به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۷۴۸۶۲
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۹:۴۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
روزهای پایانی دی ماه (26 دی ماه93) بود که باراک اومابا،‌ رئیس جمهور ایالات متحده و دیوید کامرون،‌ نخست وزیر بریتانیا، در یک کنفرانس مشترک پیرامون پرونده هسته ای ایران سخنرانی کردند.

سخن، گروه سیاسی: در این کنفرانس مشترک اوباما با بر شمردن مضرات نرسیدن به یک توافق مشترک و بن بست در دیپلماسی، گفت: عدم دستیابی به توافق هسته‌ای از طرق دیپلماتیک به رویارویی نظامی منجر خواهد شد،‌ و ما خواهان این مسئله نیستیم.

اوباما در ادامه خطاب به کنگره افزود: کنگره باید بداند که اگر راه‌حل دیپلماتیک به شکست بینجامد، ریسک و احتمال اینکه در نقطه‌ای به یک رویارویی نظامی منجر شود بالا خواهد رفت. در این صورت مسئولیت متوجه کنگره خواهد بود.

وی سپس با اشاره بحث تکراری و همیشگی تهدید نظامی، گفت: بارها گفته‌ام که تمام گزینه‌ها روی میز است.

تنها دو روز (28 دی ماه 1393) پس از این تهدید اوباما،‌ بالگردهای توپ دار رژیم صهیونیستی در یک عملیات تروریستی، کاروانی از نظامیان ایرانی و لبنانی را در منطقه القنیطره (مزرعه الامل)‌ هدف قرار دادند. این حمله وحشیانه به شهادت تعدادی از رزمندگان حزب الله و یک سرداری ایرانی سپاه پاسداران (شهید الله دادی) منجر شد.

همه شواهد و قرائن بیانگر آن است که این عملیات ددمنشانه، بیش از آنکه تصادفی یا آنطور که برخی از مقامات صهیونیستی اعلام کردند، از سر اشتباه باشد، برای معتبر جلوه دادن تهدیدات باراک اوباما و سنگین کردن وزنه چماق مذاکرات صورت گرفت.

طی روزهای پس از این حمله،‌ رسانه های وابسته و نزدیک به مقامات رژیم صهیونیستی،‌ تلاش فراوانی مبذول داشتند تا با "اشتباهی" خواندن این حرکت وحشیانه،‌ خود را از گزند عملیات تلافی جویانه سپاه پاسداران و حزب الله لبنان در امان نگاه دارند.

اما باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در ششمین سخنرانی سالانه خود در کنگره (اول بهمن ماه 93) باز هم با تکرار مواضع قبلی خود، ایران را تهدید کرد و گفت: هیچ ضمانتی وجود ندارد که مذاکرات موفق شود و من تمامی گزینه‌ها را برای جلوگیری از یک ایران هسته‌ای روی میز نگاه می‌دارم.

وی در ادامه این سخنرانی افزود:‌ رهبری ما هنگامی بهترین است که ما قدرت نظامی را با دیپلماسی قوی ترکیب می‌کنیم.

این جملات ماشه عملیات تلافی جویانه ایران و حزب الله را علیه "سگ هار نحس نجس آمریکا" کشید و حزب الله در عملیاتی موفقیت آمیز تعداد قابل توجهی از صهیونیست ها را راهی جهنم کرد. (8 بهمن 93)

پیرامون این اتفاقات نکاتی وجود دارد که با گذشت چند روز از سیر این اتفاقات،‌ همچنان در نگاه ها مغفول مانده،‌ از این جهت،‌ به ناچار به بخشی از آن اشاره می کنیم.

اول- اینجا جای پرداختن به این موضوع نیست که سیاست تنش زدایی در دوران اصلاحات و اعتدال، دارای چه ویژگی خاصی است که در بستر حضور و بروز آن،‌ القاعده و طالبان و داعش،‌ شرق و غرب کشورمان را به صحنه تاخت و تاز خود تبدیل می کنند، فعلا هم جای پرداختن به این موضوع هم نیست که دست آورد یک سال و نیم مذاکره با آمریکا، به عنوان پشتیبان لجستیک و معنوی طالبان و داعش، غیر از هزینه زایی برای انقلاب و کشور،‌ چه منافعی را برای ما به دنبال داشته است؟ اما می توان به تیم مذاکراتی این توصیه را کرد از ادبیات غیر متمدانه و گاوچرانی رئیس جمهور آمریکا ترسی به دل راه ندهند چراکه رزمندگان حزب الله در جغرافیای مقاومت،‌ این توان را دارند که در کوتاه ترین زمان ممکن،‌ این را به اثبات برسانند که چماق بزرگ دشمن،‌ پوسیده و موریانه خورده است. پس با این پشتیبانی و ایمان به قدرت نیروهای توانمند نظامی ایران، بدون هراس از اصول و آرمان های انقلاب اسلامی دفاع کنید.

دوم- همانطور که در ابتدای این گزارش ذکر شد، این چندمین بار است که مقامات رسمی و بلندپایه ایالات متحده و کشورهای خبیث، ایران اسلامی را به عملیات نظامی تهدید می کنند. منتهی اینبار،‌ این تهدید از سوی رژیم صهیونیستی، به طور سفارشی،‌ عملیاتی شد و تعدادی شهید بر روی دست جریان مقاومت گذاشت. نه می توان از شهدای هسته ای که نام و نشانشان فاش شده و نشده، و فدای آرمان های این انقلاب شده اند گذشت و نه می توان از خون شهدایی که در این ایام، به لقاء الله پیوستند رد شد. تنها می توان امیدوار بود که تیم مذاکراتی بداند و متوجه شود هزینه نشست و برخواست ها و پیاده روی هایشان،‌ تنها در محدوده کلمات و خنده های ناموزون محدود نمی ماند. حداقل دشمن این را اثبات کرده در پس لبخندهای سرد و خنکش، دستی چدنی و آلوده به خون وجود دارد که در هر فرصتی برای پیشبرد اهدافش آن را نمایان خواهد کرد.

سوم- حالا که حزب الله قهرمان و سپاه پاسداران، پاسخ سگ آمریکا در منطقه را دادند، می توان به تیم مذاکراتی توصیه کرد از این برگه حداکثر استفاده را داشته باشد. بعد از این زد و خورد محدود، تفهیم این موضوع به طرف غربی کار سختی نیست که اگر کار را بخواهند به صحنه تقابل نظامی بکشند، قطعا اولین متضرر آن خود آنها خواهند بود.

چهارم- همین ماه پیش (14 دی 93) بود که رئیس جمهور در همایش اقتصاد ایران با توجه به برخی مسائل،‌ به کنایه گفت: در کشور ما سال‌ها و دهه‌هاست که اقتصاد به سیاست خارجی و داخلی یارانه می‌دهد، اقتصاد ما تا کی باید به سیاست یارانه بدهد؟"

باید به رئیس جمهور محترم این موضوع را متذکر شد که شما به عنوان فردی که در مسائل امنیتی و دفاعی صاحب نظریه و تجربه فراوان هستید،‌ بهتر از همه میدانید سال هاست که امنیت دیگر مرز جغرافیایی نمی شناسد، چراکه دشمن هم به چنین تقسیم بندی هایی قائل نیست. اگر اینطور نبود،‌ آمریکا یک میلیون نظامی خارج از کشور خود مستقر نمی کرد و در سرتاسر دنیا پایگاه های دائمی و موقت دایر نمی کرد.

شاید اتفاقاتی که از 26 دی تا 8 بهمن رخ داد، اثبات این موضوع باشد که صراط درست و دقیق خدمت به جغرافیای مقاومت،‌ نیاز به تغییر ریل ندارد. و اگر قرار باشد چیزی تغییر کند،‌ سیاست نگاه به دست دشمنان خون آشام و خون ریز انقلاب است که حالا به عنوان رفیق شفیق، منتظر پیش آمدن فرصتی برای زدن دشنه به قلب ما هستند.

در پایان باید از همه رزمندگانی که گمنام،‌ از مرزهای اعتقادی انقلاب اسلامی دفاع میکنند،‌ تشکر کرد و از آنها بابت مکدر شدن خاطر عزیزشان عذرخواهی کرد و گفت "اجرکم عندالله".

برچسب ها: حزب الله ، سخن ، هسته ای
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: