به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۶۱۶۷۰
تاریخ انتشار: ۰۳ آبان ۱۳۹۳ - ۰۸:۴۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
ابوالفضل ظهره وند در گفتگوی تفصیلی با سخن:
ابولفضل ظهره ود دیپلمات باتجربه و صریح ایران با رد این ادعا که بازگرداندن غیرعادی وی از افغانستان تنها یکر وز پس از وزارت ظریف به خواست دولت افغانستان بوده است نکات مهمی را در باره افغانستان و ابعاد توافقنامه امنیتی این کشور با آمریکا بیان کرد.

سخن، گروه سیاسی: ابوالفضل ظهره وند دیپلمات و سفیر سابق ایران در ایتالیا و افغانستان است که در تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان با گروه 1+5 نیز در دوره دبیری سعید جلیلی بر شورای عالی امنیت ملی عضویت داشت. وی همچنین در دوره ای سخنگوی شورای عالی امنیت ملی و همچنین نماینده ویژه رییس جمهور در امور افغانستان نیز بود.

به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه خبری سخن، ظهره وند تنها یک روز بعد از آنکه محمدجواد ظریف سکان وزارت امور خارجه را در دست گرفت، از سفارت ایران در افغانستان برکنار شد.با توجه به اهمیت فوق العاده موافقتنامه استراتژیک بین کابل- واشنگتن و همچنین تبعاتی که می تواند بر روی امنیت مرزهای شرقی ایران داشته باشد، گفت و گویی تفصیلی با این دیپلمات ایرانی انجام دادیم که در سال های جنگ داخلی افغانستان نیز سرکنسول کشورمان در مزار شریف بوده است.

آنچه که در زیر می خوانید، متن کامل این گفت و گوست:

سخن: بالاخره پس از شش ماه از برگزار شدن انتخابات رياست جمهوري افغانستان با دخالت جان كري وزير امور خارجه آمريكا دولتي در اين كشور تشكيل شد. با تشكيل دولت جديد افغانستان، توافقنامه استراتژيك كه آقاي كرزي امضاي آن را گردن نگرفت، به امضاي آقاي اشرف غني رسيد. اين توافقنامه چه تاثيراتي بر روي ايران مي تواند داشته باشد؟ اساسا علت مخالفت تهران با اين موافقتنامه چيست؟

ظهره وند: در استانه شروع ماموریتم در کابل موضوع امضاي موافقتنامه استراتژيك مطرح شد. البته در مقطعي كه قرار بود استوارنامه خودم را به آقاي كرزي تقديم كنم و رسما كارم را شروع كنم، حس ديپلماتيك به من مي گفت بايد امضاي اين موافقتنامه در چند روز آينده انجام شود ء بنابراین بايد از فرصت ملاقات با آقاي كرزي استفاده كرده و مراتب نگراني و هشدار جمهوري اسلامي ايران را به ايشان اعلام نمایم .

البته اجرای چنین تصمیمی انهم در جلسه اشنایی و تسلیم استوار نامه قاعدتا امری غیر معمول در عرف دیپلماتیک بود ء زیرا هر سقیری تلاش دارد تا در اولین برخورد خود با مقامات عالی کشور محل ماموریت جذاب ترین چهره را از خود ارایه نماید ء از موضوعات کلی در روابط دوجانبه و ترسیم چشم انداز روشن تر برای همکاریهای اتی صحبت کرده و به نوعی خود را مستظهر به پشتیبانیها و همکاریهای مقامات انکشور در پیشبرد هرچه بهتر روابط نشان دهد.

در صورتي كه من اين كار را نكردم ء زیرا نوع و عمق ارتباطات ما با تحولات ء جریانات و چهره های موثر در اینکشور و بالاتر از ان ارتباط ما با مردم اینکشور و انتظاراتی که انها از نقش افرینی ایران دارند موجب میگردید تا از فرمهای رایج خارج شده و در اولين جلسه با آقاي كرزي كه وزير امور خارجه و مشاور شوراي امنيت ایشان نيز حضور داشتند، بدلیل اهمیت فوق العاده موضوع و تاثیرات بلندمدت ان بر امنیت ملی کشورم ء با اغتنام از فرصت به مسله ورود کرده و اشاره نمایم كه امضای موافقتنامه استراتژيك از نظر جمهوري اسلامي ايران چه مفهومي دارد و ماچنین اقدامی را از سوی دولت افغانستان به چه دلیل مثبت ارزیابی نمی نماییم و سعي كردم ايشان را از امضاي چنين موافقتنامه اي با توجه به ادعای ارادتش نسبت به جمهوری اسلامی ایران و تشریح پیامدهای ان بر امنیت ملی کشورهای منطقه و ...ایشان رادر انجام این کار مردد و نهي نمایم.

لازم بذکر است که طرح این موضوع در این جلسه آقاي كرزي و دوستان ايشان را با وضعیت غیر مترقبه مواجه نمود . زيرا انتظار نداشتند سفير در اولين جلسه معارفه اين مساله را بيان كند. ضمن انکه مدتها بود که افرادی مانند اسپنتا در هماهنگی با امریکایها موضوع موافقتنامه استراتژیک را بصورت چراغ خاموش جلو میبردند و ایشان و تیم همکارش با استفاده از این موقعیت تصمیم گرفتند تا با ایجاد یک فضای رسانه ای علیه سفیر ایران واکنشهای احتمالی در اینده رااز سوی سایر جریانات داخلی و منطقه ای منکوب نمایند و در این ارتباط به فضا سازی رسانه ای سنگین متوسل شدند و البته اين قضا سازی در ادامه به نقطه قوت و مثبت تبديل شد و با توجه به جایگاه خاصی که جمهوری اسلامی ایران در اینکشور دارد افکار عمومی نسبت به موضوع حساس شده و پیرامون ماهیت ان و چرایی موضع گیری سفیر ایران در قبال ان واکاوی نمودند و این جریان آمريكايي ها را تا بدان سرحد نگران ساخت كه مبادا سفير ايران برنامه اي را كه از مدت ها قبل براي امضاي توافقنامه استراتژيك مهیا کرده بودند، برهم بزند. به همين خاطر در فاصله يك هفته آقاي اوباما شبانه خود را به پايگاه بگرام رساند و اين موافقتنامه را امضا كرد و بازگشت.


سخن: يعني دقيقا يك هفته پس از صحبت هاي شما با آقاي كرزي و تقديم استوارنامه تان؟

ظهره وندبله. دقيقا يك هفته بعد.


سخن: اما بحث موافقتنامه از جايي شروع شد كه آمريكايي ها مي گفتند ما مي خواهيم در ابتداي سال2014افغانستان را ترك كنيم؟

ظهره وندالبته دادن چنین ادرسهای غلطی از سوی امریکاییها معمول است بویژه اینکه در مسائل افغانستان شما شش ماه بعد را هم نمي تواني پیش بینی کنید زيرابدلیل سيال بودن شرایط سیاسی و امنیتی این کشور آمريكايي ها میتوانند چنین ادعاهایی را مطرح و بعد خلاف ان را عمل نمایند زیرا همه مي دانند كه همه چيز مي تواند در كمتر از دو الي سه ماه برهم بخورد.

لذا آن جنجال رسانه ای پیرامون موافقتنامه استراتژيك به فضايي تبديل شد كه جامعه افغانستان به يكباره به هوش آمد و از آن به بعد بود كه عليرغم بي تدبيري كه در مجلسين اين كشور اتفاق افتاد و اكثر نمايندگان به اين موافقتنامه راي مثبت دادند اما چالش هاي بعدي كه در سطح افكار عمومي شكل گرفت اوضاع را به گونه اي شکل داد كه همه از پيگيري بخش هاي ديگر توافقنامه استراتژيك كه بخش اصلي آن موافقتنامه امنيتي است، اجتناب نمایند که در راس همه اين افراد آقاي كرزي قرار گرفت.

آقای کرزی ديد كه اگر اين موافقتنامه را امضا كند، با پذیرش حق کاپیتالاسیون برای آمریکایی ها رسما نقض حاكميت ملي كشورش را پذیرفته است و این درحالی بود که آقاي كرزي مي دانست كه دوره رياستش تمام شده ودیگر مجالی برای کرسی نشینی بر ارگ کابل ندارد لذا اين درايت را به خرج داد كه ننگ امضاي موافقتنامه امنيتي را شخصا نپذيرد.

عليرغم آنكه ایشان پيشتر اين موافقتنامه را جلو برده بود از این مرحله به بعد سعي كرد تا در تاریخ افغانستان سوابق۱۳ساله خود را حفظ کرده و با نام نیک ارگ ریاست جمهوری را ترک نماید. آقای کرزی امروز به شخصیتی بارز و قابل احترام در میان قوم پشتون تبدیل شده است موقعیتی امروز با۱۳سال قبل قابل مقایسه نمی باشد.

آقاي كرزي مي دانست كه امضاي اين موافقتنامه به معناي حذف ايشان از سوي آمريكايي ها خواهد بود ولي امروز با يك سرمايه خوبي كنار رفته است. زیرا موافقتنامه را امضا نكرد و توانست در دوره سیزده ساله حکومت چهره نسبتا مثبتی از افغانستان ارائه کند. آقای کرزی توانست ضمن حفظ روابط خوب با کشورهای منطقه و ارتباط خود را با آمریکایی ها و ناتو را هم داشته باشد.

در عرصه داخلی نیز ایشان نوعی از تعادل های قومی را شکل داد و از همه اقوام مختلف در حکومت افغانستان به کار گرفت. به نظر من آقای کرزی علیرغم اتهاماتی که در ابتدا به ایشان نسبت داده می شد مانند آمریکایی بودن و …..توانست کارنامه خوبی از خود برجای بگذارد و ارگ ریاست جمهوری را با سربلندی ترک کند.

سخن: چرا ایران بااين موافقتنامه مخالف است و حتي در مواضع دولت كنوني هم شاهديم كه اين موافقتنامه را براي افغانستان مفيد نمي داند. چرا بندهای مربوط به ایجاد پایگاه های دائمی نظامی و کاپیتالاسیون برای ایران مهم و با آن مخالف است؟ این توافقنامه چه مساله اي را در مرزهاي شرقي متوجه امنيت ملي ما مي كند؟

ظهره وندآمريكايي ها چهار پايگاه اصلي و چندين پايگاه تاكتيكي در افغانستان ايجاد كرده اند. ابعاد اين پايگاه ها و ماموريت هايي كه اين شكل از پايگاه ها برای خود تعريف مي كنند به هيچ عنوان سنخيتي با وضعيت داخل افغانستان ندارد. مثلا پايگاه شورابك21كيلومتر در21كيلومتر است؛ يعني فاصله ای از تهران تا كرج. در اين پايگاه ها تاسيسات بسياري را مانند يك شهر ایجاد كرده اند.


سخن: يعني مي فرماييد این پایگاه ها كاركرد يك پايگاه نظامي را ندارند؟

ظهره وندآمريكايي ها در فيليپين پايگاه كلارك و پايگاه سوبيك را دارند كه پايگاه هاي دريايي و هوايي هستند. آنها این پایگاه ها را از بعد از جنگ جهاني دوم حفظ كرده اند. جدای از پیامدهای فرهنگی و اجتماعی این پایگاه ها برای فیلیپین، در حد پایگاه های نظامی باقی مانده اند.

با این حال آمریکایی ها در شمال، جنوب، شرق و غرب افغانستان پایگاه نظامی ایجاد کرده اند و گستردگی آنها نشان می دهد که کارکرد داخلی (برای افغانستان) نخواهند داشت. نکته دیگر اینکه حضور این پایگاه ها باعث برقراری امنیت نشده و حتی در شکل دهی به ناامتی ها نقش داشته است.

آمریکایی ها به گونه ای بحران های داخلی افغانستان را مدیریت کرده اند که مانع از آرام شدن اوضاع شده اند و تلاش داشته اند تا ظرفیت ها و نیروهای بحران ساز را نیز جابجا کنند.

امروزه شما طالبان را در چند شکل طالبان انگلیسی، طالبان آمریکایی و طالبان پاکستانی می بینید. فعالیت های متنوعی را از سوی این پایگاه ها شاهد هستیم که ماموریت انها امنیت سازی نیست . عملکرد آمریکایی ها نشان می دهد که پایگاه های آنها در افغانستان مصرف داخلی برای این کشور ندارد و حتی پیش بینی می شود که بعد از امضا و اجرای توافقنامه استراتژیک، ناامنی داخلی در افغانستان تشدید شود.

علت این موضوع نیز آن است که آمریکایی ها از این پس به داخل پایگاه های خود می روند و مسوولیت خود در بیرون از پایگاه های نظامی را کنار می گذارند. قدرت دولت افغانستان در حد کنترل شهر کابل و برخی از شهرهای بزرگ است که آن هم با کمک نیروهای خارجی انجام می شود و این دولت قدرتی برای کنترل باقی مناطق این کشور را ندارد. از سوی دیگر دولت امروز افغانستان به نسبت دولت آقای کرزی، ضعیف تر است.

یک نکته مهم دیگر نیز آن است که پایگاه های نظامی آمریکا می تواند یکپارچگی سرزمینی افغانستان را نیز به چالش بکشد. هریک از پایگاه های نظامی آمریکا در افغانستان قومیت های خاصی را در پیرامون خود دارد. این پایگاه ها در حوزه ازبک ها، تاجیک ها، هَزاره ها و پشتون ها قرار دارد و نشان می دهد اتفاقاتی قرار است در افغانستان رخ دهد که ناظر بر تغییرات ژئوپلیتیک است. در واقع می خواهم بگویم این پایگاه ها کارکرد منطقه ای و فرامنطقه ای دارند.


سخن: بعدها ممكن است شاهد درگيري هاي قوميتي در افغانستان باشيم؟ منظور من درگیری هایی است که از خارج از افغانستان کنترل و هدایت شوند؟

ظهره وندمسائل قومي در افغانستان ادامه دار خواهد بود. دولت افغانستان نه در حال حاضر بلكه تا سال2025كه اولين مرحله از توافقنامه استراتژیک است، هیچ گونه اشراف و نظارتی بر عملکرد داخلی و ترددهای داخل پایگاه های نظامی آمریکا نخواهد داشت. تا امروز نیز فضای کشور افغانستان از15هزار پا به بالا در کنترل نیروهای آمریکایی است.


سخن: يعني اگر بار دیگر هواپیمای بدون سرنشینی مانند "اسکن ایگل" به سمت هر کشور دیگری برود، دولت افغانستان کنترلی بر روی آن ندارد؟

ظهره ونددولت افغانستان از ارتفاع15هزار پا بالاتر كنترلي بر روی فضای این کشور ندارد و بايد براي انجام يك پرواز معمولی حتي براي پروازهاي مسافربري بالاتر از این ارتفاع از آمريكايي ها اجازه بگيرد.

سقف پرواز براي جنگنده هاي آمريكايي است و تمامي شهروندان آمريكايي و غير آمريكايي مي توانند با هواپيما وارد پايگاه هاي نظامي آنها در افغانستان شده و از آن خارج شوند بدون آنكه دولت افغانستان نظارتي بر اين امر داشته باشد. همچنين آمریکایی ها می توانند نيروهاي مخالف از كشورهاي مختلف چه عليه دولت افغانستان و چه عليه كشورهاي منظقه را در اين پايگاه ها استقرار دهند.

اين موافقت نامه براي آمريكايي ها اين قدر اهميت داشته و دارد كه باراک اوباما2مرتبه براي امضاي آن به افغانستان سفر كرد. فشار زيادي را بر دولت افغانستان آوردند. صحبت هايي كه درباره تعداد نيروهای آمریکایی مستقر در افغانستان می شود، باید بگویم حتي این نیروها هیچ گونه شمارشی نخواهند شد. تجهیز این پایگاه ها و تعداد نیروهای مستقر در آن براساس ماموریت های منطقه ای آن انجام می شود.


سخن: واكنش ساير كشورهاي هسمايه افغانستان به اين موافقتنامه چه بود؟ چين، هند، پاكستان و روسيه نيز ملاحظاتی درباره آن دارند یا نه؟

ظهره وندبعد از موضع گيري بنده، با يك تاخير نسبتا بيشتر روس ها و بعد از آن پاكستاني ها موضع گيري كردند. اما مساله اين است كه هريك از این كشورها خود را "خارج نزديك به تهديدات موجود" مي بينند. مثلا روس ها فاصله اي بين خود و اين پايگاه ها دارند و براي آنها مهم بود كه پايگاه ماناس در قرقيزستان جمع شود.

آمريكايي ها هم ديگر نيازي به پایگاه ماناس نداشتند زيرا پايگاه مزارشريف را دارند و لذا اين پایگاه مي تواند جبران پايگاه ماناس را بكند و در "پایگاه ترمز" ديگر نيازي به همكاري اسلام كريم اف نيست چون در جوزجان هم اين امكان و ظرفيت را براي انها وجود دارد.

بخشی از حاکمیت ملی پاکستانی ها در حملات مستمر آمریکایی ها به وزیرستان نقض می شود بنابراین موضعی که ما داریم را پاکستانی ها نمی توانند داشته باشند. کشورهای شمال افغانستان نیز مشکلات آشکار و پنهانی با روس ها دارند. این کشورها تلاش دارند با نزدیک شدن به آمریکا و کشورهای غربی فاصله خود را با نفوذ روسیه حفظ کنند و از سوی دیگر آگاه هستند که روسیه هم تحمل همکاری مستقیم آنها با آمریکایی ها و وجود پایگاه نظامی را ندارد.شرایط این کشورها خاص است.

چینی ها نمی خواهند در حال حاضر با آمریکایی ها چالش پیدا کنند. با شناختی که از سفارت چین در کابل دارم، باید بگویم که شناخت کاملی نسبت به تحولات افغانستان ندارند و بر تحولات داخلی این کشور مسلط نیستند.

چینی ها بیشتر نگران پروژه های افراط گرایانه در افغانستان هستند و تهدید بالفعل را طالبان می دانند و نه آمریکایی ها؛ در حالی که آمریکایی ها به پروژه های افراط گرایانه دامن می زنند. چینی تصور می کنند حضور آمریکایی ها در افغانستان برای مهار افراط گرایی لازم است و هنوز به اين نظر نرسيده اند كه افراط گرایان ابزار مديريت بحران آمريكا هستند و دير يا زود در حوزه سين كيانگ از آنها عليه چيني ها استفاده خواهند كرد.

هندي ها به دليل منازعه اي كه با پاكستاني ها دارند، همواره تاكيد دارند كه در افغانستان با آمريكايي ها به صورت همكار و اگر توانستند متحد باشند. از سوی دیگر هندی ها همواره نگران طالبان هستند و تصور می کنند با کمک آمریکایی ها می توانند هم مداخلات پاکستانی ها از طریق طالبان در کشمیر را کنترل کنند و هم می توانند در سایه همکاری با آمریکا، حوزه بازیگری شان را در افغانستان تثبیت کنند.

اگر كمك آمريكايي ها نباشد، صحنه افغانستان، صحنه چالش پاكستان و هند خواهد بود و قاعدتا پاكستاني ها بدليل نفوذ سنتي كه در محيط داخلي افغانستان دارند، دست برتر را دارند. لذا هندي ها سعي مي كنند در سايه آمريكايي ها كار پيشروي خود را در افغانستان جلو ببرند.

تركمنستان، تاجيكستان و ازبكستان در آن تراز نيستند و بيشتر بدنبال حفظ محيط داخلي خود هستند. نگراني این کشورها به ويژه تاجيكستان و ازبكستان بيشتر از جريانات طالباني است. تركمن ها به دلايلي با طالبان رابطه سنتي دارند. ضمن اينكه هيچ يك از اين سه كشور نگاه منفي به آمريكا ندارند و پايگاه آمريكايي ها را براي خود تهديد نمي بينند بلكه حضور آمریکایی ها به عنوان اهرم تعادلي در برابر روسيه و بازيگري روس ها مي بينند.

مساله ايران كاملا با کشورهای دیگر متفاوت است. بعد از ایران نیز روسيه است. روس ها بايد بتوانند دورنماي اين بازيگري خطرناك آمريكايي ها را ببينند زيرا اوكراين درس بزرگي براي آنها بود. فكر مي كنم نگاه امروز روس ها به مساله پایگاه در افغانستان و زمانی که به عنوان سفیر در کابل بودم، به ما نزدیک تر شده باشد.


سخن: در سفر آقای کرزی به تهران که آخرین سفر وی هم بود توافقنامه ای با عنوان "همکاری ها و دوستی ها" بین تهران و کابل امضا شد. آیا این توافقنامه می تواند نگرانی های ما را درباره توافقنامه امنیتی برطرف کند یا نه؟

ظهره ونددولت افغانستان چه در دوره آقای کرزی و چه در دوره فعلی، در ترازی نیست که بتواند روی توافقنامه هایی که امضا می کند اتکایی داشته باشد زیرا منابع مالی و نحوه تامین امنیت آن به کمک آمریکایی ها و ظرفیت های فرامنطقه ای است.

ضمن آنکه موافقتنامه امضا شده خیلی خاص نبود و بخشی از آن مربوط به همکاری امنیتی می شد،که امکان عملیاتی شدن نیافت. در مسائل امنیتی، افغان هابا چنین رویکردی که اتخاذ کرده اند ناگزیر هستند از طریق نیروهای آمریکایی و غربی مسائل خود را حل کنند. افغان ها با قبول موافقتنامه استراتژیک از بین ما و آمریکایی ها برای مسائل امنیتی، آمریکایی ها را ترجیح می دهند.


سخن: دولت جدید افغانستان به هرحال شکل گرفت و اولین باری بود که بعد از حمله آمریکایی ها انتقال قدرت با انتخابات از آقای کرزی به فرد دیگری صورت می گرفت. دو رقیب انتخاباتی، دولت جدید افغانستان را با هم شریک شده اند. آیا این دولت وحدت ملی می تواند سرانجام خوبی داشته باشد؟

ظهره وندفکر می کنم مقداری قاعده بازی و انتخابات خراب شد. بالاخره انتخاباتی برگزار شد و مشخص بود که پیروز آن کیست. با توجه به آرایش نامزدهای انتخاباتی مشخص بود که هیچ یک از آنها در مرحله اول رای اکثریت مطلق را بدست نخواهد آورد و انتخابات به مرحله دوم کشیده می شود.

تنها یک نامزد تاجیک و سایر نامزدها پشتون بودند. مشخص بود که اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود، گرایشات قومی موجب می شود کفه ترازو به سمت نامزد پشتون یعنی آقای اشرف غنی برود.

در انتخابات افغانستان، نامزدها معاونین خود و به عبارت دیگر کابینه را نیز معرفی می کنند تا مردم به آنها نیز رای دهند. در دور دوم موقعیت آقای اشرف غنی به دلیل پشتون بودن قوی تر بود. مردم افغانستان تصور می کردند اگر فرد غیر پشتونی رییس جمهور شود، دوره دیگری از ریاست جمهوری آقای ربانی تکرار خواهد شد و آنها هم دیگر تحمل چالش های قومی را نداشتند.

آقای اشرف غنی در ترکیب انتخاباتی خود بدرستی عمل کرد و معاون اول خود را آقای عبدالرشید دوستم که از رهبران شاخص ازبک ها است ءانتخاب کرد. آقای خلیلی معاون دوم و از رهبران شاخص هزاره ها و شیعیان و متحد دیرین ژنرال دوستم با اقای اشرف غنی به توافق رسید و اقای دانش که چهره معقول میان هزاره ها است به عنوان معاون دوم تعیین شد.

موقعیت آقای خلیلی نزد شیعیان به نسبت آقای محقق که در کنار آقای عبدالله بود، بهتر بود. همچنین آقای احمدضیا مسعود، برادر احمدشاه مسعود با پیوستن به ستاد آقای اشرف غنی موجب شد تا به ستاد انتخاباتی ایشان جامعیت قوی لازم را بدست اورد ؛ یعنی در کابینه ایشان برای تاجیک ها نیز سهم مناسب تعیین شد . وقتی این ترکیب را نگاه می کنیم، متوجه می شویم که مردم با اطمینان بیشتری به آقای اشرف غنی رای دادند. البته با شکل گیری چنین معادله ای در صحنه انتخاباتی چنین نتیجه ای به راحتی قابل پیش بینی بود و من در همان مرحله اول این مساله را پیش بینی کردم و اتفاق هم افتاد.


سخن: پس اصرار آقای عبدالله عبدالله برای پیروزیش در انتخابات و مساله تقلب بر چه مبنایی بود؟

ظهره وندآقای عبدالله پیش از این نیز از تقلب سخن می گفت و به نظر من ایشان قاعده بازی را رعایت نکرد. آقای عبدالله به دلیل آرایش انتخاباتی از ابتدا شانسی برای پیروزی نداشت.

اما نکته ای که بسیاری به آن توجه نکردند این بود که هر دو نامزد انتخابات پذیرفتند در زمینی بازی کنند که توسط آمریکایی ها مهیا شده است. اگر قرار باشد در زمین آمریکایی ها بازی کنیم و موافقتنامه استراتژیک را امضا کنیم، مردم به نامزدی رای می دهند که آمریکایی تر باشد.

آقای عبدالله تنها در صورتی شانس پیروزی در انتخابات را داشت که از زمین بازی آمریکایی ها بیرون می آمد و در چهره جهادی خود ظاهر می شد اما ایشان چهره جهادی اش را کنار گذاشت و سعی کردبا اتخاذ مواضع غرب پسند و تاکید بر امضای موافقتنامه امنیتی ، هماهنگ بودن با آمریکایی ها را به رخ بکشد.

آقای زلمای خلیل زاد از جمله نئوکان ها در افغانستان نیز در کنار آقای اشرف غنی بود و نقش فعالی را بازی کرد . همه هم امروز امید بسته اند که آمریکایی ها برای آنها منابع تامین کنند. البته آمریکایی ها از اینکه دولت جدید افغانستان نتواند کار خود را بدون کمک آنها انجام دهد، خوشحال هستند و این لطمه ای بود که به آرای مردم خورد.

دولت افغانستان ضعیف بود و ضعیف تر روی کار آمد. شکل گیری چنین وضعیتی باعث شکل دهی به نطفه بحران در داخل کابینه است. آقای عبدالله فکر می کند که نفر دوم است ولی در حقیقت نفر پنجم است. چراکه در کابینه افغانستان ژنرال دوستم نفر دوم است و آقایان احمدضیا مسعود و آقای سرور دانش به نمایندگی از آقای خلیلی نفرات جلوتر از ایشان هستند.

توافق بین دو نامزد نیز به دو سال بعد و تغییر در قانون اساسی موکول شد که فاصله زمانی زیادی است. ضمن اینکه ساخت سیاسی- اجتماعی افغانستان اصلا مساله شکل گیری نظام پارلمانی را برنمی تابد زیرا ساخت قومی این کشور برپایه شیخوخیت و ریش سفیدی و قوماندانی استوار است. لذا ساختار ریاستی با فرهنگ قومی و اجتماعی افغانستان سازگاری بیشتری دارد. این هم یکی از آن نکات است که باید به آن توجه شود.

شش ماه زمان از دست رفته باعث تضعیف دولت افغانستان و مهیا شدن زمینه برای امضای سریع موافقتنامه استراتژیک بود. همه آقایان جهادی و غیرجهادی افغانستان نیز ناظر برامضای این توافقنامه بودند که برخلاف منافع ملی افغانستان است.

می توانم بگویم تنها پیروز این میدان آقای کرزی بود که از این میدان با سر بلندی بیرون رفت و موافقتنامه را امضا نکرد در حالی که خود بسترساز امضای آن بود. امروز آقای کرزی علی رغم حرف و سخنهای زیادی که پیرامون عملکرد ایشان و خانواده اش وجود داشت ء به شخصیت مطرحی در بین قوم پشتون و قندهار تبدیل شده است. به هرحال وقفه ششماهه در اعلان نتیجه انتخابات به نفع آرای مردم و دولت جدید افغانستان نبود و از این به بعد چالش ها پررنگ تر خواهد شد.

زیرا آقای عبدالله به شکل صوری در کابینه حضور دارد ولی اختیاراتی ندارد واقای اشرف غنی کابینه را براساس تصمیمات خود شکل خواهد داد. آرایش استانداران و والی ها نیز با افرادی است که همراه آقای اشرف غنی بوده اند. آقای عبدالله می توانست با توجه به سابقه جهادی اش در موضع مخالف حضور داشته و دولتی در سایه تشکیل دهد.


سخن: دوران سفارت شما یک سال و نیم بیشتر نبود و تقریبا یک روز بعد از آنکه آقای ظریف به عنوان وزیر خارجه از مجلس رای اعتماد گرفت، شما برکنار شدید و از شما خواستند به تهران برگردید. آیا این مساله به خواست دولت افغانستان بود یا نه؟

ظهره وندچنین چیزی نیست ء ضمن انکه بعد از ان اتفاقات اولیه ء روابط خوبی را با کرزای و دفتر ایشان برقرار کرده بودم و چندین بار جلسه مشورتی با اقای کرزای داشتم که بسیار هم روی مواضع ایشان موثر واقع شد.


سخن: یعنی علیرغم تمام مخالفت هایی که در رسانه های افغان ما شاهد بودیم و مدعی بودند که شما در جلسه با مقامات می گویید که نباید به موافقتنامه استراتژیک رای دهید و آن را مصداق دخالت در امور داخلی افغانستان می دانستند. از طرف دیگر بلافاصله پس از روی کار آمدن دولت آقای روحانی شما برگشتید. این دو با هم ارتباط داشتند؟

ظهره وندنه به هم ربطی نداشتند. فضای رسانه ای در افغانستان علیه بنده شاید در دو الی سه ماه اول شروع کار من بود اولا مربوط به طیف خاصی از مطبوعات میشد که اشکار منتسب به سفارت انگلیس و امریکا میشدند . شاید اگر من در این سی سال خدمتم در دستگاه سیاست خارجی هیچ کاری نکرده باشد، این مخالفت برای من یک افتخار تاریخی باقی ماند و امروز در افغانستان می گویند "ابوالفضل بود که مخالف موافقتنامه امنیتی بود". نمایندگان مجلسین افغانستان نیز بعد از بار اولی که رای مثبت دادند، فضا را کاملا برگرداندند و متوجه شدند که چه اتفاقی رخ داده است.

حتی تشکل هایی به وجود آمد که این موافقتنامه باید به مجلس بیاید و اگر بیاید حتما آن را رد خواهند کرد.

من ارتباط خوبی با نمایندگان و سناتور های افغان داشتم و همه اذعان کردند که ما در یک تاریکی به این موافقتنامه رای دادیم و اشتباه کردیم. شخص آقای کرزی در ابتدا جزو مخالفین من بود ولی بعدها شما می بینید که براثر جلسات متعددی که با ایشان داشتم که نزدیک و دوستانه بود، به این نظر رسید که نباید موافقتنامه امنیتی را امضا کند و امضا نکرده از قدرت خارج شود.البته امریکاییها و عناصر وابسته داخلی انها از من بسیار عصبانی بودند و نقش من را برای اهداف راهبردیشان مخرب می دانستند که برای من افتخاری است.

یک نکته را نباید فراموش کنیم مسائلی مانند افغانستان به عنوان موضوع راهبردی در سیاست خارجی است و با آمد و رفت دولت ها تغییری در رویکردهای نظام در قبال این مسایل نمی تواند ایجاد شود و به همین دلیل افرادی هم که در این حوزه ها مشغول هستند بایستی از رویکرد و تفکر راهبردی برخوردار باشند و تجربه این کار را هم داشته باشند. به سهم خودم فکر می کنم تجربه قابل دفاعی را در افغانستان داشته باشم.

تعویض سفیر البته جزء اختیارات هر دولتی است ولی اینکه در این حوزه ها به این سادگی افراد را کنار بگذارند به نظر من مقداری با تدبیر هم خوانی ندارد. مسائل راهبردی به سادگی تغییر نمی کند و اتفاقا تعویض فرد به این شکل شاید علامت منفی را به طرف های خارجی می دهد و این تصور را به وجود می آورد که شاید رویکردهای راهبردی در حال تغییر است.

در این موضوع شاید کج سلیقگی و یا شتابزدگی ناشی از گرایشات جناحی رخ داده باشد . شیوه عمل آمریکایی ها در قبال مصالح امنیت ملی درخور توجه است . که نمونه ان استفاده از ظرفیت آقای خلیلزاد متعلق به جریان نئوکان ها میباشد و به نوعی میتوان دولت امروز را محصول تلاشهای چند سال اخیر ایشان دانست .

آقای اشرف غنی سابقه سیاسی در درون افغانستان یا سابقه جهادی نداشت اما آمریکایی ها با استفاده از ظرفیت آقای خلیلزاد توانست تا افرادی را که به عنوان ظرفیت دوران جهاد محسوب می شدند و بیشترین سابقه ارتباط با ایران را داشتند را در کنار اقای اشرف غنی قرار دهند. آقای خلیلزاد دو سال با بودجه وسیع در افغانستان مشغول بود و توانست اهدافش را بخوبی دنبال نماید.

رویکردهای جمهوری اسلامی ایران در موضوعات استراتژیک از جمله عراق و افغانستان ثابت است و فقط تاکتیک و شیوه کار در برخی حوزه ها می تواند تغییر کند البته حق هر دولتی است که با شروع کار و در شکلی مدبرانه و غیر شتابزده نیروهای مورد نظر خود را جابجا نماید . من یک دیپلمات هستم و در خدمت سازمان خودم هستم و هرجور که سازمان تشخیص دهد می تواند از من استفاده کند.

علاقه مند هستم که کشورم بیش از پیش در حوزه مسائل جهانی و به خصوص حوزه پیرامونی و منطقه ای خود مقتدر و فعال باشد. قطع به یقین به دلیل ظرفیت های داخلی و منطقه ای دورنمای خوب و روشنی را برای کشور پیش بینی می کنم. ظرفیت ایران در افغانستان به اندازه ای بی بدیل است که اگر آمریکایی ها به جای این چهار پایگاه، چهل پایگاه هم داشته باشند کار چندانی را از پیش نخواهند برد.

ایران و افغانستان پاره تن هم هستند. ما ظرفیت های بی نهایتی را در افغانستان داریم که داشته های ژئوپلیتیکی و داشته های تاریخی ما هستند و چیزی نیست که در این چند سال خلق شده و به وجود آمده باشد. داشته های ما پایدار هستند و من این را در تجربه کاری خودم در افغانستان همواره شاهد بودم.

در حالی که در سفارت ما در کابل20دیپلمات مشغول بودند، آمریکایی ها3هزار دیپلمات داشتند ولی قدرت بازیگری و مانور این3هزار نفر به هیچوجه قابل مقایسه با این تعداد نبود و نیست. افغانستان حوزه تمدنی ماست و هیچ دو کشوری تا این اندازه با هم سنخیت ندارند .حتی انگلیس و ایرلند این قدر به هم شبیه نیستند که ایران و افغانستان به هم شباهت دارند.


سخن: با تشکر از فرصتی که در اختیار سخن قرار دادید.


نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۹
امیر طلعتی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۳
4
2
سیاست شما و احمدی نژاد مبتنی بر همکاری و مذاکره نبود و الا الان در موقعیت خیلی بهتری بودیم. چرا وارد تقابل شدید و از گفتگو طفره می رفتید. شمار باید پاسخگو باشید
پاسخ ها
بچه دهاتی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۳
بععععلهههه . سیاست همکاری ومذاکره همین الان دارد آثار درخشانش را در مرزهای سیستان وبوچستان و نزدیک مرزهای کرمانشاه باقوت تمام نشان می دهد !
محمد
|
Afghanistan
|
۱۰:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۳
2
2
درحالی که آدم و عالم از بزرگ وکوچک افغانستان و همه خارجی ها اعم از دوست ودشمن می دانند و اذعان دارند که درانتخابات تقلب شده و عبدالله پیروز انتخابات بوده است امااین آقا که ادعای دیپلمات بودن می کند نمی فهمد .
پاسخ ها
بچه دهاتی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۳
اون عالم و آدم و بزرگ و کوچک و دوست و دشمنی که مدنظر جنابعالی است ، درموردانتخابات سال 88 ایران هم می گفت تقلب شده اما حاضر نبود یک بازشماری ساده روی صندوق های رای انجام شود ؛ فقط و فقط ابطال!!
میثم.ح
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۳
0
0
یعنی هدف از ظریف از بازگرداندن ظهره وند چراغ سبز برای امضای توافقنامه استراتژیک با آمریکا بود؟
درست فهمیدم؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۴
0
4
دولت تحقیر و ناامیدی
م- ر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۴
1
0
اگر قرار بود که حرف عامل و ادم با حرف دیپلمات یکی باشه ء چه نیازی به دیپلمات بود ؟ اگر دوست و دشمن اذعان کردند که عبدا... پیروز اتنخابات بوده پس اشرف غنی که نه جهادی بود و نه پشتوانه قومی داشت و نه ...با چه پشتوانه و قدرتی توانست در جایگاه ریس جمهور قرار بگیرد ؟
ناشناس 8560
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۶
1
1
به نظر من عبدالله عبدالله و موسوی یکی هستند. فقط بلد هستند بگویند تقلب تقلب.
یک دیپلمات
|
India
|
۱۲:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۱
0
0
جناب ظهره وند تلاشهای صادقانه جنابعالی بر کسی پوشیده نیست متاسفانه تغییر جنابعالی آب سردی به تمام فعالیتهای ایرانیان و افاغنه برای انتخابات بود سفیر فعلی که دیدیم چه کارنامه ای از خود به جا گذاشت طی این یک سال اولویت اول اشرف غنی شده آمریکا ...و اولویت دوم آنان شده ترکیه ...عربستان .چین ...پاکستان و شاید اولویت سوم آنان بشود ایران باز هم شما مردانه حرفت را زدی آنان که به نامردی زیر آب شما را در این مرحله حساس در افغانستان زدن در پیشگاه خدا یک روز جواب می دهند ...
جناب آقای ظریف که توجه اش شده غرب وای به حال این سفرا...هیچکس نمی رود به سفیر فعلی بگوید خوب تو که اصرار داشتی ظهره وند برگردد و خودت بری چه کردی طی این یک سال در خصوص سیاسی ...اقتصادی ...فرهنگی ...و امنیتی و حتی امور کنسولی و ویزا انشاالله آن دنیا چون بعید است این دنیا موضوع رسیدگی گردد
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: