به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۵۹۴۴۸
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۳۹۳ - ۰۴:۳۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
اسطوره هاي فوتبال ايران در طول سال هاي اخير به خاطر حفظ صندلي مديران غير ورزشي ورزش از بين رفته اند و كارنامه اي ناموفق داشته اند دلايل اين مسايل را در زير خواهيم خواند.

سخن، گروه ورزشی: اسطوره کلمه‌ای معرب است که از واژۀ یونانی هیستوریا (historia) به معنی «جستجو، آگاهی، داستان» گرفته شده‌است. برای بیان مفهوم اسطوره در زبان‌های اروپایی از بازماندهٔ واژهٔ یونانی میتوس (mytos) به معنی «شرح، خبر، قصه» استفاده شده‌است.

اما حكايت اسطوره ها در ورزش چيز ديگري است. نه تنها فوتبال ايران بلكه ورزش ايران در طول ساليان گذشته بارها و بارها براي حفظ جايگاه مديران خود اقدام به سوزاندن اسطوره هاي خود كرده است كه تقريبا مي توان گفت اين كار اقدامي شكست خورده در ورزش ايران بوده، است و خواهد بود.

در فوتبال ايران از ابتدا اسطوره هاي فراواني چون همايون بهزادي، حسين كلاني، حسن روشن، ناصر حجازي، جعفر كاشاني، علي پروين، مهدي مهدوي كيا، علي كريمي، احمد رضا عابدزاده، علي دايي و .... پديد آمده اند كه هر كدام از اين اسامي براي تبديل شدن به اسطوره روز هاي دشواري را سپري كرده اند.

اين افراد آن زماني شد نام اسطوره را بر روي آنها نهاد كه توانستند در كنار عملكرد فني قوي در بحث اخلاق نيز مثبت عمل كردند. اين افراد توانستند درب هاي قلب ملت خود را باز كنند تا مردم به عشق آنها براي تشويق تيم هاي خود به ورزشگاه ها بيايند، اما سخت تر از تبديل شدن به اسطوره حفظ اين نام است كه متاسفانه اسطوره هاي ما ناخواسته و به خاطر منافع مسئولان ورزش و باشگاه ها به درخواست هاي وسوسه انگيز آنها تن مي دهند و مي خواهند راه طولاني را يك شبه طي كنند.

سال ها بود اسطوره سوزي در ورزش به شكل علني متوقف شده بود تا نوبت به علي دايي رسيد كه تازه دو سال از عمر مربيگري خود را پشت سر نمي گذاشت كه از اين دو سال تنها توانست تيم ورنت لورانت آلماني را كه در نيمه هاي راه سايپا را رها كرده بود به قهرماني برساند.

اين در حالي است كه علي دايي پيش از اين دوسال كاپيتان سايپا بود و در هيچ كلاس مربيگري شركت نكرده بود. دست هاي پشت پرده براي آرام كردن فضاي آن زمان فوتبال ايران اقدام به انتخاب علي دايي بي تجربه به عنوان سرمربي تيم ملي كردند.

اما اين پايان كار نبود و نه تنها فضاي فوتبال ايران آرام نشد بلكه سرمربي پر حاشيه هرروز به حواشي فوتبال ايران افزود و تنها دليل اين مساله كم تجربگي علي دايي بود.

شايد اگر مسئولان فوتبال و ورزش ايران آن زمان به جاي انتخاب علي دايي به عنوان سرمربي او را به كلاس هاي روز مربيگري دنيا مي فرستاند امروز به جاي اينكه شاهد ناكامي هاي تكراري اين اسطوره فوتبال ايران باشيم شاهد موفقيت هاي او در فوتبال ملي بوديم.

علي دايي در بدو ورود خود در تيم ملي با همبازيان سابق خود در افتاد و مهدوي مهدوي كيا، علي كريمي و گاهي اوقات وحيد هاشميان را به بهانه جوانگرايي از تركيب تيم ملي خارج كرد تا هواداران اين اسطوره ها به سرمربي تيم ملي انتقاد كنند و هر روز در ورزشگاه ها نام علي كريمي صدا شود. علي دايي در نهايت با شكست تلخ مقابل عربستان صعودي عيدي تلخي به ايراني ها داد و تيم ملي جام جهاني 2010 را به راحتي هرچه تمام تر از دست داد.

البته پيش از اين نيز در كشتي براي ارام كردن فضا اقدام به انتخاب عليرضا حيدري اسطوره كشتي به عنوان سرمربي تيم ملي كردند كه عمر حيدري در تيم ملي كوتاه بود و به خاطر ناكامي سال هاي سال از كشتي دور بود.

اما اين پايان اسطوره سوزي هاي ورزش ايران نبود و حميد استيلي كه زماني در ورزشگاه آزادي هواداران تيفوسي قرمز هاي پايتخت لقب استيلي با غيرت را داده بودند از سوي حميد هواداران به استيلي بي غيرت تبديل شود و تنها دليل اين مساله علاقه مرد با اخلاق سرخ ها براي نشستن برروي نيمكت پرسپوليس به هر قيمتي بود.

استيلي تيمي بي مهره را تحويل گرفت اما براي حفظ جايگاه خود هيچ اعتراضي نكرد و هرروز فشار ها بر او بيشتر شد و حتي هواداران پرسپوليسي بازي نخست را هم به او فرصت نداده اند و از همان روز نخست شعار استيلي حيا كن را سر دادند.

دايي هم به كنار استيلي رفت اما بازهم جنگ قدرت و حفظ صندلي هاي محبوب ورزش مطرح است و مديران غير ورزشي براي مطرح كردن نام خود به خوبي از نام هاي مطرح ورزش كشور سود مي برند تا جايگاه ويژه اي در ميان هواداران باز كنند.

در اين سال ها چهره هاي محبوب ديگري نيز چون احمدرضا عابدزاده كه مي توان او را در كنار علي كريمي محبوب ترين چهره هاي تاريخ ورزش ايران داسنت، عليرضا منصوريان و خيلي از نام هاي مطرح ديگر سوزانده شدند.
آخرين اسطوره اي كه مسئولان فدراسيون فوتبال براي بهبود جايگاه خود از آن استفاده كرده اند علي كريمي است بازيكني كه نامش 100 هزار هوادار پرسپوليسي را در زمان بازگشتش به ايران به ورزشگاه آزاي كشاند. كسي كه با حركت هاي خيرخواهانه خود جايي عجيب در دل هواداران نه تنها پرسپوليس بلكه كل فوتبال ايران باز كرده است.

علي كريمي يا همان جادوگر فوتبال ايران را با هم بهتر بشناسيم.

محمدعلی کریمی پاشاکی (۱۷ آبان ۱۳۵۷ در کرج) مشهور به علی کریمی، بازیکن فوتبال بازنشسته ایرانی است. او در دوران بازیگری ۱۸ سالهٔ خود از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۳، سابقهٔ بازی در لیگ ۴ کشور ایران، امارات، آلمان و قطر و باشگاه‌های فتح، پرسپولیس، الاهلی امارات، بایرن مونیخ، القطر، استیل‌آذین، شالکه ۰۴ و تراکتورسازی را دارد.

از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۹۱، کریمی بیش از یک دهه بازیکن تیم ملی فوتبال ایران بود و با ۱۲۷ بازی و ۳۸ گل ملی، سومین بازیکن تاریخ ایران از نظر تعداد بازی ملی و همچنین سومین گلزن برتر این تیم به شمار می‌رود.

علی کریمی که به عنوان یک بازی‌ساز دریبل‌زن شناخته می‌شد، در ایران هواداران بسیاری دارد و به «جادوگر» و «مارادونای آسیا» ملقب شده‌است. او همچنین در فعالیت‌های اجتماعی و خیریه شرکت داشته‌است.

کریمی فوتبال حرفه‌ای خود را در سال ۱۳۷۵ با فتح در لیگ دسته دوم فوتبال ایران آغاز کرد و پس از ۲ سال به پرسپولیس پیوست، جایی که در ۳ فصل بازی موفق به ۲ بار قهرمانی در جام آزادگان و یک بار قهرمانی در جام حذفی شد و همزمان با تیم ملی، در بازی‌های آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک مدال طلا را به گردن آویخت. کریمی از بهمن ۱۳۷۷ به دلیل هل‌دادن داور در بازی تیم امید به مدت یک سال از حضور در تمام مسابقات باشگاهی و ملی محروم شد، و پس از پایان این مدت دوباره به فوتبال بازگشت و در جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۰ نیز حاضر بود.

وی در سال ۱۳۸۰ به الاهلی دبی منتقل شد که در فصل ۲۰۰۳–۲۰۰۲، به عنوان «بهترین بازیکن خارجی لیگ برتر فوتبال امارات» انتخاب شد و در فصل ۲۰۰۴–۲۰۰۳، عنوان «آقای‌گل لیگ برتر فوتبال امارات» و «مرد سال فوتبال امارات» را کسب کرد.

کریمی که با تیم ملی ایران در جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۴ مقام سوم را کسب کرد و همزمان به عنوان آقای‌گلی این مسابقات (مشترکاً با علاء حبیل از بحرین) دست یافت. او در همین سال (۲۰۰۴) جایزه «مرد سال فوتبال آسیا» را از کنفدراسیون فوتبال آسیا دریافت کرد.

در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴)، وی به باشگاه بایرن مونیخ در بوندس‌لیگای آلمان پیوست و در ۲ سال حضورش در این باشگاه ضمن انجام بیش از ۴۰ بازی، قهرمانی جام حذفی و لیگ را هرکدام یک بار تجربه کرد. او همچنین در جام جهانی ۲۰۰۶ با ایران حاضر بود و در جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۷ نیز بازی کرد.

پس از آن به القطر در لیگ ستارگان قطر رفت و پس از یک سال به پرسپولیس در لیگ برتر فوتبال ایران برگشت که حضورش در این تیم یک سال ادامه داشت. کریمی بازی در ایران را با ۱٫۵ فصل حضور در استیل‌آذین ادامه داد و در نیم‌فصل دوم ۲۰۱۱–۲۰۱۰ عضو شالکه در بوندس‌لیگا بود که قهرمانی جام حذفی آلمان را برای بار دوم کسب کرد.

علی کریمی دوباره به پرسپولیس بازگشت تا سومین دوره حضور خود را با این باشگاه تجربه کند. پس از ۲ فصل بازی، علی کریمی به تراکتورسازی تبریز پیوست و آخرین فصل دوران بازیگری خود را با قهرمانی در جام حذفی پایان داد.

ماردوناي اسيا با دريبل هاي عجيب خود در بايرن مونيخ بارها احسنت بزرگاان فوتبال آلمان را شنيد اما اين بار اميدواريم با پذيرش دستياري كارلوس كي روش در تيم ملي خود را دريبل نزده باشد.

از زمان حضور كارلوس كي روش سرمربي تيم ملي ايران او هيچ گاه حاضر به استفاده از يك دستيار ايراني با تجربه نشد اما زماني كه براي تمديد قرارداد خود چاره اي به جز قبول شرط مسئولان فدراسيون فوتبال نداشت.

اما برخلاف نام هايي كه اعلام مي شد كي روش با انتخابي هوشمندانه به يكباره علي كريمي را به عنوان گزينه مد نظر خود مطرح كرد و كار كردن با او را افتخار دانست.

بي ترديد هيچ علاقه مندي به فوتبال نيست كه مربيگري و حتي سرمربي گري علي كريمي در تيم ملي را غير منطقي بداند اما اين انتخاب بايد به صورت حرفه اي انجام مي شد. كريمي كه به تازگي از فوتبال خداحافظي كرده با وجود اينكه در بالاترين سطح فوتبال دنيا بازي كرده است بايد به صورت علمي مربيگري فوتبال را آموزش مي ديد تا بتواند در سال هاي نه چندان به بهترين شكل به فوتبال ايران كمك كند.

انتظار از مسئولان فوتبال و ورزش كشور اين است كه با اسطوره هاي خود حرفه اي برخورد كنند و آنها را به كلاس هاي روز دنيا بفرستند تا آنها بتوانند از نظر علمي نيز خود را تقويت كنند.

اميد است تا ديگر اسطوره هاي ما چون فرهاد مجيدي، مهدي مهدوي كيا و جواد نكونام كه گفته مي شود مد نظر فدراسيون فوتبال هستند زير بار قبول هيچ مسئوليتي نروند و چون وجيد هاشميان به فكر حضور در معتبر ترين كلاس هاي مربيگري دنيا باشند تا بتوانند تجربه كافي را بدست بياورند.

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۴
پرسپوليس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۳
3
2
علي دايي اسطوره نيست چون محبوب نيست
پرسپوليس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۳
3
2
علي دايي اسطوره نيست چون محبوب نيست
مرادي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۷
0
1
فدراسيون فوتبال فقط براي كسب محبوبيت و بازي با افكار به دنبال بزرگان و اسطوره ها رفته است
اصغري
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۷
0
1
حيف چهره هايي چون علي كريمي كه با اين فدراسيون همكاري مي كنن
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: