به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۶۷۹۰۵
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
حقوق کودک در برابر رسانه ها یکی از مهم ترین و جذاب ترین مباحث در زمینه حقوق اطفال است؛ اهمیت و جذابیت این بحث ناشی از گسترش پر شتاب حضور رسانه ها در زندگی انسان و افزایش قدرت و تاثیر آن بر اندیشه و رفتار انسانها و جوامع بشری است.
سخن، گروه فرهنگ و هنر: با اختراع تلویزیون و گسترش رسانه های جمعی، عصر جدیدی با عنوان دهکده جهانی شکل گرفت که در آن رسانه ها نقش بسیار موثری در ترویج ارزش های مد نظر مالکان قدرت و ثروت در بین اقشار مختلف جامعه بر عهده گرفتند.

مارشال مک لوهان عامل اساسی تحولات تاریخی و اجتماعی را نظام‌های ارتباطی و نوع رسانه در انتقال پیام می‌داند؛ به نظر او، عامل اول یعنی نظام ارتباطی، تعیین کننده عامل دوم یعنی محتوای پیام است؛ او مبانی اساسی نظریه خود را در یک جمله بیان می‌کند: رسانه،‌ پیام است.

ریچارد هوگارت،‌ نظریه‌پرداز فرهنگ معاصر انگلیسی نیز کارکرد رسانه‌های جمعی را دخل و تصرف در فرهنگ اصیل و رواج فرهنگی مصنوعی، بی‌رنگ و رو و پیش‌پا افتاده می‌داند.

وی معتقد است که فرهنگ برآمده از رسانه‌های جممعی، فرهنگ توده ‌وار است که سیراب کننده روح نیست؛‌ بلکه تجارت زده و انتزاعی است.

براساس این گزارش تولیدات رسانه های جهانی برای گروه های سنی کودک و نوجوان در تمامی کشورهای دنیا همراه با ضوابط خاص و شرایط قانونی مشخصی است به گونه ای که شرایط تهیه و انتشار رسانه ای برای این رده سنی دارای محدودیت هایی بسیار بیشتر نسبت به سایر گروه های سنی است.

روانشناسان بر این باورند که کودکان و نوجوانان در دنیای کنونی بیشترین الگوپذیری را از رسانه‌ها دارند به طور مثال پسران از قهرمانان ورزشی که مسابقه‌های آنها را تماشا می‌کنند و دختران از هنرپیشه‌ فیلم‌ ها تقلید می کنند.

امروزه حضور و تاثیر جامع و کامل رسانه‌ها انکارناپذیر است و پیش‌بینی می‌شود این حضور روزبه ‌روز پررنگ ‌‌تر شود؛ هر چقدر از نظر زمانی جلوتر برویم و ابزارهای تازه‌ای اختراع شود و شرایط تازه‌ای به وجود آید، قدرت رسانه‌ها نیز افزونتر و در نهایت تاثیرگذاری ‌شان هم بیشتر خواهد شد.

دنیای غرب علی الخصوص هالیوود و والت دیزنی با آگاهی هر چه تمام از این نظریات تایید شده اندیشمندان حوزه رفتاری کودکان و نوجوانان اقدام به تولیداتی می کنند که با اهداف آنان کاملا همسو و در یک سمت است.

اغلب شخصیت های منفی کارتونی والت دیزنی در دوران جنگ سرد دارای شنل های قرمز رنگی بودند تا ناخواسته این نماد شوروی سابق را در ذهن کودکان تداعی کنند و یا پس از آن دوران افرادی که دارای محاسن بودند جزء شخصیت های منفی این تولیدات انیمیشنی بودند.

آنان با آگاهی هر چه تمام از پروپاگاندای رسانه ای سعی در القای بسیار زیرکانه افکار و عقاید خویش به مخاطبان علی الخصوص کودکان و نوجوانان که آینده سازان جوامع خویش هستند؛ بوده و در این بین تولیدات انیمیشنی با هدفگذاری مشخص اهداف آنان را به صورت نرم در ناخودآگاه اذهان مخاطبان می نشاند.

همانگونه که هربرت شیلر در نظریه اطلاعات و سرمایه داری معتقد است که پیشرفت های اطلاعاتی در توسعه مصرف گرایی نقشی بنیادی دارند؛ ‌چرا که آن ها فراهم آورند ابزارهای مورد نیاز سرمایه داری شرکتی ‌در ترغیب مردم به دلخواه و اجتناب ناپذیر دانستن این سبک از زندگی هستند.

شیلر استدلال می کند که در هنگامه استمرار آتش بار اطلاعات، تمامی قلمروهای حیات و وجود انسان در تیررس تهاجم ارزش های تجاری قرار دارد... که مهم ترین آن ها به طور واضحی، «مصرف» است.

مصرف کالاهایی که کودکان با بهره مندی از آنها به همان چیزی مبدل خواهند شد که طبقات نخستین هرم فراماسونری خواهان آن هستند.

هم اکنون علاقه شدید کودکان به رسانه ها، علی الخصوص از نوع دیداری و به ویژه تلویزیون و از سوی دیگر سرمایه گذاری وسیع مالکان و مدیران رسانه های بزرگ دنیا برای تولید برنامه های مربوط به کودک و نوجوان، امیدها و بیم های فراوانی را برای اندیشمندان و مصلحان بر انگیخته است.

علاوه بر تولد رسانه های جدید، نکته مهم در این باب شتاب حیرت انگیز رشد و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است؛ این مولود نوظهور با سرعتی غیرقابل پیش بینی تکامل یافت و به ویژه پس از پیدایش صنعت ماهواره و از آن برتر اینترنت و شبکه های اطلاع رسانی جهانی، همه مرزهای محدودکننده را درهم نوردید و خود را بر تمام واقعیت ها تحمیل کرد.

امروزه کنترل و نظارت بر رسانه ها به تدریج مفهوم خود را از دست داده است و مالکان و مدیران آنها می توانند با بهره مندی از این ابزار پیام های مورد نظر خود را به سرعت در دورترین نقاط جهان و در کنج خانه ها و جمع خانوادگی مردم دنبال کنند؛ سرعتی که هر روز بیشتر و بیشتر می شود.

هم اکنون دسترسی کودکان به اطلاعات و موضوعات خشونت بار، عکس ها، تصاویر و مطالب مستهجن، آموزش های نادرست جنسی، روابط و تفریحات نامشروع و ناسالم و باورها و تبلیغات ضد دینی و خلاف اخلاق تنها نمونه هایی از هشدارهایی است که درباره روابط کودک و رسانه مطرح می شود.

کودکان ما امروزه در خانه ای پا به دنیا می‌گذارند که تلویزیون در آن به طور میانگین هفت تا هشت ساعت در روز روشن است؛ حالا دیگر بیش از آنکه از مادربزرگ ها داستان و از پدربزرگ ها خاطره بشنویم این تلویزیون است که داستان های مربوط به انسانها، زندگی و ارزشهای آن را برای ما بیان می‌کند.

تلویزیون، امروزه به عنوان عمومی ترین و پرمخاطب ترین رسانه جمعی، سهم عمده ای در آموزش و تأثیرگذاری مستقیم و غیر مستقیم بر فرهنگ و روح و روان جمعی دارد.

کارشناسان بر این باورند کهتاثیر پذیری اکثریت خاموش جامعه از تلویزیون و برنامه‌های ماهواره ای تلویزیونی بسیاری از اوقات کشورهای جهان سوم را با بحران فرهنگی روبرو کرده است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در ابتدا فقط 2 شبکه تلویزیونی وجود داشت که آنهم به صورت نیمه وقت یعنی از ظهر تا شب به پخش برنامه هایی محدود اختصاص می یافت.

البته در این مقطع زمانی برنامه های مناسب و مطلوب وطنی برای قشر کودک و نوجوان همچون «مدرسه موش ها» و یا «باز مدرسه ام دیر شد» و یا انیمیشن های خارجی متناسب با فرهنگ ایران زمین به روی آنتن می رفت.

متاسفانه این روند با گسترش شبکه های تلویزیونی و روند روبه رشد ساخت و تولید برنامه های کودک و نوجوان کم رنگ شد هر چند که شبکه پویا در 28 تیرماه سال 1391 در جلسه هیات دولت با حضور رییس جمهوری وقت و رییس سابق سازمان صداوسیما به طور رسمی افتتاح شد تا جای خالی برنامه های هدفمند برای تربیت کودکان ایران زمین پر شود.

پویا به عنوان شبکه ای بود تا محتوا و عناصر سازنده و نمایشی آن، نقاشی‌ها و عروسک‌هایی باشند که به واسطه تکنیک‌های بصری ـ گرافیکی به سرگرمی و آموزش مخاطبان خود بپردازند.

از آنجا که قالب انیمیشن یکی از مدرن‌ترین و اثرگذارترین قالب‌های برنامه سازی در جهان است، یکی از برنامه‌های راهبردی این شبکه در برنامه‌ریزی های کلان، ایجاد شبکه‌ای مخصوص با فرم انیمیشن برای قشر کودکان بوده است تا آنان را با فرهنگ و آداب ایرانی ـ اسلامی آشنا سازند.

این ترسیم هدف مسوولان اما در واقعیت رنگ دیگری پیدا کرد چرا که بسیاری از شبکه های دیگر نیز سهمی برای خویش در غنی سازی اوقات فراغت کودکان قائل بودند و بر همین اساس نیز انیمیشن هایی که در شبکه های دیگر پخش می شد را باز پخش می کردند و یا با اجرای برنامه های زنده ای عروسکی سعی در ارائه عملکرد مطلوب در این زمینه بودند.

البته شاید برخی از این اجراهای زنده همچون «عمو پورنگ» و یا «خاله شادونه» در ابتدا مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت اما به تدریج با لوس شدن این برنامه ها به سبب کپی و تقلید بیش از حد آن؛ محبوبیتشان را از دست دادند.

همچنین نبود کارشناسان تربیتی کودکان و نوجوانان در تولید برنامه ها و تولید موسیقی هایی غیر کارشناسانه در این برنامه ها به کاهش و ریزش مخاطبان کمک کرد.

برپایه این گزارش برخی کارشناسان، قابل درک و فهم بودن، تحرک داشتن، ملودیک و شاد بودن، ساده و روان بودن را از ویژگی های موسیقی کودکان بر می شمارند.

البته در سال های اخیر فعالیت های بسیاری برای رونق بخشیده شدن موسیقی کودک انجام داده شده ولی با این حال بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این هنر تا رسیدن به سطح ایده آل فاصله زیادی دارد.

فرهاد هراتی در این مورد به خبرنگار سخن گفت: جایگاه موسیقی کودک در کشور شناخته شده نیست و بیشتر افرادی که در این عرصه فعالیت می کنند، علمی در این زمینه ندارند.

آهنگساز و رهبر گروه کر "نامیرا" افزود: نبود حمایت های مادی مناسب از آهنگسازان کودک، آنان را مجبور به دوری از این گونه موسیقی کرده است.

وی معتقد است که موسیقی کودک یک موضوع زیربنایی برای تربیت نسل آینده است و نیاز به حمایت‌های جدی‌تر مسوولان دارد.

البته تولیدات دینی رسانه های جمعی برای کودکان طی سال های اخیر رشد مناسبی داشته است به گونه ای که مجموعه «شکرستان» که یکی از تولیدات فاخر کشورمان است توانسته در دل مخاطبان جای گیرد.

همچین بیان داستان های پیامبران بزرگ و وقایعی از تاریخ اسلام در قالب های هنری جذاب و بهره گیری از ادبیات نمایشی در مناسبت های مذهبی، نویدبخش موفقیت هایی در این حوزه مغفول مانده تولیدی است؛ اما آنچه امروزه باید درباره سیاست گذاری های دینی کشور پرسید، این است که چرا دست اندرکاران تعلیم و تربیت دینی کودکان، چه در حوزه رسانه های سنتی و چه در حوزه رسانه های جدید، از سیاست ها و برنامه های یکپارچه و هماهنگی تبعیت نمی کنند که بر دیدگاه نظری ثابت شده ای در ارتباطات دینی بنیان گذارده شده باشد.

به طور مثال انیمیشن «کارخانه هیولاها» که سرتاسر تبلیغی از نمادهای فرماسونری و محبوب نگاشتن نشان های دجال که دشمن مهدی موعود (عج) است در غفلت ناآگاهانه مسوولان صدا و سیما چندین مرتبه از شبکه های مختلف سیما برای کودکان و نوجوانان ایرانی به روی آنتن رفته است.

انیمیشن کارخانه هیولاها یکی از هزاران تولیدات کارتونی است که سعی در القای نمادهای فراماسونری و محبوب نگاشتن نماد دجال و ضد مسیح است.

شبکه پویا در این بین به واسطه اهداف تعیین شده برایش وظیفه ای سنگین را دارد و به نظر می رسد این شبکه آنگونه که شایسته است نتوانسته مخاطبان خویش را بشناسد و بر همین اساس هم اقدام به سفارش تولیداتی می کند که فقط به کام برنامه سازان است و کودکان ایرانی همچنان غرق در ساخته های انیمیشن های هالیودی و دنیای غرب هستند.

به نظر می رسد در چنین شرایطی شتاب در بازپژوهی و تدوین شفاف اصول مبتنی بر مبانی دینی، فرهنگ ملی و تجربه های قانونی و عملی داخلی و خارجی ضرورت دارد و از جمله می توان از کلیات و عمومات برخی اصول قانون اساسی در این خصوص الهام گرفت.

برای مثال «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با تمامی مظاهر فساد و تباهی » به عنوان یکی از وظایف کلی و دائمی دولت جمهوری اسلامی ایران شناخته شده که شامل موضوعات مربوط به کودکان و رسانه ها نیز می شود.

از سوی دیگر در اصول 24 و 175 قانون اساسی که به بیان محدوده فعالیت های مطبوعات و صداوسیما پرداخته اند، رعایت «مبانی اسلام یا حقوق عمومی» ویا «موازین اسلامی و مصالح کشور» به عنوان اصول کلی فعالیت های رسانه ای مطرح شده است و بطور طبیعی می توانند مانند کلیات قبلی در این بحث مورد توجه قرار گیرند.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: