به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۴۶۸۲۸
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر علی‌محمد طرفداری*
تحولات این روزها و سال های اخیر سوریه و عراق، و ظهور گروه های سلفی- تکفیری نوین در جهان اسلام، بهانه ای شد برای بازخوانی چرایی و چگونگی پیدایش تفکر طالبانیسم و گروه های جهادی وهابی- سلفی در یادداشتی به قلم آقای دکتر علی محمد طرفداری، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، که در ذیل به نظر خوانندگان گرامی پیشینه می رسد.

سخن، گروه تاریخ و اندیشه: قرن بیستم میلادی را شاید بدون اغراق بتوان پرحادثه‌ترین قرن تاریخ بشر، دست‌کم در دوران جدید و تا به امروز دانست؛ وقوع دو جنگ جهانی خانمان‌سوز، ظهور و سقوط ابرقدرتی چون اتجاد جماهیر شوروی، ظهور ده‌ها ایدئولوژی و قیام و نهضت ضداستعماری استقلال‌طلبانه، و نهایتاً ظهور و به بار نشستن موج جدیدی از اسلام‌گرایی، یا به تعبیر غربی‌ها بنیادگرایی اسلامی، تنها بخشی از مهم‌ترین این رویدادها در شمارند. پدیداری گروهی با نام طالبان و به دنبال آن ده‌ها گروه کوچک و بزرگ دیگر با تفکر وهابی‌گری و سلفی‌گری نظیر القاعده، سپاه صحابه، لشکر جهنگوی، و این روزها نوع تکفیری آن مانند النصره و داعش و …، زاییده تحولات و دسایس سیاسی پیچیده اواخر همین قرن بیستم‌اند، قرنی که شاهد بروز موجی از اسلام‌گرایی از دوران پایانی جنگ جهانی دوم بود، و این موج شرقی‌ترین سرزمین‌های استعمارزده همچون مجمع الجزایر اندونزی با نهضت دارالاسلام تا قلب قاره آفریقا و حتی جهان غرب را در برگرفت و در ایران به وقوع و پیروزی انقلاب اسلامی انجامید، و در حال حاضر نیز امواج این موج همچنان در سراسر جهان به تلاطم آفرینی اسلامی و شبه‌اسلامی وهابی و سلفی مشغول‌اند. پیدایش تفکر طالبانیسم در پاکستان و افغانستان هم در دهه ۱۹۸۰ همین قرن بیستم اتفاق افتاد، با آموزه‌هایی که طلبه‌های افغانی از حوزه علمیه دارالعلوم دئوبند در شمال دهلی فرا گرفته بودند، و ضرورت حهاد علیه تجاوز نظامی شوروی بر افغانستان، و دسایسی که ایالات متحده آمریکا و دیگر هم پیمانانش برای پراکندن بذرهای نوعی اسلام انحرافی و منحط با سوءاستفاده از فضای جهاد علیه کمونیسم روسی و با هدف ایجاد موجی از برادرکشی میان مسلمانان چیدند، و این دسایس هنوز هم با چتر حمایت مالی، تسلیحاتی، رسانه‌ای و اطلاعاتی جهان غرب در حال تولید یا حداقل فراهم آوردن زمینه‌های تولید و تولد قارچ‌گونه انواع گروه‌های شبه‌اسلام‌گرای مسلمان‌کش در جهان اسلام‌اند.

Jameah_Darul_Uloom_Deoband

دارالعلوم دئوبند هند

طالبان، که نام‌شان برگرفته از نام طلاب علوم دینی است، و وسیعاً پیرو مکتب وهابیت و با علمای وهابی عربستان سعودی در ارتباط بودند، و پایگاه اصلی‌شان در مناطق مرزی پاکستان و مدارس وهابی این مناطق و در جهت جهاد علیه روس‌ها شکل گرفته بود، در سال ۱۹۹۴ میلادی و در دورانی که بعد از خروج شوروی از افغانستان جنگ‌های داخلی افغانستان میان گروه‌ها و احزاب سیاسی در جریان بود، با عنوان «تحریک اسلامی طلبای کرام» و به رهبری فردی گمنام به نام ملا محمد عمر وارد ولایت قندهار شدند و با شعار جهاد و مبارزه با مظاهر شرک و کفر و ایجاد حکومت اسلامی راستین توانستند پیروان فراوانی را از میان اسلام‌گرایان پاکستان و افغانستان به خود جذب کنند، به ویژه آن که وجود فضایی فراگیر از نابسامانی‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی طی دهه‌های طولانی بر افغانستان، بستر مناسبی را برای رشد و استقبال از تفکرات افراطی میان آرمان‌گرایان مسلمان این کشور فراهم آورده بود، و در نتیجه بخش‌هایی از مردم افغانستان نیز به این گروه به عنوان نمادی از خاتمه دوران جنگ‌های داخلی نگاه می‌کردند. نیروهای طالبان پس از ورود به قندهار و اعلام موجودیت سیاسی، به سرعت مناطق تحت اختیار دولت مجاهدین به رهبری برهان‌الدین ربانی را به تصرف خود درآوردند و تا سال ۱۹۹۶ توانستند بر بیش‌تر ولایات افغانستان و به وپژه کابل تسلط یابند و از این زمان به بعد بود که خشونت غیرقابل توجیه و غیردینی طالبان به شکلی علنی‌تر و با قتل دکتر محمد نجیب الله، رییس جمهوری پیشین افغانستان در دوران تسلط روس‌ها، و برادرش و آویختن جنازه‌های‌شان در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری، آشکار شد و نام طالبان به عنوان گروهی افراطی با تفکری منحط و ناشناخته بر سر زبان‌ها افتاد.

Flag_of_Taliban

پرچم طالبان بین سال های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱

پس از تصرف کابل، به تدریج تمامی خاک افغانستان تحت حاکمیت طالبان درآمد و این گروه نام حکومت خود را امارت اسلامی افغانستان گذاشتند و سه کشور پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی تنها کشورهایی بودند که حکومت طالبان را به رسمیت شناختند. با شکل‌گیری رسمی حکومت طالبان، اقدامات این حکومت برای تحقق عملی حکومت به ظاهر اسلامی و در اصل وهابی شروع شد که از جمله آن‌ها قتل عام وسیع شیعیان هزاره افغانستان به خصوص در شهر مزار شریف در سال ۱۹۹۸ بود که طی آن هزاران تن از مردم این شهر در طول چند روز به عنوان کافر به قتل رسیدند. واقعه پر سر و صدای بعدی که توسط طالبان و به نام اسلام صورت گرفت، تخریب مجسمه‌های بودا در شهر بامیان در سال ۲۰۰۱ بود که به عنوان بلندترین مجسمه‌های ایستاده بودا در جهان از سوی یونسکو نیز به ثبت رسیده بودند، و این تخریب در کنار سایر اقدامات خشونت‌آمیز طالبان با اعتراضات بسیاری در سطح جهان مواجه شد، و به طور خاص مورد مخالفت قاطبه مسلمانان جهان اعم از شیه و سنی قرار گرفت که در طول ۱۴ قرن تاریخ اسلام هیچ گاه شاهد چنین رفتارهای غیراسلامی به نام اسلام نبودند.

Taliban_beating_woman_in_public_RAWA

Shame on Talib

طالبان از ابتدای ظهور تا به امروز دارای یک حلقه رهبری پنهان و غیررسانه‌ای بوده و تا این زمان نیز هیچ تصویری از رهبران کلیدی این گروه و از جمله ملا محمد عمر که از طرف طالبان امیرالمؤمنین خوانده می‌شد، منتشر و دیده نشده است، اما برخی دیگر از مسؤلان حکومت امارت اسلامی افغانستان که به تدریج دارای سلسله مراتب اداری و حکومتی شده بود، هویت و جایگاه مشخص‌تر و علنی‌تری داشتند. حکومت طالبان طی چند سال با نارضایتی داخلی گسترده ای مواجه شد، زیرا حکومت آنان تقریباً هیچ نوع آزادی عملی را برای مردم قائل نبود؛ دسترسی به بدیهی‌ترین رسانه‌ها و هنرها همچون رادیو، تلویزیون، موسیقی و نقاشی حرام تلقی می‌شد، زنان با ممنوعیت خروج از خانه به تنهایی و کار در خارج از خانه مواجه بودند، بعضی از جرائم مجازات مرگ یا قطع عضو را در پی داشت، ادای نماز در مساجد اجباری بود، مردان می‌باید دارای ریش بلند می‌بودند، مدارس دخترانه تعطیل شدند و مسائلی از این دست که در مجموع موجب تحقیر اسلام و مسلمانان و نارضایتی بخش عمده‌ای از مردم عادی افغانستان می‌شد و در کنار مخالفت سایر گروه‌ها و احزاب سیاسی افغانستان، موجبات تضعیف جایگاه حکومت طالبان در افکار عمومی مردم افغانستان و جهان را فراهم آورد.

Taliban Fighters

از سوی دیگر نام طالبان از ابتدای شکل‌گیری حکومت این گروه در افغانستان با نام بن لادن به عنوان رهبر القاعده پیوند خورده و سرزمین افغانستان و حکومت طالبان به صورت بستری برای فعالیت‌های گوناگون بن لادن درآمده بود. این روند سرانجام با وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ که از سوی حکومت ایالات متحده آمریکا به بن لادن و القاعده نسبت داده شد و البته بعدها از سوی برخی از محققان آمریکایی به عنوان توطئه‌ای داخلی معرفی گردید، بهانه کافی برای حمله ایالات متحده و متحدانش به افغانستان، و در اصل بهانه مورد نظر برای رواج تروریسم در سراسر جهان از سوی قدرت‌های غربی و زیر پرچم مبارزه با تروریسم را فراهم آورد. با تهاجم نظامی گسترده ایالات متحده و متحدانش به افغانستان،‌عمر حاکمیت سیاسی طالبان نیز به پایان رسید، اما طالبان به عنوان گروهی مذهبی، سیاسی و نظامی به حیات و مبارزه نظامی خود علیه نیروهای آمریکا و ناتو و سپس حکومت حامد کرزای در افغانستان ادامه داد و نیروهای آن طی دهه اخیر با بسیاری از گروه‌های وهابی و سلفی پاکستان همچون سپاه صحابه همکاری داشتند، چنان که طالبان پاکستان نیز از سال ۲۰۰۷ با هدف ایجاد حکومت اسلامی و جاری کردن قوانین شرع در پاکستان، به مبارزه نظامی علیه حکومت پاکستان روی آورد. تداوم این نوع مبارزات چریکی نیروهای طالبان باعث شد تا آمریکا و بعضی دیگر از کشورهای عضو ناتو بارها وارد گفت‌وگو با طالبان شده و از ضرورت دستیابی به صلح از طرق گفت‌وگو سخن بگویند و حتی حکومت کرزای را نیز به نوعی برای رسیدن به تفاهم با طالبان تشویق کنند.

Daesh-Sham

اما در سال‌های اخیر، جهان شاهد ظهور «طالبان‌ها»ی جدیدی بوده است که تکفیری خوانده می‌شوند و عملاً شکل گسترش یافته‌تر و افراطی‌تر همان بدنه اصلی طالبان افغانستان هستند. گروه‌های وهابی- سلفی تکفیری کوچک و بزرگی که عمدتاً در جریان تهاجم علیه حکومت بشار اسد در سوریه پدید آمدند، و مشهورترین آن‌ها با نام گروه داعش (دولت اسلامی عراق و شام) هم اکنون در عراق مشغول تدارک حملات خونین علیه مسلمانان این کشور است، همچون طالبان افغانستان داعیه تأسیس امارت و خلافت اسلامی در پهنه منطقه شام بزرگ و در آینده جهان اسلام را دارند، و در مناطقی که این اواخر قدرت را در دست گرفتند، بسان طالبان افغانستان به اجرای قوانینی منحط تحت نام شریعت دست زدند که باز هم بسان طالبان حاصلی جز بدنام کردن اسلام و مسلمانان در سطح جهانی ندارد. و نکته جالب و قابل تأمل در زمان سر بر آوردن این نوطالبان سال‌های اخیر، همزمانی ظهور آن‌ها با تأسیس ده‌ها شبکه ماهواره‌ای شیعه و سنی با پایگاه‌ها و دفاتری در کشورهای غربی است که در کنار بازوی نظامی گروه‌های تکفیری، به ایجاد نفرت و دشمنی مذهبی و خصوصاً دشمنی میان شیعیان و اهل سنت مشغول‌اند و به صورت عملی جنگ فرهنگی و رسانه‌ای و مذهبی تمام عیاری را میان مسلمانان به راه انداختند. این همزمانی ظهور گروه‌های تکفیری که به قتل عام گاه بسیار فجیع مسلمانان اعم از شیعه و سنی می‌پردازند، با پیدایش ده‌ها شبکه ماهواره‌ای ریز و درشت که به صورت شبانه‌روزی به گسترش نفرت مذهبی میان شیعیان و سنی‌ها دست می‌زنند، می‌تواند به صورتی آشکار منشاء واحد و مشترک ظهور مسلمان کشی‌های دهه‌ها و سال‌های اخیر یعنی جهان غرب را نمایان کند، جهان غربی که طی این سال‌ها تقریباً تمامی توان نظامی، سیاسی، مالی، رسانه‌ای و اطلاعاتی خود را به شکلی علنی در اختیار این گروه‌های نظامی و فرهنگی تکفیری قرار داده است تا این گروه‌ها با جذب حداکثری مسلمانان خسته از حکومت‌های فاسد و خودکامه وابسته و شرایط اقتصادی و اجتماعی بسیار نابسامان در غالب کشورهای اسلامی با نام «جهاد»، آن‌ها را به قتل عام وسیع یکدیگر بکشانند، و این همان «راز» ظهور این گستره وسیع از گروه‌های نظامی و فرهنگی (ماهواره‌ای) سلفی- تکفیری سنی و شیعی طی دهه‌های اخیر در جهان اسلام است. در حقیقت،‌جهان غرب با جذب حداکثری مسلمانان جهادی از طریق این گروه‌ها و کشاندن آنان به میدان قتلگاه یکدیگر، در تدارک خوابی راحت برای آینده خود در خاورمیانه‌ای اسلامی اما بدون حضور مسلمانان جهادی است!

*عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۲
الف-ظ
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۱
0
0
عنوان مقاله با محنوای ان فاقد قرابت موضوعی است و به عبارتی نکته جدیدی در این چکیده اجمالی از موضوع طالبان نمی تواند به عنوان ناگفته از ظهور طالبان خوانده شود .
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۷
0
0
اين يادداشت از سايت پيشينه و بدون ذكر منبع گرفته شده كه درست نيست. ضمنا عنوان آن هم تغيير داده شده كه به قول كامنت گذار قبلي هيچ ارتباطي با محتواي مقاله ندارد. انجام اين كارها شرعا و اخلاقا صحيح نيست و موجب بي اعتباري خبرگزاري مي شود.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: