به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۶۲۵۲۱
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱۶:۱۱
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
علیرضا گودرزی
ما آزاد و ساده پای به زندگی می گذاریم و در نهایت نیز آزاد از جهان خواهیم رفت. در زمان تشکیل هر ذره ای روح شکل گرفته است پس برای داشتن روحی زیبا محتاج به عشقی زیبا باشیم. وجود هریک از ما انسانها مستلزم و ملزم به داشتن جاذبه ای به نام عشق است، عشقی که با درهم فرورفتن دو روح ساخته می شود.
سخن،گروه تاریخ و اندیشهیکی از معضلات امروز جهان ناهنجاری در نحوه زندگی است، هر یک از ما انسانها با شیوه و روش خود مایل به زندگی هستیم و این مساله در ذات است. ما آزاد و ساده پای به زندگی می گذاریم و در نهایت نیز آزاد از جهان خواهیم رفت. در زمان تشکیل هر ذره ای روح شکل گرفته است پس برای داشتن روحی زیبا محتاج به عشقی زیبا باشیم. وجود هریک از ما انسانها مستلزم و ملزم به داشتن جاذبه ای به نام عشق است، عشقی که با درهم فرورفتن دو روح ساخته می شود. باید توجه داشت برای بوجود آمدن هرماده یا انرژی در این جهان ایجاد میدان مغناطیسی برای جذب یا بوجود آمدن ماده و انرژی لازم است. حیات و جهان نیز بدین صورت ساخته شده است زیرا علم ثابت می کند جاذبه ای برای ساخت جهان لازم بوده، پس از یک واقعیت است.

عشق از ابتدای خلقت بنا شده است حال ما در کجا قرار داریم؟ به دنبال چیستیم و برنامه مان برای آینده چیست؟ آینده ای که منتظر ماست و ما به آن بی توجهیم. بسیاری بر این باورند که جهان مکانی است برای زندگی و زندگی تعریفی است از نهایت لذتها. در کیهان و جهان چنین تعریفی صادق نیست. حیات یکی از نعمتهایی است که وجود دارد،حیات ما انسانها زائیده چیست؟ ما به کدامین جهت گسیل می نماییم؟ حیات ما زاییده عشق است و این عشق می بایست ادامه دار باشد زیرا اگر عشق نباشد آینده،حیات صورت نمی گیرد.

زمان تعریفی است مجازی ولی واقعیتی دور است. ما زمان را برای خود خلق می کنیم و نمی دانیم زمان در جهانی دیگر تعریف دیگری دارد. زمان از ابتدای خلقت موجودیت خود را در جهان اعلام می دارد این نیز یک تعریف فیزیکی و یکی از آیتم های وجود جهان است ولی در این زمان رازی نهفته است، رازی که چهره اش در جهان دیگری آشکار است، پس شاید با در نظر گرفتن زمان، جهان آغاز می شود و پایان می یابد این نیز در زندگی ما صادق است. ما در یک زمان و مکان مشخص متولد می گردیم و در زمانی که از آن بی اطلاعیم در مکانی که از آن بی خبریم رخت از این جهان بر می کنیم این خصلت جهان است.

پس عشقی در زمان و مکان ما را متولد کرده است. عشقی که باعث ایجاد ما شده و ما آن را به فراموشی سپرده ایم و جای آن را به عشق دیگری به نام لذت، انتقال داده ایم. اما این لذت نیز زمانی دارد و از هرکجا آغاز می شود به جایی می رود که پایانی دارد. حال سهم ما از این عشق کجای جهان است؟ سهم ما حیات و زندگانی ما می باشد سهمی که از زمان خلقت جهان مشخص بوده و در زمان خاصی برای ما معلوم گردیده است و ما نیز وظیفه ای داریم. آن وظیفه انتقال سهم زندگی به آیندگان است، سهمی که راه انتقال آن عشق است، عشقی که دیگر متولد نمی شود و این سرنوشتی جز پایان زمان برای ما به ارمغان نمی آورد این قانون حیات است، قانونی که در پرده ای سیاه به نام لذت ناپدید گشته است و علت پنهان شدن آن خارج شدن از قوانینی برای ادامه حیات به نام مذهب است.


خلقت: خالق مهربان در زمانی خاص جهان و موجوداتش را بوجود آورده است. جهان از منفی بینهایت خود شروع به زایش می کند و مدتهاست که به سوی مثبت بینهایت در حرکت است آنچه در علوم فیزیکی و ستاره شناسی مشخص است فاصله گرفتن کهکشانها از یکدیگر می باشد. بسیاری از دانشمندان براین باورند در طی زمان زیادی کلیه عناصر و موجودات بر اثر فاصله گرفتن از یکدیگر دچار فروپاشی شده و جهان در زمان مشخص دیگری وجود نخواهد داشت، این بدان معناست که میدانی بزرگ برای نگهداری کوچکترین ذرات تا بزرگترین ستارگان و سیارات در مکان و مختصاتی خاص برای جهان لازم بوده است و واپاشی مواد و عناصر در زمانی صورت می گیرد که نیرویی برای نزدیکی و برهم کنش مواد دیگر وجود نخواهد داشت و جهان دچار ریزش و فروپاشی می شود. لازم به توضیح است که خالق مهربان چرا و به چه علت چنان نیرویی را برای ساخت و نگهداری جهان بکار برده است. بنا به گفته قرآن، خالق نه زاده شده است نه می زاید، پس باید نتیجه گرفت که خالق خلق می کند ومی آفریند و باید توجه داشت علت خلقت او چه بوده و خالق مهربان چرا در زمان حاضر نیرویی را برای نگهداری میدانهای بزرگ مغناطیسی که کهکشانها را در کنترل خود درمی آورد را کاهش داده است و جهان با فاصله گرفتن از میدان اصلی در مسیر نابودی در حرکت است.


ظهور ادیان:

ظهور ادیان از آنجایی شکل گرفت که اجتماعات به نیازی برای کنترل برخورد می کند. آنچه در تاریخ مشخص است تکامل اجتماعات به گروههای کوچک نتیجه اتحاد بین انسانها وقوانینی برای جذب و گرد آوری آنها بوده است. پیوستگی اجتماعات از آنجا آغاز گشت که گروههای مختلف انسانها چاره ای بجز اتحاد بیشتر برای بقاء درنمی یافتند و بشر مجبور می بود برای بقاء و زندگی روی به تشکیل گروه و اجتماعات بیاورد در ابتدا زندگی بشر به صورتی بود که قدرت کنترل در گروه با نیرو و قوای جسمی قویترین فرد در گروه می شد و به نوعی در جوامع بشری در ابتداعی ترین شکل، قویترین فرد رهبری گروه را بر عهده می گرفت. با مثالی ساده اجتماعات در حیات وحش نمونه ای از اجتماعات انسانهای اولیه بودند. انسانهای اولیه محتاج به زندگی در کنار یکدیگر بودند زیرا بشر یکی از ضعیف ترین موجودات در میان مخلوقات درنظر گرفته شده است ولی تفاوتی که انسان با دیگر موجودات جهان داشت تفاوت در تکامل خرد و اندیشه بوده است.

آنچه در تکامل مشخص است حس ها بنا به نیاز موجودات تکامل یافته وقوی بودن در یک حس خاص، نیاز موجود برای بقاء در نظر گرفته شده است پس شاید تکامل فکری ما نیاز ما انسانها برای بقاء و ادامه حیات بوده است. تاریخچه تکامل موجودات اثبات می کند شکل ظاهری، شکل گرفته از منطقه جغرافیایی و شرایط اقلیمی است، همگی این مسایل حکایت از یک چیز دارد آیا بقاء وادامه حیات به قوانین مشخص احتیاج دارد که بتواند به توسل به قوانین آینده و آیندگان را بوجود آورد؟ در ابتدا قوانین برای کنترل گروههای کوچک بوجود آمد، استفاده از یک شخص به عنوان سرپرست گروه و اطاعت ازقوانین، گروهها و دسته ها را در طی زمان پیش می برد و اجتماعات کوچکی به نام گروه در طی گذر زمان و ازدیاد نسل تبدیل به اجتماعات بزرگ گشت و رفته رفته انسان نیازمند قوانین بیشتری برای کنترل اجتماعات خود می گشت، انسانها نیازمند به قوانین بودند تا بتوانند در اجتماعات خود زندگی کرده تا اجتماعاتی که با قوانین ابتداعی تشکیل گشته بوده در زمان نابود نگردد و بقاء بشر دچار خطر و انقراض نگردد.

می بایست توضیح داد قوانین، شکل یافته از راه حلهایی می بود که بشر در طول دوران حیات خود بدان دست یافته وبرای ادامه زندگی محتاج به قوانین جامع تری
می گشت، ظهور پیامبران الهی در زمانهایی به وجود می آمد که رفته رفته نظم اجتماعات برهم می ریخت و ریشه های حیوانی درجوامع ظاهر می گشت، آنچه در تاریخ مشخص است همواره جوامع نیازمند به شخصی به عنوان راهنما بودند و تاریخ بشر نشان می دهد ظهور پیامبران الهی در زمانهایی بوده است که جوامع قوانین بوجود آمده را اجرا نکرده و غرایز حاکم بر عقلانیت گشته است. همواره در طول تاریخ بشر دچار گمراهی است و نیاز به پیدایش مذهب موجب خلق و ادیان الهی است. امروزه با تبلیغات فراوان، انسانها دچار سردرگمی گشته و از واقعیات جهان و هستی بی خبرند.

صدای به وجود آمده از تکنولوژی مذاهب را دچار کمرنگی کرده و اجتماعات در سراشیب سقوط گام برمی دارد زیرا قوم ویرانگری موجب گشته اند جهان از حرکت بسوی آینده بازماند و در هیاهوی هوس جهان را دچار سردرگمی کرده است. جهان بسوی پیری گام برمی دارد زیرا لوای شهوت بر عقل حاکم گشته و عقلانیت جای خود را به مادی گرایی سپرده است خرد و اندیشه در انحصار قرار گرفته و جوامعی که بسوی رشد گام برمی دارند با ترفندهای شیطانی دچار کندی در حرکت یا عقب ماندگی
می گردند ولی می بایست به این نکته توجه داشت آنچه در تاریخ مشخص است، عمر ظلم کوتاه بوده و جهان پس از گذر از شب خود به صبح می رسد و ساکنین آن را از خواب می رهاند. با رشد جمعیت در مذاهب و ایجاد انسجام، قدرتهای جهانی با خطر بزرگی بنام اتحاد روبرو گشته و سعی در نابودی اتحادی دارند که نشأت گرفته از مردان بزرگی به نام پیامبران الهی بوده و سرنخ به قومی می رسد که خود یکی از مردان بزرگ تاریخ و مذاهب را در تاریخ خود داشته است با بررسی در کتب تاریخی و سند مکتوب آن در قرآن می توان به یک واقعیت رسید که همیشه در گذر از تاریخ بارها و بارها فساد وتباهی در جهان شکل یافته است ولی آنچه در دل تاریخ وادیان مشخص است، پروردگار جهان نیرویی ماورایی خلق کرده و به دست آن در زمانی مشخص از بند اسارت رهایی می دهد و در ادیان خود نام روز حساب و قیامت را برآن قرار می دهند و آن زمان، زمان بیداری جهان بوده و جهان خواب زمانی از آن برمیخیزد که زمان را از دست داده است ومردمانی که در شب جهان به خواب نرفته و هوشیارانه شب را به صبح رسانده اند در سحرگاه جهان به خیالی آسوده پای به روز جهان می گذارند.


نیاز مذهب:

در طول تاریخ مشخص است ظهور ادیان در چه مواقعی صورت گرفته و شالوده چه زمان و موقعیتی از اجتماعات بوده است.آنچه از دل تاریخ پیداست پیامبران زمانهایی در اجتماعات ظهور کرده اند که قوانین اجتماعات بر اساس اشراف گرایی یا به زبان امروزی سرمایه داری بوده است با بررسی بتها به این حقیقت می رسیم که همگی بتها روزی انسانهایی بوده اند که از سرغرور وتکبر خود را خدایان زمان خود نام می گذاشتند در ادوار گذشته مشخص می گردد، فرقه و نماد گرایی همواره در اجتماعات رشد کرده و جوامع را به دنبال خود کشانده است. در گذشته خدایان به شخصیتها یا نمادهایی گفته می شد که در زمانهای خود به اوج شهرت و بزرگی دست یافته و برای مردمان زمان خود خدایان درنظر گرفته می شدند انسانهایی که از ساده لوحی و
ساده زیستی مردمان زمان خود استفاده نموده به جایگاهی از تکبر دست می یافتند که چون از تمام مردمان زمان خود پیشی گرفته اند یکی از خدایان درنظر گرفته شوند و اجتماعات و جوامع گذشته مجبور به پذیرش این جنون از طرف آنها می گشتند. انسانها در مقابل خدایان مجبور به بهره کشی زیاد می گشتند که آنها در مقابل خدایان برده درنظر گرفته می شدند و جوامع در کنترل خدایان قرار می گرفت. ایجاد مقابر کهنی همچون اهرام مصر و خدایان مدفون در آن واقعیاتی را در پس خود داشته که در امروزه تعبیر دیگری از آن برای مردمان جهان بازگو
می گردد. با مثالی بر روند جوامع در حال حاضر میتوانیم به نوعی خدایان در زمانهای گذشته را متصور شویم،وجود ستارگان و برندهایی که مردم جهان را بسوی خود کشانده و با بازیچه قرار دادن جوامع به نوعی کنترل آن را در دست گرفته اند با بررسی بر نحوه پوشش و زندگی مردمان جهان می توانیم به این حقیقت دست یابیم که جهان با تولید این اسامی و ستارگان پای در دنیای مدرنی از بت پرستی گذاشته و با کشاندن جوامع بسوی نحوه زندگی ستارگانی پوشالی اهالی جهان به اسارت فکری دچار شده اند. افکار و ذهنیات اجتماعات متمرکزبر نحوه شخصیتهای ساختگی در جهان گشته است تا از این طریق بتوانند از رشد جمعیت و رشد اقتصادی کشورهای جهان جلوگیری به عمل آورند. با بررسی این رویدادها به این واقعیت
می رسیم که در گذشته نیز وجود شخصیتهایی به اسم خدایان جوامع را به بهره کشی فکری وجسمی می کشانده ومانند زمان حال برای ایجاد فاصله طبقاتی در جهان سرمایه داران بزرگ در هر دوران را به فکر ایجاد آن می کشانده است در این زمانها بوده است که صدای ناله مظلومان جهان به اعماق فضا و کیهان کشانده می شده و پروردگار مهربان برای نجات مردمان فرستاده خود را در زمین بنام پیغمبر به جهان عرضه کرده وظهور ادیان شکل گرفته است.

نیاز جوامع برای کنترل و کمک به مظلومین و ستم دیدگان، پیامبران الهی را از دل تاریخ بیرون کشانده است. آنچه نشان می دهد همگی پیامبران شخصیتهایی را دارا بودند که درد و رنج را احساس می کرده و سختی و درک زندگی، آموزشهای لازم برای رسیدن به مقام پیامبری را برای آنان فراهم کرده است با بررسی سرنوشت تمامی پیامبران یک واقعیت مشخص می شود و آن درک قوانین طبیعت و حیات در دوران تنهایی وبه نوعی بی کسی بوده است، زندگی و سرگذشت همگی پیامبرانی نشان دهنده واقعیات تلخ جهان بوده واین حقیقت مشخص میگردد که برای رسیدن به اسرار حیات می بایست ریاضتهای بسیار را متحمل شد ودر آزمونهای سختی قرار گرفت، آنچه پیامبران را به جایگاه شاخصی برای انسانها تبدیل کرده است واقعیت خداست. خداوند برای هدایت و کنترل جهان خود راهنمایانی را به اسم پیامبرمشخص کرده است. بررسی شرایط زندگی پیامبرانی همچون موسی(ع)، عیسی(ع)و خاتم پیامبران محمد بن عبدالله(ص) گویای سرنوشت مشابهی برای آنها است و ما را با این واقعیت روبرو می سازد که همگی آنها آمادگی لازم برای رسیدن به مقام پیامبری تحت شرایطی بسیار سخت را به دست آورده اند که شاید هیچ انسان دیگری تحمل شرایط زندگی در قبل از رسیدن آنها به مقام پیامبری را نداشته است.درک کلیات این مطالب نیاز به تامل و خرد داشته تا انسان بر خواب رفته به واقعیت نیاز جوامع برای کنترل و جلوگیری از سرکوب ضعیفان جهان به دست پیامبران رسد وپروردگار عالمیان انسانهایی را که می توانستند از پس کلیه آزمونهای الهی گذر کنند را به مقام شاخص پیامبری رسانده است زیرا او حاکم جهان وهستی است و خود
می داند چه زمان ومکانی مخلوقاتش را از بند اسارت مادی گری ومادی گرایی برهاند تا جهانش زمین مکانی برای لذت بردن زورگویان و خدایان ساختگی تاریخ وجهان نگردد.




نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۲
ا ع
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۴:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۹
1
0
با درود فراوان به شما جناب گودرزی،
متاسفانه افراد زیادی در جامه ما بواسطه تبلیغات غربی در مسیری زندگی میکنند که مذهب در آنجا تنها مادی گراییست
امیدوارم مقالات بیشتری در باره مذهب از شما منتشر بشه تا کمکی بشه که مذهب بیش از پیش قابل درک بشه ...،
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۶ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۹
0
1
اميدوارم بزودي تمام مردمان دنيا متوجه اين كمبودها در زندگيشون بشن وبه اصل خودشان برگردند
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: