است. من مایوس نیستم که بتوانیم از این تجربه‌هایی که جامعه دارد، به یک حالت اعتدال برگردیم که در کشور بوجود بیاوریم.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: