به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۴۴۵۷۰
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۳ - ۰۶:۵۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
به مناسبت 15 شوال سالروز وفات حضرت عبدالعظيم حسني (ع)
افرادي كه شخصيت والاي حضرت عبدالعظيم (ع) را از نظر مقام ايماني و علمي، و نيز از لحاظ هجرت و جهاد او، مورد بررسي قرار دادند درباره تاريخ ولادت و وفات يا شهادت حضرت كمتر سخن بميان آورده اند.

سخن، گروه تاریخ و اندیشه: مرحوم آغا بزرگ تهراني در كتاب بسيار مهم "الذريعه الي تصانيف الشيعه" از كتابي به نام الخصائص العظيميه در شرح زندگاني حضرت عبدالعظيم نام ميبرد، نويسنده آن كتاب را "شيخ جواد بن مهدي لاريجاني" متوفاي1355معرفي مي كند و مي گويد: اين نويسنده كتاب ديگري به نام فوزالافاق دارد كه اين كتاب در سال 1344بچاپ رسيده است، و در اين كتاب از كتاب"الخصائص العظيميه" روايتكرده است: ولادت آن حضرت بسان 173 هجري در مدينه واقع شد، و آن بزرگوار در 15 شوال 252 هجري، در شهرري وفات يافت.

با اين حساب با توجه به اينكه شهادت حضرت موسي بن جعفر (ع) در سال 183 هجري اتفاق افتاده ، حضرت عبدالعظيم بهنگام شهادت آن امام بزرگوار ده ساله بوده، و تا اين حد حيات امام هفتم را درك كرده است.

و با توجه به اينكه امام هادي (ع) در سال 254 به شهادت رسيد، وفات حضرت عبدالعظيم (ع) كه در سال 252 هجري اتفاق افتاده وي دو سال قبل از شهادت امام دهم، زندگي خود را در شهرري به درود گفته است.

امامان هم عصر حضرت عبدالعظيم (ع)

همانطور كه بيان شد روزگار زندگي حضرت عبدالعظيم (ع)، بين سالهاي 173 و 252 هجري بوده وي در زمان امامت موسي بن جعفر (ع) بدنيا آمده،ده سال از مدت عمر خود را، در عصر امام هفتم سپري كرده، اما چون كودك و كوچك بودهو در سن و سالي نبوده كه بتواند در آن زمان بحضور امام برسد، و به عنوان شاگرد يا صحابي او مطرح گردد ، ولي روزگار امام رضا را درك نموده و با واسطه از محضر آن بزرگوار كسب فيض و علم كرده و احاديثي هم از امام هشتم روايت كرده است.

امام زمان (عج) و حضور امام جواد (ع) و امام هادي (ع) را درك كرده و از آن دو بزرگوار بطور مستقيم كسب علم و دانش نموده و از ياران و و اصحاب آنان محسوب مي شده و احاديث فراواني را هم نقل كرده است.

شرح حال حضرت عبدالعظيم (ع)

((محدث نوري)) روايت مي كند ، صاحب بن عباد در جواب شخصي كه از حسب و نسب حضرت عبدالعظيم (ع) جويا شده بود فرموده است : وي ابوالقاسم ،عبدالعظيم فرزند عبدالله ،فرزند علي، فرزندحسن، فرزند زيد، فرزند حسن بن علي بن ابيطالب است. او داراي تقوا و پرهيزگاري و صاحب دين صحيح و عبادتي كامل بود، و در امانت داري و صداقت و درستكاري شهرت داشت.

عبدالعظيم، در مسائل دين آشنا و آگاه و به معارف مذهب و احكام قرآن شناخت و معرفت زيادي داشت و حقايق اسلام را خوب درك مي كرد، و نيز به توحيد و عدل پروردگار كه از شرايط اعتقادي هر مسلماني است، اعتقاد محكمي داشت.

حضرت عبدالعظيم اخبار و احاديث فراواني نقل كرده، از امام جواد (ع) و امام هادي (ع) روايت حديث نموده، و آن دو امام بزرگوار براي او نامه ها و پيامهايي داده اند، وي از گروهي از اصحاب موسي بن جعفر (ع) و امام رضا (ع) نيز احاديثي نقل كرده است.

عبدالعظيم حسني (ع) از حكومت زمان خود، وحشتناك شده و مورد ترس و تهديد بود، به همين دليل وطن خود را ترك كرد به طور ناشناس از اين شهر به آن شهر مي گريخت، تا اينكه وارد شهرري شد و در محله ساربان در خانه يكي از شيعيان در كوي بردگان ساكن گرديد و به عبادت پروردگار مشغول شد.

وي، روزها را در سرداب خانه به سر ميبرد و روزه مي گرفت و شبها را به نماز و مناجات مي گذراند، و گاهي هم به صورت ناشناس از خانه بيرون مي آمد و قبري را كه اكنون مقابل قبر اوست زيارت مي كرد، و ميان خانه اي كه وي در آن زندگي مي كرد تا آن قبر راهي باز شده بود. عبدالعظيم درباره صاحب آن قبر مي گفت: اين قبر يكي از فرزندان موسي بن جعفر(ع) است.

طولي نكشيد كه خبر آمدن عبدالعظيم به آن شهر به گوش يكي پس از ديگري از شيعيان رسيد ، و دوستداران و علاقه مندان به اهل بيت (ع) از وضع او مطلع شده و بيشتر با او آشنا شدند و ارتباط و رفت و آمد برقرار كردند ، و طبيعي است كه از علم و دانش او بهره مند مي شدند.


علت عظمت و شخصيت حضرت عبدالعظيم (ع)

1-ذريه اهل بيت پيغمبر (ص)

يك جهت مقام بلند و عظمت درخشان حضرت عبدالعظيم (ع) را مي توان اين معني دانست كه ، آن بزرگوار سلاله خاندان پيغمبر بوده ، و با چهار واسطه، نسبت او به سبط اكبر ،امام حسن مجتبي (ع) مي رسد.

اين ريشه خانوادگي غير از اينكه زمينه رشد و تكامل انساني او محسوب مي گردد، خو نيز اصالت و سيادتي است كه داراي ارج و ارزش خاصي مي باشد.

2- خلوص و صداقت

خلوص صداقت در گفتار و عمل ، از ويژگي هاي مهمي است كه مي توانند ، كليه اعمال و رفتار هر كسي را رنگ و بو و خاصيت مثبتي بخشند ، و حضرت عبدالعظيم (ع) با وجود اينكه داراي قدرت علمي و نفوذ زيادي بوده ، و در آن زمان بسياري از سادات فرزند امام حسن در برابر حكام جور قيام كردند، عده اي هم در جنگ كشته شدند، تعداد زيادي هم به زندان افتادند، او حاضر نشد حريم اطاعت از امامان معصوم عصر خود را ناديده بگيرد، و قيام و حركت خودسرانه اي انجام دهد، كه موجب ناخرسندي امامان را فراهم آورد و به همين دليل مشي و شيوه صحيح زندگي او، مورد تاييد و تثبيت آنان و از جمله امام هاديدر موضوع عرضه دين و قبول آن از سوي آن بزرگوار واقع شده است.


3- روايت، احاديث و اخبار

اضافه بر اينكه عمر پربركت آن حضرت آنقدر بر پا بوده كه ، توانسته زمان چهار امام معصوم را درك كند و اين خود فضيلتي است ، وي اخبار زيادي از امام هشتم روايت كرده است و نيز از صحابه و ياران امام جواد و امام هادي بوده و از اين دو بزرگوار اخبار و احاديث فراواني روايت نموده، و با پخش و نشر فرهنگ ناب شيعه توانسته است رسالت ارشاد و تبليغ اسلامي خود را ، به نحو شايسته اي انجام دهد.

امام صادق (ع) فرموده است: موقعيت و مقام شيعيان ما را از نظر ما، به اندازه اي كه از ما حديث نقل مي كنند ، و معارف مارا درك مي كنند و آن را ملاك شخصيت و عظمت آنان قرار دهيد. (مستدرك الوسائل /ج 3 ص 668)


4- وكالت و نمايندگي امام هادي (ع)

امام هادي (ع) درباره مقام علمي آن حضرت به ((حماد رازي))سفارش كرده:هرگاه در مسائل ديني خود در آن ناحيه به مشكلي برخورد كردي ، حكم آن را از عبدالعظيم سوال كن. (مستدرك الوسائل /ج 3 ص 613)

از اين دستور نتيجه مي گيريم ، حضرت عبدالعظيم در ناحيه ري وكيل و نماينده امام هادي بوده است، و روي عنوان وكالت و نمايندگي آن امام بزرگوار كه خود منصب ممتاز و جداگانه ايست ، عبدالعظيم (ع) توانسته است رهبري فكري جامعه شيعه را در آن منطقه انجام دهدو خدمات و حمايت هاي فراواني هم از محرومان و نيازمندان سادات بعمل آورد باشد ، اگرچه اين فرازهاي حساس اين جهات از صفحه تاريخ محو گرديده است.


عرضه دين به محضر امام هادي (ع)

حضرت عبدالعظيم مي گويد:به حضور مولاي خود ، علي بن محمد هادي (ع) وارد شدم همينكه چشم آن بزرگوار به من افتادفرمود: مرحبا، خوش آمدي، واقعا تو از دوستان ما هستي. سپس عرض كردم: اي پسر پيامبر ،خيلي علاقه دارم عقائد ديني خود را خدمت شما بيان كنم، تا چنانچه عقائد و افكار من مورد پسند و قبول شما باشد بر آن استوار و باقي بمانم، و بتوانم بدينوسيله به ملاقات خدا برسم.

امام از اين پيشنهاد استقبال كرد و فرمود:آراء و عقائد خود را بيان كن.

عرض كردم: من اعتقاد دارم خدا يكي است، و مانند او چيزي وجود ندارد ، او از حد ابطال و نقصان و تشبيه بيرون است ، خداوند متعال جسم، صورت، عرض، و جوهر نيست بلكه خداوند جسمها را بخشيده و صورت ها را تصوير كرده و عرض ها و جوهرها را آفريده است، و او پروردگار همه چيز و مالك و پديد آورنده همه موجودات است.

همچنين عقيده دارم ، محمد (ص) بنده و فرستاده خدا بوده و آخرين پيامبران است ، و پس از آن حضرت تا روز قيامت ، پيامبري نخواهد آمد ، و شريعت و دين وي هم آخرين شريعت است، و بع از آن ديگر هيچ شريعت و مذهبي بوجود نخواهد آمد.

درباره امامت هم من عقيده دارم ، پس از پيغمبر (ص) امام و خليفه و ولي امر ، اميرالمومنين (ع) علي بن ابيطالب است ، پس از آن بزرگوار ، حسن (ع) و سپس حسين (ع)بعد علي بن حسين (ع)آنگاه محمد بن علي (ع) ، سپس جعفر بن محمد (ع)بعد موسي بن جعفر(ع)آنگاه علي بن موسي (ع)بعد از وي محمد بن علي (ع)و پس از وي تو اي مولاي من ، پيشوا و مقتداي واجب الاطاعه خواهي بود.

وقتي صحبت من به اينجا رسيد، حضرت هادي اضافه كرد: بعد از من هم فرزندم حسن امام است ، اما مردم درباره امام بعد از او چه خواهند كرد؟ عرض كردم ، مگر جريان امام بعد از فرزند تو چگونه خواهد بود؟

فرمود: امامت امام پس از فرزندم حسن بگونه ای است که ، از نظرها غائب می گردد، و شخصا دیده نمی شود و نام وی نباید بزبانها جاری گردد ، تا اینکه از پشت پرده غیبت بیرون بیاید و قیام کند ، و زمین را از قسط و عدل لبریز نماید ، همانطور که زمین از ظلم و ستم انباشته شده است.

عبدالعظیم حسنی(ع) می گوید عرض کردم : ای مولای من ، من به این امام غایب هم اقرار می کنم ، دوستان آن امامان دوستان خدا، و دشمنان آنان دشمنان خدا می باشند ، اطاعت آنان اطاعت خداست ، و عصیان و نافرمانی در برابر آن بزرگواران، گناه و سرکشی در مقابل خداوند خواهد بود.

آری ،ای مولای من مطالب دیگری را که بدان اقرار و اعتقاد دارم اینست که ،معراج رفتن پیامبر حقیقت دارد ، سوال وجواب قبر حق است ،بهشت و جهنم و صراط و میزان وجود دارد ، روز قیامت و معاد فرا می رسد و در آن هیچگونه شک و تردیدی نیست ، و خداوند هم مردگان را زنده خواهد نمود.

همچنین اعتقاد دارم ، پس از عقیده به ولایت و امامت ، احکام واجب الهی ،نماز،زکات،روزه،حج،جهاد،امر به معروف،نهی از منکر می باشد.

وقتی صحبت من به اینجا رسید امام هادی (ع) فرمود:

((ای ابوالقاسم ، به خدا سوگند ، اعتقاداتی که عرضه داشتی ، مبانی واقعی دین الهی است که ، خداوند برای بندگان خود برگزیده و از آن خشنود می شود. بنابراین ، براین عقائد استوار و ثابت قدم باش، زیرا خداوند در این راه تو را در زندگی دنیا و آخرت، پایدار و جاویدان می گرداند. ))

روایت ((ابوحماد رازی))

ابو حماد رازی که خود اهل شهرری است می گوید: در شهر سامرا به خدمت امام هادی (ع) رسیدم و از آن بزرگوار مسائل حلال و حرام را پرس و جو نمودم، و آنحضرت همه سوالات مرا جواب داد، اما همینکه خواستم از حضور او خداحافظی کنم و از منزل بیرون بیایم، به من فرمود:

((ای ابوحماد ! هر گاه در ناحیه ای که زندگی می کنی در مسائل و معارف دینی خود به مشکلی برخورد کردی ،و از حل آن ناتوان ماندی ،آنرا از عبدالعظیم حسنی (ع) بپرس و سلام مرا به او برسان))

هجرت به ((شهرری))

با توجه به شرایط نامناسب شهرهای اسلامی در حجاز و تحت تعقیب بودن از سوی حاکمان ظلم ، حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) به شهرری هجرت نمود ، اما باید دید در این شهر چه خصوصیت و جاذبه ای وجود داشته ؟ و چرا آن حضرت به یکی دیگر از شهرهای اسلامی پناه نبرده است؟

به نظر می رسد علت هجرت آن حضرت به شهرری زمینه مناسب و جاذبه خاص این شهر ، نسبت به نیاز جامعه شیعه برای هدایت و رهبری بوده باشد، زیرا در سال 64 هجری که یزید بن معاویه پس از حکومت سه ساله خود از دنیا رفت ، و در شهرهای عراق و حجاز ، حرکت های ضد اموی و انتقام جویانه به حمایت از اهل بیت شروع شد، آن طور که تاریخ بازگومی کند : از جمله مردمی که به عنوان مخالفت با بنی امیه از خود قیام و انقلابی نشان دادند ، مردم ری بودند.

بنابراین باتوجه به زمینه مساعد شیعی و انقلابی،و نیاز آنان به هدایت و رهبری بوده است که،حضرت عبدالعظیم برای پرورش این نطفه های شیعی و انقلابی و تقویت استعدادهای پاک اسلامی ، این شهر را به عنوان یک پایگاه تبلیغ و مبارزه برای سکونت و فعالیت خود انتخاب کرده باشد. و به گفته ملا باقر مازندرانی هجرت عبدالعظیم حسنی (ع) به شهرری به دستور امام هادی (ع) بوده است.(روح و ریحان/ص 328)


عبدالعظیم حسنی (ع) و بیان روایت از معصومین (ع)

حضرت عبدالعظیم (ع) روایت می کند ، مولایم امام رضا (ع) برای من پیغام فرستاد : سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو ، راهی برای نفوذ و تسلط بر خود بازنگذارند ، آنانرا به راستگویی در سخن و ادای امانت وادار کن ، و نیز به آنان دستور بده ، در مسائل پوچ و بیهوده بحث و جدال را ترک نمایند و سکوت اختیار کنند ، و باز به آنان دستور بده ، به سوی هم روی آورند و معاشرت و رابطه با یکدیگر برقرار نمایند، زیرا این عمل موجب تقرب و محبوبیت نزد من می گردد.

ای عبدالعظیم ! دوستان و یاران من نباید وقت خود را صرف مخالفت و سرکوبی همدیگر نمایند . و من با خود عهد کردم ، هرکسی مرتکب اینگونه اعمال مخرب و هستی سوز شود ، و حتی یکی از دوستان مرا مورد خشم و ناراحتی قرار دهد از خدا بخواهم ، او را در دنیا گرفتار سخترین عذاب ها کند ، و در آخرت نیز از زیانکاران باشد.(اختصاص شیخ مفید/ ص241)


فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)

مردی از شهرری می گوید: در سامرا به حضور امام هادی(ع) رسیدم ،آن بزرگوار از من سوال کرد کجا بودی؟ پاسخ دادم به زیارت حسین بن علی (ع) رفته بودم، و اکنون از کربال می آیم.

آن حضرت فرمود: توجه داشته باش ، اگر قبر حضرت عبدالعظیم (ع) را که نزد شماست زارت کرده بودی، مثل این بود که به زیارت قبر حسین بن علی (ع) رفته باشی.(کامل الزیارات/ص 324)

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۲
0
0
تبارک الله به گزارش کامل و جامع شما.بازهم بگذازید لطفا
برچسب ها: عبدالعظيم ، حسنی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: