به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۶۵۶۶۱
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
عباس سلیمی نمین در غرفه سخن:
عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با حضور در غرقه شبكه خبري سخن در بیستمین نمایشگاه مطبوعات درباره توجه نكردن به كساني كه براي ايران تاريخ نگاري كرده اند توضيحاتي را بيان كردند.
سخن، گروه تاريخ و انديشه: عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران پس از حضور در غرقه شبكه خبري سخن در بیستمین نمایشگاه مطبوعات درباره  توجه نكردن به كساني كه براي ايران تاريخ نگاري كرده اند توضيحاتي را بيان كردند. 

سخن: چندي قبل ما در شبكه خبري سخن در خدمت شما بوديم در مورد بحث كتاب اولاگوئه. چند مقاله نيز درمورد پاسارگاد تهيه و منتشر شد و به اين مي پرداخت كه اين بنا بناي جديدي است و ساخت آن به سال 42 و 43 باز مي گردد. در كامنت هاي اين مقاله هاي حرفهاي جالبي زده شد مبني بر اينكه اين نظريه مال شما نيست. ما بعد از تحقيقاتي به اين رسيديم كه ريشه بحث به روسها مي رسد و حتي حدود 300 جلد كتاب هم در اين زمينه تهيه كردند. اين مقدمه را عرض كردم تا به اين مطلب برسم كه گويا در دنياي امروز روي ناسيوناليسم به شدت كار مي شود و توسط آن سعي كرده اند دين را به عقب برانند همين بحث است كه در منطقه ما هم اكنون كردها پرچمدار اين مساله شده اند. كردها نيز خود به خود كاتاليزور تجزيه چند منطقه شده اند.

سليمي نمين: اين بحث بحث مبسوطي است و در زمان محدودي نمي توانيم آن را بررسي كنيم. اينكه چه كسي اولين بار اين صحبت ها را مطرح كرده اند مي بينيم كه برخي محققين غربي مطرح كردند. برخي محققين شرقي نيز مطرح كردند. در تاييد فرمايشات شما، آقاي سيروس ايزدي يكي از كساني بود كه گرايش به چپ داشت و سالها نيز در شوروي بود ايشان هم قبل از آقاي پورپيرا اين مطلب را مطرح كردند.


اساسا مهم نيست كه چه چيزي توسط چه كسي و با چه انگيزه اي مطرح شود. من خيلي اين مطلب را اصولي نمي دانم؛ اصولي آن است كه در ارتباط با تاريخ نگاري سرمايه گذاري هايي در گذشته شده است. اهداف و انگيزه اين سرمايه گذاري ها بايد مورد تامل قرار گيرد. اينكه نتيجه چه مي شود مهم نيست مهم آن است كه شما بدانيد كه يكي از راه هاي مختوش كردن دشمن شناسي ملت ها دست از اندازي در تاريخ نگاري آنها است. به عبارت ساده تر شما در طول عمرتان تجربه هايي كسب مي كنيد كه اين تجربه ها براي شما روشن مي كند كه در كجا بايد احساس امنيت كنيد، در كجا بايد احساس ناامني داشته باشيد، به چه قدرتي نزديك نشويد و به چه قدرتي نزديك شويد. به چه قدرتي اتكا كنيد و به چه قدرتي اتكا نكنيد. 

حال اگر كسي در حافظه تاريخي شما دست ببرد شما در واقع عنصر بسيار ضربه پذيري مي شويد. امروز چرا ضربه نمي خوريد، به دليل آنكه پديده هايي را تجربه كرديد. اين تجربه ها شما را قوت مي بخشد و موجب مي شود كه از فرصت هاي‌تان بهتر استفاده كنيد. به طور مسلم در تاريخ نگاري ما همانند تاريخ نگاري ديگر كشورهاي اسلامي يك سري كانون هاي قدرت سرمايه گذاري كردند و مستشرق فرستادند و سالها براي آن هزينه كردند ولي بعدها مشخص شد كه همه اين مستشرق ها با سرويس هاي اطلاعاتي آن كشورها ارتباط داشتند و به همين دليل چند سال مثلا در ايران زندگي كردند. تا بتواند زمان تاريخ نگاري براي كشوري مثل ايران به عنوان يك كارشناس ايران، تاريخش را منتشر كنند.


چرا تاريخ نگاري خانم لمبتون در دانشگاه مورد توجه قرار مي گيرد يا لااقل عده اي تلاش مي كنند خانم لمبتون يا آقاي ريچارد كاتم را به عنوان يك صاحب نظر و يك عنصر دانشگاهي بشناسند يا بشناسانند. در حاليكه امروزه كاملا مشخص شده است كه اين دو با سرويس اطلاعاتي آمريكا ارتباط داشتند. اما كتابهاي خانم لمبتون را سعي دارند به عنوان يك مستشرق معرفي كنند. بنا بر اين بايد دقت كرد كه يكي از راه هاي آنكه ملت ها در مسير مورد نظر غرب قرار گير تاريخ نگاري براي آنها است.

آيا حضور مستشرقين بسيار زياد در ايران منجر به تاريخ نگاري جهت دار براي ما شده است؟ در اين هيچ ترديدي نيست. بدون شك تاريخ نگاري ما هخامنشي محور شده است، چرا؟ چرا ماد محور نيست چرا ايلامي محور نيست؟ هخامنشي محور شدن تاريخ نگاري ما يك هدف را دنبال مي كند. بايد اين هدف را بررسي كرد. چه انگيزه اي پشت اين مساله است كه شكل گيري تمدن در ايران از تاريخ هخامنشي معرفي مي شود در حاليكه تمدن منسجم در ايران مربوط به قبل از هخامنشيان است.

اين مطلب اگر مورد بررسي قرار بگير ما به نتايج مطلوبي خواهيم رسيد. برخي ممكن است به گويند اين كار موجب نفي تاريخ گذشته مي شود. ولي من مي گويم بر عكس اين كار به معني قديمي تر كردن تاريخ ايران است. ضمن اينكه روشن مي كند كه برخي تاريخ ما را دستخوش اهداف سياسي خاص كردند، جنايت كردند، ظلم كردند. اگر كسي حافظه تاريخي فرد ديگري را محو كند آن را يك عنصر جنايت كار مي دانيد.


در حق بشريت ظلم شده است چراكه تاريخ باستاني ايران مربوط به تمام دنيا است. اگر در فلات ايران تاريخ نگاري را دست اندازي كردند به اين معني است كه يك ظلمي به بشريت شده است.

البته ممكن است بعض ها اهداف ديگري را دنبال كنند. ما به آنها كار نداريم. ممكن است شخصي بخواهد در همه چيز ترديد كند و اين از نظر ما اشتباه است. اما قطعا اينكه تاريخ ما قبل از هخامنشيان پشتوانه داشته است و ما اهداف برخي ها را در اين زمينه مورد بررسي قرار دهيم مي تواند ما را به نكات خوبي برساند و كمك كند در شناخت بيشتر دشمنان ما.
امروز اگر جوان ما به اين مطلب آگاهي پيدا كند كه انگليس ها در زمان رضاخان آمدند به تاريخ باستاني ايران دست اندازي كردند، چقدر مساله براي او متفاوت مي شود تا اينكه احساس كند رضاخان براي ايران مدرنيسم را آورد. اينكه جوان ما بفهمد رضاخان با ايجاد استبداد زمينه را براي انگليس فراهم كرد كه آنها بتوانند دست اندازي به همه بخش هاي جامعه داشته باشد از جمله تاريخ؛ اميدوارم ما اين جرات را به خودمان بدهيم كه در زمينه مسائل تاريخي يك نوع واكاوي و بازنگري داشته باشيم.

سخن: امام فرمودند تاريخ ما را دشمنان ما نوشته اند.


سليمي نمين: متاسفانه برخي از اساتيد مي آيند عينا حرفهاي برخي مستشرقين را تكرار مي كنند. آقاي محسنيان راد كتابي نوشته است به عنوان "ايران چهار كهكشان ارتباطات". بعضي اظهارات مستشرقين را عينا نقل كرده است بدون آنكه اصلا تشكيك كند. برخي روايات مستشرقين توهين به كل ملت ايران است اما استاد دانشگاهي مثل ايشان اساسا به خودش جرات نمي دهد كه بگويد اين مستشرق حرف اشتباهي مي زند. مثلا يك مستشرقي همزمان با محرم وارد يك شهري شده است در آن شهر تعزيه در حال اجرا بوده است. اين مستشرق مي گويد همه بانواني كه دور اين تعزيه بودند زنان هرجايي بودند آقاي محسنيان راد بدون آنكه بگويد آقاي مستشرق شما از كجا فهميديد همه اين زنان، هرجايي هستند عينا اين مطلب را نقل كرده و حتي در پاورقي نيز نگفته است كه اين مستشرق به ملت ايران توهين كرده است.

حرفهاي مستشرقين براي برخي ها همانند آيه قرآن است. آنقدر درباره آنها بزرگنمايي شده است كه تبديل شده اند به يك سند مقدس در عرصه تاريخ كه شما حتي به خودتان جرات نمي دهيد بگوييد كه فلان مستشرق بدون ارائه هيچ سند و مدركي به ملت ايران توهين كرده است.

اين وضعيت در محيط هاي علمي ها فاجعه آميز است. امروز خانم لمبتون هم مستشرق معرفي مي شود. در حاليكه اين خانم كار سياسي و نفوذ در مطبوعات مي كرد و مصدق نيز او را از كشور اخراج كرد. اما امروز اين خانم كه جاسوس بودنش محرز است به عنوان يك مستشرق بزرگ معرفي مي شود و مرجع علمي شده است.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: