به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۷۳۱۱۶
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۳ - ۱۳:۲۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر محمد شفیعی‌فر
نهم دی، نشانه‌ای از تداوم حضور میلیونی مردم در راهپیمایی‌های دوران انقلاب، حضور حماسی در دفاع مقدس و همه جلوه‌های حضور ملت ایران در راه آرمان‌های‌شان به شمار می‌آید.
انقلاب اسلامی ملت ایران در سال 1357 ماهیتی داشت که با تداوم آن، همچنان زنده و پویاست؛ زیرا علت ایجاد هر پدیده­ای، علت پایدار کننده آن هم می باشد. ماهیت اسلامی و مکتبی، مهمترین و در واقع، ستون خیمه این انقلاب است. در واکنش به تلاشهای رژیم پهلوی برای قطع ریشه­های مذهبی و دینی نظام مدنی جامعه و جدایی امور سیاسی و اجتماعی از باورهای اعتقادی- ارزشی مردم، رنگ و صبغه اصلی تحرکات انقلابی جامعه، دینی و مذهبی شد و مردم با تظاهر و تمرکز خاص روی نمادهای دینی و مذهبی، به نفی رژیم پرداختند.

از سوی دیگر، مردمی بودن و گسترۀ عظیم مردمی نیز از این ویژگی هاست که مورد اذعان غالب تحلیل­گران سیاسی قرار گرفته است. برخی حتی با استناد به این ویژگی انقلاب اسلامی، آن را مردمی­ ترین انقلاب دنیا خوانده­اند. از این منظر، انقلاب اسلامی تقریباً همه جامعه را علیه رژیم حاکم پهلوی بسیج کرده بود که اوج این بسیج مردمی هم در روزهای تاسوعا و عاشورای 1357 بود و بعد از آن، شاه تصمیم به ترک تهران گرفت. معروف است که شاه با مشاهده انبوه مردم در خیابانهای تهران که نمادی از تمام ملت ایران بود، با آه سردی گفته بود: «یعنی این مردم دیگر ما را نمی­خواهند؟!».

اما رکن سوم این انقلاب عظیم اسلامی- مردمی، رهبری بی­بدیل و بی­مثال امام خمینی و روحانیت به عنوان نمادهایی از رهبری الهی و معصومین در قالب ولایت و امامت بود که پیوند امت و امامت را به نمایش گذاشت.

جمهوری اسلامی بر دوش­های مردم همراه با اعتقادات و باورهای اعتقادی­شان استوار شده است و به خاطر پای­بندی و تعهد کلیت حاکمیت به اسلام و باورهای دینی- مذهبی، مردم همچنان با آن احساس یگانگی و پیوستگی تاریخی دارند.
با پیروزی انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی بر ویرانه­های رژیم پهلوی شکل گرفت که برخلاف رژیم گذشته شکاف و تضاد تاریخی دولت- ملت، در آن موضوعیت نداشت و امت و امامت در قالب واحد مدنی جدیدی به وحدت رسیدند. در واقع، بعد از پیروزی انقلاب، حکومت و حاکمیتی مبتنی بر بافت فرهنگی- تاریخی ایران و برپایۀ بستر اجتماعی شکل گرفت که ریشه در عمق تاریخی جامعه داشت. جمهوری اسلامی مطابق اصل دوم قانون اساسی نظامی است بر پایۀ پنج اصل دین و مذهب و آزادی توأم با مسئولیت انسان در برابر خدا.

ملت ایران از زمان پذیرش دین اسلامی به عنوان مبنای اعتقادی خود، همواره به آن پای­بند و متعهد بوده و در راه بسط آرمانهای اسلامی فداکاریها و جانفشانی­های فراوانی کرده و اسلام را از آنِ خود کرده و پیشتاز سایر مسلمانان بوده است. ایرانیان با روح آزادمنشی و یکتاپرستی خود، تسلیم فطرت الهی خود شده و دین اسلام را مطابق باورهای یکتاپرستانه همیشگی خود یافته و با طیب خاطر آن را پذیرفتند و خدمات گسترده­ای به دین اسلام؛ بویژه اهل بیت پیامبر(ص) کردند و گوی سبقت را از اعراب ربودند. این­گونه بود که تشخص ایرانیان مسلمان به اهل بیت و ارادت آنها به خاندان پیامبر(ص) موجب تمایز اسلامِ ایرانی با اسلام سایر مسلمانان شد و ایرانیان به تمسک به قلب اسلام و هسته اصلی آن مشهور شدند و به محض اینکه فرصتی دست داد، توسط صفویان به مذهب تشیع در ایران، رسمیت بخشیدند.

اما در اثر تحولات زمانه و بی­کفایتی حکام و سپس پیدا شدن سروکله استعمار غربی، حکومت بر پاشنه دیگری چرخید و در مدار دیگر افتاد. حکومت پهلوی­ها اوج این فرایند بود که تلاش داشت که از عقبه و پایگاه اجتماعی خود فرار کند و مدنیت و سیاستی برمبنای سلوک پشتیبانان خارجی خود اعمال کند. بنابراین، آموزه­های اسلام و تشیع، همان گوهری بود که رژیم پهلوی از مردم و جامعه ایرانی دریغ می­کرد و تلاش داشت حکومت و مدنیت را از بستر اجتماعی و مذهبی خود جدا کند.

از این نظر، جمهوری اسلامی بر دوش­های مردم همراه با اعتقادات و باورهای اعتقادی­شان استوار شده است و به همین دلیل، علی­رغم ایراد و اشکالاتی که بعضاً در حکومت و کارگزاران حکومت می­بینند، به خاطر پای­بندی و تعهد کلیت حاکمیت به اسلام و باورهای دینی- مذهبی، مردم همچنان با آن احساس یگانگی و پیوستگی تاریخی دارند. این پیوند دولت- ملت، بیش از هر چیز متکی بر باورهای دینی و اعتقادی مردم و بویژه آموزه­های مذهب تشیع است. اسلام و مذهب تشیع یکی از متغیرهای زمینه­ای برای فهم همه تحولات جامعه ایرانی است که هم به کنش­گران سیاسی- اجتماعی، انگیزه و الهام می­دهد و هم ساختارها و ابزارهای لازم برای بسیج اجتماعی را فراهم می­آورد. در واقع، این یکی از قواعد جامعه شناسی سیاسی ایران است که در جریان انقلاب اسلامی هم اصلی­ ترین عامل بسیج­گر در مبارزه انقلابی علیه رژیم پهلوی بود. در واقع، ساختارها، مناسک، مراسم و نمادهای مذهبی تشیع، کانال راه­اندازی تظاهرات و راهپیمایی­های میلیونی بودند که بدون کاربرد خشونت و اسلحه، رژیم را به سراشیبی سقوط کشاندند.

حال آیا می­توان این مردم و این بستر جوشان اجتماعی را از عقبه خود جدا کرد و به اسم مردم و حمایت از حق رأی، به ریشه­های اعتقادی و عقبه­های ارزشی آنان هرگونه توهین و تحقیر و پلشتی را وارد نمود و انتظار سکوت داشت؟! در فتنۀ پس از انتخابات 1388، در ذهن بخش هایی از مردم بر اثر القائات و تبلیغات پیش از انتخابات و مجموع شرایط سیاسی- اجتماعی خاص این تصور ایجاد شده بود که در انتخابات، تقلب شده و رأی آنها نادیده گرفته شده است؛ همان حق­رأیی که با چنگ و دندان و مبارزات پیگیر و مستمر تاریخی دورۀ معاصر به دست آورده بودند. آنها برای تشکیل نظامی مردمی و مبتنی بر رأی و نظر خود، چند قیام و مبارزه و انقلاب را تجربه کرده بودند تا اینکه در انقلاب اسلامی، شاهد مقصود را در آغوش گرفتند و حالا تصور می­کردند آرمانشان بر باد رفته است!

اما به مرور زمان، با صحنه­گردانی ضدّانقلاب و منافقان و بهائیان، اتفاقات و حوادثی به منصۀ ظهور رسید که مردم متدین و ولایت­مدار ایران احساس کردند در پوشش حق رأی و مسئله انتخابات که رقابت بر سر کسب ریاست قوۀ مجریه بود، به مقدسات و آرمانها و باورهای اعتقادی- ارزشی جامعه تعرض می­شود و عده­ای ضدّانقلاب و برانداز که از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و امام خمینی کینه و نفرت به دل دارند، از این فضا برای زدن ریشۀ تاریخی- فرهنگی این اساس، سوء استفاده می­کنند. به همین دلیل، با کنار رفتن نسبی غبار فتنه و بر افتادن نقاب از رخ ضدّانقلاب و منافقان، روز به روز بدنۀ اجتماعی جنبش سبز هم ریزش کرد و اقلیت معدودی برانداز و ضدّ انقلاب ته آن باقی ماند. پیش از آن نیز با خطبه­های مقام معظم رهبری در نماز جمعه تاریخی 29 خرداد 88، بخش زیادی از معترضان از حرکت باز ایستاده بودند. اتمام حجت رهبری ولایی و نامشروع دانستن ادامه تحرکات از آن تاریخ به بعد، موجب کاهش محسوس طرفداران موسوی شد؛ زیرا ولایت و رهبری دینی هم یکی از علقه­ها و دلبستگی­های تاریخی مردم ایران است که برای آن هم جانفشانی و فداکاری کرده­اند.

نهم دی، ادامه همان حضورهای میلیونی مردم در راهپیمایی­های دوران انقلاب، حضور حماسی در دفاع مقدس و نمایش­های هرساله در راهپیمایی روز قدس و 22 بهمن­ها بود؛ ملت ایران یک بار دیگر، اصل حضور و وجود خور را فریاد کردند که کورها و کرهای عالم بشنوند .
بعد از اقدامات و شعارهای ساختار شکنانه و ضدّانقلابی- ضدّارزشی فتنه­گران در روز قدس، 13 آبان، 16 آذر، از طریق آتش‌افروزی در خیابان‌ها و مساجد، حمله به پایگاه بسیج و مردم بی‌دفاع و حمله به اموال عمومی، پاره کردن عکس امام و شعارهای ضدّ مقاومت، روزه‌خواری علنی و نماز جمعه با کفش، پردۀ کامل فتنه در روز عاشورا اجرا و به ساحت امام حسین(ع) و عاشورا و نمادهای عزاداری توهین و تعرض شد. اینجا بود که مردم در سراسر کشور با یک تله­پاتی و در یک اقدام هماهنگ و سراسری روزهای هشتم و نهم دی­ماه 88 با حضور انبوه خود در خیابانها و شهرهای مختلف چون سیل همه پلشتی­ها را شستند و همچون اقیانوس زلال، آب سرد خود را بر فتنه هشت ماهه پاشیدند. از این نظر، نهم دی به تعبیر رهبر فرزانۀ انقلاب، «تجلی بارزی از هویت و ماهیت انقلاب؛ یعنی روح دیانت حاکم بر دلهای مردم» بود. نهم دی، ادامه همان حضورهای میلیونی مردم در راهپیمایی­های دوران انقلاب، حضور حماسی در دفاع مقدس و نمایش­های هرساله در راهپیمایی روز قدس و 22 بهمن­ها بود و ملت ایران یک بار دیگر، اصل حضور و وجود خور را فریاد کرد که کورها و کرهای عالم بشنوند و اقیانوس عظیم ملت را انکار نکنند و وجود آنها را درخت نپندارند!

دکتر محمد شفیعی فر- استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: