به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۵۴۱۹
تاریخ انتشار: ۲۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر علی آدمی عضو هیات علمی دانشگاه
قبل از واشکافی مفهوم تهدید نرم و ابعاد آن باید گریزی بر «مفهوم پدیده‌های اجتماعی» که در تحلیل‌های اجتماعي و سياسي حائز اهمیت است داشته باشيم. اهميت اين مساله از آنجاست که بررسی تهدید در حوزه‌ی پدیده‌‌های اجتماعي قبل از ظهور «تهدید عینی»، مبین نحوه تکوین و شکل‌گیری آن بوده و راه را برای طراحی و اجرای مدیریت پیشگیرانه هموار می‌سازد.

گروه علم و فناوری سخن آنلاین: قبل از واشکافی مفهوم تهدید نرم و ابعاد آن باید گریزی بر «مفهوم پدیده‌های اجتماعی» که در تحلیل‌های اجتماعي و سياسي حائز اهمیت است داشته باشيم. اهميت اين مساله از آنجاست که بررسی تهدید در حوزه‌ی پدیده‌‌های اجتماعي قبل از ظهور «تهدید عینی»، مبین نحوه تکوین و شکل‌گیری آن بوده و راه را برای طراحی و اجرای مدیریت پیشگیرانه هموار می‌سازد. اساسا، پديده­هاي اجتماعي با ويژگيهايي مورد شناسايي قرار مي­گيرند كه برخي از مهمترين ويژگيهاي آن به شرح ذيل است:

اول: آنکه تکاملی هستند. به این معنا که در سیر زمان و بصورت تدریجی شکل می‌گیرند، بنابراین تحول و سیالیت، جزء ماهیت ذاتی آن‌هاست و توقع ارائه‌ی وضعیتی ثابت از آن‌ها اصولاً نادرست و غیرممکن است.

دوم: آنکه بازتابی هستند. يعني معنای مشخص و قطعی‌ای برای آن‌ها نمی‌توان بیان داشت زیرا متناسب با مقتضیات زمانی و مکانی معنا و مفهوم می‌یابند.

سوم: آنکه بين­الاذهاني هستند. به این معنا که سهم ذهنیات در مقام مقایسه با «عینیات» در شکل‌دهی به معنای آن‌ها به مراتب بیشتر است. لذا جایگاه اصلی استقرار این هویت‌ها در ذهنیت است. البته معنای بين­الاذهاني بودن به هیچ عنوان نافی «واقعی­بودن» آن‌ها نیست بلکه صرفاً از نقش مؤثر عناصر ذهني و هويتي در شکل‌گیری آن‌ها حکایت دارد.

چهارم: آنکه جمعی هستند. به این معنا که بر خلاف «پدیده‌های عینی» که معمولاً با شبکه‌ علی ساده یا پیچیده تعریف و شناسانده می‌شوند، این پدیده‌ها هویتی جمعی دارند که از ارتباط گسترده محیط و فرد پدید می‌آیند.

با این چشم‌انداز نسبت به پديده­هاي اجتماعي مي­توان عنوان کرد كه هر تهدید در قالب يك پديده اجتماعي دارای یک بستر اجتماعی است که مطابق گزاره‌های زير مورد مطالعه و بررسي قرار مي­گيرد:

گزاره اول: تهدیدات دارای هویت‌های نامحسوس درون جامعه هستند.در واقع هر تهدید عینی‌ دارای یک هویت نامحسوس است که در صورت درک و مدیریت آن می‌توان با هزینه‌ای به مراتب کمتر به نتایج کاربردی‌تری درخصوص تأمین منافع دست یافت و یا به عبارتی موید اصل پیشگیری است. البته هر چند اطلاق فرصت یا تهدید به صورت کامل بر پدیده‌ها در این فضا چندان صحیح نمی‌نماید ولی می­توان نطفه تهدیدات و فرصت‌ها را در آن جستجو کرد.

گزاره دوم: تهدیدات در شبکه مشخص روابط علی غیرمستقیم شکل می‌گیرند. براین اساس مشخص می‌شود که تهدیدات در مقطع تکوین، تصویری نامحسوس دارند که با شبکه‌ای پیچیده از روابط علی غیرمستقیم به تهدیدات عینی در مقطع ظهور مرتبط می‌شوند. به همین دلیل است که تحلیل­گران تأکید دارند که در مقطع تکوین توقع دستیابی به عوامل تأثیرگذاری به صورت مستقیم، که مفسر «تهدیدات» باشد توقعی نابجاست و این مهم در مقام عمل محقق نخواهد شد، برعکس استفاده از الگوهای زنجیره‌ای غیرمستقیم می‌تواند به میزان بیشتري تأثیرگذار باشد.

گزاره سوم: تهدیدات با برد زمانی بالا تعریف و شناسانده می‌شوند. عنصر زمان شاخص مهمی در مدیریت تهدیدات و حتی دسته‌بندی آن‌هاست. در واقع پدیده‌ها را در چند چشم‌انداز زمانی متفاوت می‌توان به بحث و بررسی گذاشت که عبارتند از:

اول: چشم‌انداز زمانی «حال» (برد زمانی اندک) در این وضعیت دامنه عنصر زمان کاملاً محدود و عوامل تأثیرگذار در حد زنجیره علل مستقیم تعریف می‌شود. به عبارت دیگر پدیده‌ها در سطح شناسایی می‌شوند.

دوم: چشم‌انداز زمانی« معاصر» (برد زمانی متوسط) كه با توسعه‌ی نسبی زمان تحلیل و شناخت پدیده، با اتکا به تحلیل «روندها»، بخشی از گذشته‌ی (محدود) را به استخدام می‌گیرد تا بتواند در رسیدن به تصویری مناسب‌تر از حال توفیق حاصل نماید.

سوم: چشم‌انداز زمانی «گذشته» كه در این وضعیت تحلیل‌گران اقدام به تبارشناسی و ارائه تحلیل‌های تاریخی­گرا، با نفوذ به لایه‌های مبهم و ناپیدای تحولات تاريخی در گذشته می‌نمایند.

چهارم: چشم‌انداز زمانی «آینده» كه این وضعیت در بردارنده «آینده نزدیک» و «آینده دور» است.

با این تقسیم‌بندی مشخص می‌شود که ما دو تصویر از تکوین در بحث تهدیدشناسی می‌توانیم داشته باشیم:

اول: تصویري که گذشته‌ی نزدیک و یا گذشته‌ی دور را در خدمت «حال» گرفته و تلاش دارد با ریشه‌یابی وضعیت موجود در بستر تاریخی گذشته، به درک کامل‌تری از تهدیدات نایل آید.

دوم: تصویری که در آن وضعیت، «حال» در خدمت آینده نزدیک و یا آینده دور قرار گرفته و تلاش می‌شود تا با شناسایی روندها به درک کاملتری از تهدیدات احتمالی در آینده و در نتیجه آمادگی جهت مقابله با آن‌ها دست یافت.

در خاتمه باید اظهار داشت به همین خاطر است که «هویت اجتماعی تهدید» مقدم بر «هویت عینی تهدید» ارزیابی شده و درک تحلیل آن از اهمیتی دو چندان برخودار است.

مفهوم تهدید

تهدید، مفهومی نسبی و ذهنی است و درک آن به مؤلفه‌های گوناگون بستگی دارد. تهدید در مفهوم گذشته آن دارای ویژگی‌های مشخص بود که می‌توان آن‌ها را این گونه بر شمرد:

عمدتاً با منشاء خارجی تصوير می‌شد.

مبتنی بر قدرت نظامی بود.

متکی بر حضور فیزیکی دشمن بود.

آگاهی از تهدیدات گسترده نبود.

دامنه تهدیدات محدود بود.

تهدیدات به راحتی قابل تشخیص بود.

در اکثر تهدیدات، دولت‌ها نقش مؤثر را ایفا می‌کردند.

اما در جهان امروز، به واسطه پیوسته­بودن متن و زمینه، مفاهیم نیز دستخوش تغییر و تحول شده‌اند. در جهان معاصر اکثر تهدیدات دولت­محور نیستند. این چالش‌ها فضای جغرافیایی خاصی ندارند و تهدیدات متنوع و چند سویه است و در سه سطح جهانی، منطقه‌ای و محلی قابل بررسی است.همچنين این تهدیدات را نمی‌توان تنها‌ با اتکا به سیاست‌های دفاعی سنتی مدیریت کرد و مدیریت موثر مستلزم طیفی از رهیافت‌های غیر نظامی است.

طیف‌بندی تهدید نوین

در جهان امروز علاوه بر استفاده از سخت­افزارهای نظامی، گرایش دشمنان به سوی عملیات اقتصادی، فرهنگی و روانی سوق یافته و تهدیدات جدید دشمن حمله به ساختارهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و روانی کشور و مردم است.

فلسفه‌ی تهدید و یا جنگ، همواره به عنوان بخشی از طبیعت بشر بوده و به قدمت تاریخ خود بشر نمودهای مختلف پیدا کرده است. شناخته شده‌ترین نوع آن براساس «شدت» تقسیم‌بندی می‌شود که از آن به منازعات کم­شدت و شدید و تمام­عیار نام می‌برند. در نگاهی دیگر از لحاظ بکارگیری سلاح به جنگ گرم و سرد تفکیک گردیده و همچنین از لحاظ علنی و یا مخفی­بودن منازعه به جنگ آشکار، نیمه پنهان و پنهان تقسیم می‌گردد و در دسته‌بندی موضوعی به حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، جنگ فرهنگی و نظامی نیز قابل تفکیک است. اما در جدیدترین طیف‌شناسی تهدیدات و منازعات براساس صلابت منازعه است که به سه طیف سخت، نیمه­سخت و نرم تقسیم‌بندی می‌شود.

جنگ سخت، نزاعی است که به شیوه نظامی و با هدف پیروزی سنتی از طریق اشغال و تصرف سرزمین دشمن صورت می‌گیرد. این نوع جنگ در عصر استعمار کلاسیک، عمده‌ترین نوع نزاع بود.

جنگ نیمه­سخت، نزاعی است مربوط به عصر استعمار نو که در آن به جای تصرف سرزمین دشمن با قدرت نظامی به تصرف حکومت آن و ایجاد حکومت دست­نشانده در کشور دشمن مبادرت می‌نمودند. در واقع در جنگ نیمه­سخت با ترفندهای سیاسی حکومت را به کسانی می‌سپردند که هر چند از شهروندان همان کشور بودند اما برای دشمنان و قدرت‌های بیگانه کشور خود را اداره می‌کردند.

در دسته سوم، جنگ نرم قرار دارد که دکترین آن حاکی از این است که به جای تصرف نظامی سرزمین دشمن و حکومت مستقیم بر آن یا تصرف سیاسی و حکومت غیر مستقیم از طریق گماردن یک دولت دست­نشانده، می‌توان خود مردم آن کشور را تسخیر کرد. در زير به بررسي مفهومي و مصداقي اين گونه از تهديدات نوين در قالب مفهوم جنگ نرم مي­پردازيم.

تعریف جنگ نرم

جنگ نرم اقداماتی است برنامه‌ریزی شده برای جلب­نظرها و افکار گروه هدف تا با مشاهده تولیدات و ایده‌های جدید عرضه شده به مرور زمان از آنچه که باور و اعتقاد داشت دست بردارند و رفتار ناشی از آن باورها و اعتقادات را فرو گذارند و در مسیر تحولی طبیعی تولیدات و ایده‌های جدید را جایگزین آن‌ها نمایند و رفتاری متأثر از این جایگزین‌ها را بروز دهند.

در جنگ نرم، دشمنان به آرامی از داخل جبهه خودی مقاومت مردم را کاهش داده و با ایجاد ترس و دلهره و تغییر در ارزش‌ها و باورها روحیه مردم را برای پایداری و ایستادگی ضعیف می‌کند. در اين نوع از جنگ معمولاً دشمنان با استفاده از ابزار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای ایجاد ترديد در مردم و به وجود آمدن شرایط بحران و نگرانی‌های اجتماعی، سیاسی و در خطر قراردادن ساختارهای سیاسی و اجتماعی کشور اقدام مي­كنند تا همین مسأله به آرامی و نرمی در مردم نوعی میل به عدم دفاع و ایستادگی را به وجود آورد و دقیقاً نوعی عملیات روانی بدون استفاده از سلاح صورت بگیرد.

اهداف مورد نظر در جنگ­ نرم عبارتست از: مشروعيت­زدايي و بحران­سازي، تضعيف كارآمدي دولت، تضعيف انسجام اجتماعي، تاثير بر توان دفاعي و امنيتي كشور، تاثير بر مشاركت سياسي عمومي، حذف آرمان­ها، تاثيرگذاري بر افكار عمومي جامعه، ايجاد تغيير در رفتار، ايجاد فضاي بي­اعتمادي و ناامني رواني و تغيير ساختار سياسي.

جنگ نرم و جمهوري اسلامي

با سرنگوني رژيم طاغوت و پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و با به خطر افتادن منافع استكبار جهاني و در راس آن آمريكا، دشمنان اسلام به روش­هاي مختلفي سعي در مبارزه و براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران نموده­اند. آنها پس از ناكامي در رويكرد سخت براي مقابله با انقلاب اسلامي با رويكرد نرم وارد جنگ شده­اند.

مقام معظم رهبري در تعريف جنگ نرم مي­فرمايند: جنگ نرم يعني جنگ به وسيله ابزارهاي فرهنگي، به وسيله نفوذ، به وسيله دروغ، به وسيله شايعه­پراكني. با ابزارهاي پيشرفته كه امروز وجود دارد. با اين توصيف، جنگ نرم يعني ايجاد ترديد در دلها و ذهن­هاي مردم. جنگ نرم در واقع شامل هرگونه اقدام رواني و تبليغات رسانه­اي است كه جامعه هدف را نشانه مي­گيرد و بدون درگيري نظامي، رقيب را به انفعال و شكست وا مي­دارد.

بنابراين، جنگ نرم در بستر جهالت، اقدامات احساسي به جاي منطقي، و ضعف بنيه اقتصادي و علمي كشور امكان حضور و گسترش مي­يابد كه در تمام اين موارد دانشگاه و دانشگاهيان نقش قابل­توجهي را براي ايجاد خاكريز در مقابل دشمن بر عهده دارند. بصيرت دانشگاهيان، پرهيز از اقدامات احساسي و عاطفي، مبارزه با تهاجم فرهنگي و تاكيد بر كسب علم و دانش از وظايف اصلي دانشگاهيان است كه ارتباط مستقيمي با مصونيت كشور در مقابل جنگ نرم دشمنان دارد. بنابراين و باتوجه به نقش و جايگاه خطير دانشگاه در مقابله با جنگ نرم دشمنان در زير به بررسي راهكارهاي مقابله با جنگ نرم در دانشگاه­ها مي­پردازيم.

راهکارهای مقابله با جنگ نرم در سطح دانشگاه:

نقش دانشگاهیان در جریان جنگ نرم علیه جمهوري اسلامي ايران را می‌توان با استناد به سخنان مقام معظم رهبری به خوبی احصاء کرد. ایشان دانشجویان را به عنوان افسران جنگ نرم تعبیر کرده و فرمودند: «در این جنگ نرم، شما جوان‌های دانشجو، افسران جوان این جبهه‌اید. نگفتیم سربازان، چون سرباز... هیچ گونه از خودش تصمیم‌گیری و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده می‌گوید، ‌عمل کند. نگفتیم هم فرماندهان طراح قرارگاه‌ها و یگان‌های بزرگ، چون آن‌ها طراحی‌های کلان را می‌کنند. افسر جوان در صحنه است؛ هم به دستور عمل می‌کند، هم صحنه را درست می‌بینید؛ با جسم و جان خود صحنه را می‌آزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، در صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم می بینند، در چارچوب هم کار می‌کنند».

مقام معظم رهبری از اساتید دانشگاه‌ها نیز به عنوان فرماندهان این جنگ یاد نموده و فرمودند: «اگر در زمینه‌های مسایل اجتماعی، سیاسی و مسایل کشور آن چیزهایی که به چشم باز و بصیرت کافی احتیاج دارد، جوان دانشجوی ما، افسر جوان است، شما که استاد او هستید، رتبه‌ی بالاتر افسر جوانید؛ شما فرمانده‌ای هستید که باید مسایل کلان را ببینید؛ دشمن را درست شناسایی کنید؛ هدف‌های او را کشف کنید؛ احیاناً به قرارگاه‌های دشمن، آنچنانی که او نداند سر بکشید و براساس آن طراحی کلان کنید و در این طراحی کلان حرکت کنید... توقع از اساتید محترم این است که جوان‌ها را توجیه کنند و به جای معرفی زید و عمر، به آن‌ها قدرت تحلیل بدهند... به اینها توان کار و نشاط کار بدهید. چه جور؟ با امید دادن؛ با امید بخشیدن. فضای کلاس را، فضای محیط درس و دانشگاه را فضای امید کنید؛ امید به آینده».

بنابراين مي توان راهكارهايي كه بايد در دانشگاه­ها به منظور مقابله با جنگ نرم مورد استفاده قرار بگيرند را به شرح ذيل بيان نمود:

- کادرسازی

با توجه به تأکیدات مقام معظم رهبری برای ساماندهی به وضعیت علوم انسانی در دانشگاه‌ها، یکی از اقدامات اساسی در این خصوص تلاش برای کادرسازی هدفمند در حوزه‌ی علوم انسانی برای تمامی رشته‌های علوم انسانی و تجدیدنظر در مباحث و منابع آن در دانشگاه‌هاست.

- مشارکت در زندگی سیاسی و اجتماعی

لازمه دانشجو بودن، فعالیت، حساسیت و مشارکت در موضوعات سیاسی و اجتماعی برای ایفای نقش در بدنه‌ی جامعه‌ی مدنی کشور است. رهبر معظم انقلاب در این خصوص می‌فرمایند: «در محیط دانشگاه، بعضی‌ها حوصله‌ی حرکت ندارند؛ می‌گویند بگذار کارهایمان را بکنیم، درسمان را بخوانیم، زودتر این ورق‌پاره را بگیریم و مثلاً دنبال کاری برویم... اینها مشمول... بیداری، خیزش و حرکتي که عنوان دانشجویی دارد نیستند».

آنچه در این راستا حایز اهمیت است ضرورت سازماندهی و تشکیلات منجسم برای هدف‌گذاری و تعیین مسیر در نحوه‌ی مشارکت در زندگی سیاسی و اجتماعی است.در غیر این صورت حرکت‌های دانشجویی دچار روزمرگی می‌شوند و به خاطر نداشتن هدف و آرمان مشخص ممکن است به طور مداوم از شعارها و برنامه‌های گروه‌های خارج از دانشگاه تغذیه شود و این وضعیت راه را برای سوء استفاده‌ی کارگزاران جنگ نرم از محیط‌های دانشگاهی فراهم می­سازد. رهبر معظم انقلاب با مخاطب قرار دادن و واگذاری مسئولیت به تشکل‌های دانشجویی در این خصوص می‌فرمایند:«ما دو کار سیاسی داریم: سیاست‌زدگی و سیاست بازی؛ این یک جور کار است. این را من به هیچ وجه تأیید نمی‌کنم؛ نه در دانشگاه و نه در بیرون دانشگاه؛ به خصوص در دانشگاه. یکی هم سیاست‌گری است؛ یعنی حقیقتاً فهم و قدرت تحلیل سیاسی پیدا کردن؛ که یکی از وظایف تشکل‌های دانشجویی این است».

- ارتقای سواد رسانه‌ای

جنگ نرم در حوزه‌ی رسانه‌ها اتفاق می‌افتد و رسانه‌ها در واقع نقش زمینه‌ساز برای اجرای جنگ نرم را بر عهده دارند. رسانه یکی از جنگ‌­افزارهای اصلی دشمن در جنگ نرم و همچنین در خدمت مدافعان است. در چنین شرایطی دانشگاهیان که باید هم صحنه‌ی جنگ را درک کنند و هم به موقع اقدام نمایند اگر از سواد رسانه‌ای کافی برخوردار نباشند قطعاً نخواهند توانست در فضای سنگین این جنگ، ابزارها و تسلیحات دشمن را شناسایی نمایند.

- کرسی‌های آزاداندیشی

در بحث کرسی‌های آزاداندیشی باید یک نکته را مدنظر داشت و آن عدم برخورد سياسی با مسایل فکری است. اگر یکی از آسیب‌های نظام آموزشی کشور، روشنفکران غرب‌زده است، باید در مواجهه با این مسأله از موضع فکری وارد شد و نه سیاسی. به عبارتی اگر محققان و استادانی متمسک به آرای غربی و غیر بومی هستند، به معنای تلاش آن‌ها برای براندازی نیست. باید بین کسانی که فقط گرایش به آرای غربی دارند و کسانی که با این آرای غربی قصد براندازی دارند تفاوت قایل شویم.

ضروری است فضایی فراهم شود که یافته‌ها و باورهای دانشجویی و دانشگاهی، در جریان مناظره‌های بین­الاذهانی و با سایر بخش‌های جامعه به بوته‌ی نقد و کنکاش گذاشته شود و از جزم‌گرایی برای رسیدن به آرمان­شهر شکل گرفته در ذهن خودداری شود. ترسیم آرمان‌ شهری براساس آگاهی‌های خام و نقادی نشده، جز رسیدن به ناکجاآباد حاصلی نخواهد داشت. در چنین فضایی مطالبات دانشجویی برای تغییرات اجتماعی یا سیاسی به سرعت به سمت تضاد با نهادهای سیاسی یا اجتماعی مربوطه متمایل می‌شود و به سرعت مطالبه‌ی حذف کلی آن نهاد پدید می‌آید. جنبش نیز با تعریف آن به گزاره‌ای لایتغر سعی می‌کند آن را به یک خواسته‌ی اجتماعی تبدیل کند که این موضوع ممکن است تناسبی با نیازها و جهت حرکت جامعه نداشته باشد و به سرعت به سمت سرخوردگی و شکست کشیده شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر ضرورت وجود کرسی‌های آزاداندیشی می‌فرمایند: «یکی دیگر از کارهایی که باید در زمینه‌ی مسایل گوناگون اجتماعی و سیاسی و علمی انجام بگیرد، میدان دادن به دانشجوست برای اظهارنظر. از اظهارنظر هیچ نباید بیمناک بود. این کرسی‌های آزاداندیشی که ما گفتیم، در دانشگاه‌ها باید تحقق پیدا کند و باید تشکیل بشود. اگر چنانچه بحث‌های مهم تخصصی در زمینه سیاسی، در زمینه‌های اجتماعی، در زمینه‌های گوناگون حتی فکری و مذهبی، در محیط‌های سالمی بین صاحبان توان و قدرت بحث مطرح بشود، مطمئناً ضایعاتی که از کشاندن این بحث‌ها به محیط‌های عمومی و اجتماعی ممکن است پیش بیاید، دیگر پیش نخواهد آمد».

دانشجویان در فضای فراهم شده برای آزاداندیشی می‌توانند موضوعات مختلفی را در راستای مقابله با جنگ نرم دشمنان مورد توجه قرار دهند؛ مانند پاسخگویی به شبهات مطرح شده از سوی دشمن، بررسی و تحلیل رفتار و اقدامات دشمن، شناسایی افراد و گروه‌هایی که زمینه‌ی تحقق جنگ نرم را فراهم و تشدید می‌کنند، شناسایی شیوه‌ها، ابزارها و روش‌های مورد استفاده در جنگ نرم، شناسایی نقاط آسیب‌پذیر، نقاط قوت و ضعف خودی، شناسایی نقاط آسیب‌پذیر، نقاط قوت و ضعف دشمن، شناخت ظرفیت‌های موجود در کشور در جهت تقابل با جنگ نرم، توجه به امر اطلاع‌رسانی، روشنگری و آگاه‌سازی مردم و مسئولان، استفاده مناسب از رسانه‌های مختلف و بهره‌گیری از ابزارهای عملیات روانی، برنامه‌ریزی جهت پالایش محصولات فرهنگی تولید شده در غرب، مقابله‌ی فنی با ابزارهای غیرشرعی و غیراخلاقی به کار گرفته شده از سوی غرب، تلاش برای تقویت باورهای دینی و اعتقادی در سطح جامعه، تقویت هویت ملی و ایرانی، تقویت روحیه عدالت‌خواهی، تحقق جنبش نرم‌افزاری و تحقیق و پژوهش درخصوص دروس علوم انسانی، تغییر در وضعیت آموزشی دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی و ...

- مقابله با جریان شخصیت‌سازی و تقابل بین اقشار

یکی از تهدیدات در جریان جنگ نرم دشمن که ممکن است به صورت ناآگاهانه توسط نخبگان و خواص داخلی نیز به آن دامن زده شود، قشربندی و ترسیم شکاف‌هایی میان اقشار مختلف جامعه است. اذعان به اینکه مثلاً نخبگان طرفدار یک جریان خاص هستند و غیرنخبگان طرفدار گروه دیگر و یا اینکه دانشگاهیان همگی طرفدار یک شخص هستند و نیروهای نظامی و انتظامی در مقابل آن‌ها در همین راستا ارزیابی می‌شود.

- عدم افراط و تفریط در فعالیت سیاسی دانشگاهیان

از مهمترین نکاتی که باعث می‌شود دانشگاه به ملعبه‌ای در دست جریان‌های سیاسی و دشمنان این نظام تبدیل نشود، عدم افراط و تفریط سیاسی در فعالیت‌ها است. رهبر معظم انقلاب در این خصوص می‌فرمایند: «کار سیاسی در دانشگاه نباید حالت افراط و تفریط داشته باشد. یک وقت هست که تفریطی وجود دارد؛... این همه جوان وجود دارند که گاهی در مسایل سیاسی، نه موضعی می‌گیرند و نه حرفی می‌زنند... یک وقت هم دانشجو را در همه مسایلی که هیچ ارتباطی با او ندارد‌ـ مسایل و مشکلات گوناگونی که مربوط به گروه‌ها و جناح‌هاست‌ـ بیایند وارد کنند؛ از نیروی جوان او استفاده کنند و او را این طرف و آن طرف بکشانند؛ این هم به نظر من افراط است».

افراط و عدم کنترل در بروز احساسات از عواملی است که منجر به منزوی­شدن حرکت‌های دانشجویی می‌شود. هر گونه تلاش برای مقابله با بازیگران جنگ نرم در عرصه‌ی دانشگاه‌ها، کشور و یا جهانی باید به دور از احساسات و هیجانات افراطی و بی­انضباطی باشد.

- مبارزه با تحجر سیاسی در دانشگاه‌ها

مقابله با گروه‌ها و جریان‌های دانشگاهی که حیات آن‌ها به غوغاسازی و ایجاد فضای احساسی است جز از طریق آگاهی­بخشی و بصیرت سیاسی ممکن نیست. رهبر معظم انقلاب با اشاره به تحجر سیاسی در دانشگاه‌ها می‌فرمایند: «ما وقتی می‌گوییم تحجر، فوراً‌ ذهنمان می‌رود به تحجر مذهبی؛ بله آن هم یک نوع تحجر است، اما تحجر فقط مذهبی نیست، بلکه خطرناکتر از آن، تحجر سیاسی است. عزیزان من! دانشگاه مرکز علم و آگاهی است. هر چیزی که مزاحم علم و آگاهی باشد، جایش در دانشگاه نیست. دانشگاه ضربه اساسی را از همین دخالت‌های و نقش‌­آفرینی متحجران سیاسی در محیط‌های دانشجویی می‌خورد. دانشگاه باید محیط کار علمی و تحقیقی باشد. دانشگاه باید جایی باشد که در آن امکان فریب، تقلب و مغلطه‌بازی یا وجود نداشته باشد یا کم وجود داشته باشد. باید آن کسانی که غوغازیستند و اصلاً در فضای غوغا می‌توانند زندگی کنند و بدون فضای غوغا زندگی برایشان مشکل است، نتوانند در دانشگاه نقش ایفا کنند. راهش انتظار از دانشگاه و جوانان دانشجو و اساتید و مدیران دانشگاه هست که آن را عملی کنند. یک راهی هم این است که کار را با تکیه به همان پایه‌ی آگاهی انجام دهیم».

- افزایش قدرت تحلیل سیاسی دانشگاهیان

برنامه‌ریزی نهادهای مسئول دولتی و همچنین گروه‌های فعال در محیط دانشگاه برای فراهم­نمودن فضای جذاب و قابلیت نفوذ در همه‌ی مخاطبان دانشگاهی، برای افزایش قدرت تحلیل سیاسی اقشار دانشگاهی، از اهمیت زیادی برای تقویت بصیریت و بینش سیاسی این قشر مهم برخوردار است.

- مدارای سیاسی در بین تشکل‌های دانشجویی

جریان‌های دانشگاهی و به خصوص دانشجویان برای اینکه در بازی‌های سیاسی و در صحنه‌ی جنگ نرم دشمنان مورد استفاده‌ی ابزاری قرار نگرفته و از احساسات و انرژی آن‌ها علیه خودشان استفاده نشود لازم است فضای گفتگو و مفاهمه را جایگزین هر گونه اقدام‌های فیزیکي و درگیری‌های جنجالی و مبتنی بر تخریب یکدیگر نمایند. رهبر انقلاب در هدایت تشکل‌های دانشجویی در این زمینه می‌فرمایند: «در محیط دانشگاه، تحمل و مدارای سیاسی لازم است. تشکل‌های دانشجویی نسبت به هم مدارای سیاسی داشته باشند؛ تحمل سیاسی داشته باشند. درگیر کردن مجموعه‌های دانشجویی با هم، نقشه‌ی خطرناکی است که کشیده شده است؛ این نقشه را کشیده‌اند. باید مراقب باشید. می‌خواهند تشکل‌های دانشجویی را به جان هم بیندازند».

- تلاش برای نخبه‌پروری سیاسی

یکی از نقاط ضعف و آسیب‌پذیر محیط‌های دانشگاهی، دوران کوتاه فعالیت‌دانشجویی است که در این زمینه یکی از اقدامات اساسی که باید مورد توجه نهادهای مسئول و تشکل‌های دانشجویی قرار بگیرد زمینه‌سازی و مهیا کردن فضا برای نسل‌های مختلفی است که هر ساله جایگزین می‌شوند. همچنین بهره‌گیری و تربیت نخبگان سیاسی نیز می‌تواند از طریق برنامه‌ریزی راهبردی و اقدامات هوشمند برای غنی‌سازی فضای سیاسی دانشگاه‌ها مورد توجه قرار بگیرد.

- آینده­پژوهی در جنگ نرم

از وظایف اصلی نهادهای متولی امور دانشگاه، صرف هزینه در مسیر تحقیق و تولیدات علمی برای افزایش بصیرت، تعمیق تحلیل‌ها و افزایش آینده‌نگری اقشار دانشگاهی نسبت به پدیده‌های مختلف سیاسی و اجتماعی است که ممکن است در آینده با آن مواجه شد. آینده­پژوهی در جنگ نرم در واقع نوعي واکسینه­كردن مهمترین قشر نخبه‌پرور کشور است که می‌تواند دانشگاهیان را از بسیاری از آسیب‌ها و آفت‌های بعدی مصون نماید. رهبر معظم انقلاب همه را در این خصوص مسئول می‌دانند و می‌فرمایند: «من و شما، جوان این مملکت، دانشجوی این مملکت، مسئول این مملکت، استاد این مملکت باید بداند که دشمن از چه راهی وارد خواهد شد؛ پیش‌بینی کند. اگر پیش‌بینی کردید، آن وقت پدیده‌هایی که در جامعه‌ پیش می‌آید، اینها را می‌شناسید. وقتی شما می‌دانید که فرضاً سیلی در راه است، یا طوفانی در راه است، پدیده‌های پیش از حدوث سیل یا طوفان وقتی در زندگی شما اتفاق می‌افتد، این لحظات پیش از سیل یا طوفان را می‌شناسید و عاملش‌ را می‌دانید. وقتی نمی‌دانید، این عوامل برای شما ناشناخته است. گاهی انسان به آن عوامل نادانسته کمک می‌کند. این است که این بحث را برای ما جدی می‌کند».

- تولید فکر مبتنی بر اصول

تلاش برای بومی‌سازی نظریه‌های مربوط به روش تحقیق و روش تحلیلی مسائل سیاسی و اجتماعی از موضوعاتی است که می‌تواند در هدایت تولیدات علمی و نظریه‌پردازی‌های سیاسی و اجتماعی حائز اهمیت باشد. رهبر معظم انقلاب با توجه به اهمیت این موضوع می‌فرمایند: «من به نظرم می‌رسد یکی از کارهای لازم، تشکیل جلسات فکری وسیعی است که مجموعه‌ی دانشجویی، همراه با مجموعه‌ی حوزوی، با برنامه‌ریزی خوب، می‌تواند به وجود بیاورد تا بنشینند درباره‌ی مسایل گوناگون فکر کنند. گسترش فکر و پراکندن فکر درست و صحیح می‌تواند همان ثمراتی را ببخشد که ما در زمینه‌های مسایل علم و فناوری و پیشرفت علوم از دانشجو توقع داریم؛ یعنی شکوفایی، آوردن حرف نو به میدان اندیشه، با یک حرکت صحیح و جهت‌گیری درست.»

- حفظ و استمرار حرکت علمی دانشگاه‌ها

اصل اصالت حرکت علمی دانشگاه نسبت به فعالیت‌های سیاسی مقطعی، موضوعی است که نباید در فضای تلاش برای مشارکت سیاسی و اجتماعی دانشگاهیان مورد غفلت واقع شود. رهبر معظم انقلاب اختلال در کار علمی دانشگاه‌ها را آرزوی راهبردی و یک مطلوب سیاسی دشمنان می‌دانند.

رهبری معظم انقلاب نقطه‌ی پایان تهدیدات را رسیدن به قله‌ی پیشرفت و توسعه می‌دانند و آن را به عنوان یک رکن امنیت ملی کشور توصیف می‌کنند و می‌فرمایند: «این توطئه‌ها تنها هنگامی پایان خواهد یافت که ایران به همت جوانانش از لحاظ علمی، اقتصادی و امنیتی به نقطه‌ای برسد که امکان آسیب­رساندن به آن نزدیک به صفر شود و به همین علت است که بنده همیشه دانشگاه‌ها را به تولید علم و نهضت نرم‌افزاری فرا می‌خوانم؛ چرا که برتری علمی را یک رکن امنیت بلند مدت کشور می‌دانم».

- ارتقای سطح معنوی دانشگاه‌ها

توجه به ارتقای سطح معنوی دانشگاه‌ها می‌تواند موجب کاهش شکاف میان مردم و دانشگاه به عنوان یکی از آسیب‌های اصلی محیط‌های دانشگاهی شود. القای فضای فاقد معنویت در دانشگاه‌ها موجب دوری مردم و حوزویان از دانشگاه خواهد شد و این شکاف می‌تواند به خوبی توسط کارگزاران جنگ نرم مورد استفاده قرار گیرد.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: