به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۶۸۱۶۸
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
سن ازدواج یکی از شاخصه‌های مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب می‌شود، سن مناسب ازدواج از ديدگاه روان شناسي در فاصله ۲۱ تا ۲۸ سالگي است. پژوهش‌ها در این باره از رابطه افزایش سن ازدواج و رواج تجرد با مفاسد و آسیب‌های اجتماعی حکایت می‌کنند و جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران مکرر در این باره هشدار می‌دهند.
سخن، گروه جامعه: از منظر روان‌شناسی، تجرد طولانی مدت ریشه بسیاری از آسیب‌های فردی و اجتماعی است هرچند که در نگاه اول، درک رابطه علی و معلولی میان آنها دشوار و حتی غیرممکن به نظر برسد. این افزایش بی سابقه سن ازدواج، مشکلات فراوانی به دنبال خواهد داشت. برخی مشکلات ناشی از این افزایش، عبارتند از : افسردگی و از بین رفتن نشاط در جوانان، مبتلا شدن به وسواس زیاد در انتخاب همسر، مشکل آفرینی فرزندان بزرگ و ازدواج نکرده در خانه، افزایش اضطراب و نگرانی خصوصاً در دختران، حالت بلاتکلیفی، از دست رفتن طراوت و زیبایی، ناامیدی و تصمیم به عدم ازدواج به خاطر کاهش میل به ازدواج، بی دقتی در انتخاب همسر خصوصاً در دختران، احتمال افزایش انحرافات، احساس سربار بودن در خانواده و ده ها مشکل از این قبیل که جوانان ما را که گران بهاترین ذخیره های کشورمان هستند، به چالش انداخته است.
 
 

بهانه هاي اقتصادي و بهانه هاي اجتماعي هر دو محصول ناپختگي هاي شخصيتي و رشدي است. خانواده، جامعه، دولت و از همه مهم تر خود فرد با تصميمات هوشمندانه مي توانند زمينه هاي سلامت و بلوغ همه جانبه جوانان را فراهم کنند و يا برعکس در دام غفلت ها و کوته بيني ها گرفتار شوند و هر يک ديگري را مقصر مشکلات بداند.

روان شناسان می گویند، وجود چنين رفتارها و رويکردهايي با شکوه و گلايه، سرمايه انساني يک جامعه را در گيجي، گرفتاري و انواع بلايا نظير روابط خارج از ازدواج، شکست هاي عشقي، بي هويتي، سوء مصرف مواد و طلاق رها مي سازد.
 

مباحث و مشکلات اقتصادی مهمترین عامل در افزایش سن ازدواج نیست؛ چرا که بسیاری از خانواده‎های مرفه در جامعه هستند که به لحاظ اقتصادی مشکل خاصی ندارند، اما وقتی به بررسی آمار می‎پردازیم، مشاهده می‎کنیم که سن ازدواج در خانواده‎هایی که وضعیت معیشتی بهتری دارند بیشتر است؛ در حالی کهاز امکانات اجتماعی بیشتری برخودار هستند.

در خانواده‎های مرفه جامعه جاذبه‎های دیگری وجود دارد؛ همچون پدیده دوستی‎های اجتماعی که به خودی خود سبب رفع نیاز جوان برای ازدواج می‎شود و این در خانواده‎های مرفه خیلی بیشتر دیده می‎شود تا این که متأسفانه در برخی از خانواده‎ها این پدیده به عنوان یک فرهنگ تبدیل شده است.
کارشناسان اعتقاد دارند، نگرش هاي رايج درباره روابط غيرعرفي پيش از ازدواج و ترس يا ناتواني براي ازدواج در فاصله سني طبيعي آن خود نوعي آسيب است. اين خود نوعي بيماري است. بيماري از زاويه روان شناسي ازدواج و از زوايه اجتماعي آن. اما اين بيماري خود سرچشمه بسياري از آسيب هاي فردي، ارتباطي و اجتماعي ديگر است. نااميدي و احساس تنهايي، سردرگمي و بي انگيزگي احساس خمودگي و اضطراب، بي اعتمادي به خانواده ها، به جامعه، به مسئولان، خشم هاي پنهان و آشکار و گاه تلاش هايي که براي غلبه غيراصولي بر اين احساسات منفي مي شود نظير پناه بردن به مصرف مواد، شرکت در پارتي ها، خودنمايي، پرخاشگري و ... گام برداريم.

یکی دیگر از آسیب‌هایی که از جهات فردی موجب بالا رفتن سن ازدواج در جامعه شده این است که دیدگاه نسبت به ازدواج یک نگاه تک بعدی است یعنی هدف از ازدواج را به یک مورد خاص معطوف می‌کنند در حالی که ازدواج اهداف و جنبه‌های مختلفی دارد که سرآمد همه آن‌ها بنا به فرمایش قرآن کریم «آرامش» است که در سایه آن سایر نیازهای انسان نیز مرتفع می‌شود.

دختر کارمندی که حدود 35 سال سن دارد و هنوز مجرد است در رابطه با دلایل عدم ازدواج خود می گوید: من شاغل هستم و حقوق خوبی هم دارم، چرا باید خودم را زیر سلطه یک نفر دیگر ببرم و از همه آزادیهایی که دارم خداحافظی کنم؟

دكتر عليرضا شيري، روان‌شناس و استاد دانشگاه درباره چرايي ازدواج و اینکه آيا همه بايد ازدواج كنند، می گوید: شايع‌ترين جواب براي اين پرسش، رسيدن به خوشبختي است. اما مفهوم خوشبختي و چگونگي رسيدن به آن، به ذهنيت فرد در دوران مجردي و نگاه وي به زندگي برمي‌گردد. كسي كه در دوران مجردي اهل سرور و رشد باشد، دردوران متأهلي هم اين‌گونه است. ولي كسي كه اهل ساختن زندگي خودش نباشد، با ازدواج هم خوشبخت نمي‌شود. بنابراين، ما اول بايد تكليف فرديت خودمان را روشن كنيم تا بعد بتوانيم براي زندگي مشترك تصميم بگيريم.
 

ازدواج دیر هنگام یکی از عوامل تحدید نسل و کاهش نرخ جمعیت است و از آنجایی‌که نیروی انسانی مهم‌ترین سرمایه هر کشوری است نبود نیروی انسانی جوان و فعال و توانمند آینده سیاسی و اقتصادی جامعه را به خطر می‌اندازد و جامعه به دو گروه کهن‌سال و کم‌سال تقسیم می‌شود که نمی‌توانند هم‌پوشانی و تعامل درستی با هم داشته باشند از طرفی باید هزینه‌های بالایی را برای مراقبت از این دو گروه که نیازمند حمایت هستند اختصاص داد.

بعلاوه، تاخیر ازدواج برای دختران نه تنها عوارض ناخوشایندی مثل ناباروری، ایجاد یائسگی زود رس و پوکی استخوان بهمراه دارد، بلکه بحران و نابسامانی درون خانوادگی و اجتماعی نیز برای آنان در پی دارد که به شدت از لحاظ روحی و روانی آنان را دچار مشکل می کند.

در برخی موارد شاهد ایجاد بحران در برخی افراد هستیم که با بالا رفتن سن افراد، تا پایان عمر موفق به ازدواج نخواهند شد؛ اما مهمترین عامل بالا رفتن سن ازدواج در جوانان، نقش خانواده‎ها است و نبود فرهنگ مناسب ازدواج برای ازدواج جوانان، سبب شده تا روز به روز از آمارهای ازدواج کاسته شده و متأسفانه ما شاهد آن نسبتی که باید در جامعه ازدواج شکل بگیرد، نخواهیم بود. اما با فرهنگ‎سازی و آموزش‎های ضروری به جوانان و خانواده‎ها می‎توان آن‎ها را از تبعات دیر ازدواج کردن مطلع کرد و از مشکلاتی که در آینده می‎تواند برای خانواده و جامعه رخ دهد جلوگیری کرد.

این روزها خانواده‌ها از حرف زدن درباره حس استقلال طلبی و آزادی فرزندان خود نگران هستند، حسهایی که از موهبتهای الهی برای انسان به شمار می رود از آنجا که همراه با تمایل فرزندان به زندگی مجردی است برای خانواده ها ترسناک شده است. بالا رفتن سن ازدواج در جوانان زنگ خطری است که مدتی با صدایی بلندتر از گذشته به گوش می‌رسد و نگاه جدی‌تری به این مسأله را می‌طلبد.

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس 8560
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۵
0
4
اتفاقاً ازدواج نکردن الان بهتره حداقل بعدش به خاطر فقر خیانت نیست .اما اگر ازدواج صورت بگیره و طرفین به خاطر مسائل گوناگون خیانت کنند اون وقت که بدتر.
باز وقتی مجردی زندگی می کنند یا می روند سمت ازدواج سفید که از صیغه بهتره یااینکه بعد مدتی اگه به درد هم نخوردن جدا می شوند. بدون هیچ دردسر و مشکلی .
مثلا ما ها که ازدواج رسمی داشتیم خیلی زندگی توپی داریم . تو خرید نون و تخم مرغ و گوجه موندیم.
اگه یک نفر باشی نبود نمی خوری کمتر می خوری و پوششی. اما از روزی که خانواده اشته باشی نمیشه سرافکنده شی.
ما مردان ایرانی تحمل شرمندگی و درماندگی پیشم همسران و فرزندانمان را نداریم.
ما انقلابمان به خاطر یک عده از خئا بی خبر شده انجار همه چیز
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: