به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۴۲۸۱۲
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
نقد فیلم "امروز" آخرین ساخته رضا میرکریمی
رضا میرکریمی تلاش کرده است در آخرین فیلمش "امروز" به صدای نسلی توجه کند که اگرچه به اطراف خود بسیار توجه دارد، اما در بسیاری اوقات سکوت کرده و می کوشد بدون هیاهو به حل مشکلات جامعه اش بپردازد.

سخن، گروه فرهنگ و هنر: امروز، قصه ی جانبازی را روایت می کند که راننده ی تاکسی است و یک روز به طور اتفاقی زنی را سوار می کند که حال چندان خوشی ندارد. صورتش نشان می دهد که مورد ضرب وشتم واقع شده و صدای لرزان و خسته اش نیز همین طور. زن باردار است. یونس زن را به بیمارستان می برد و پرسنل می اندیشند که شوهر این زن است و او را کتک زده است. در تمام مدتی که یونس مورد اتهامات مورد مختلف قرار می گیرد سکوت می کند. زن در اتاق زایمان می میرد و یونس بچه اش را به فرزندی قبول می کند.

یونس در امروز نماینده ی نسلی است که در فیلمها همیشه معترض نشان داده شده اند اما میرکریمی با "امروز" نشان داد که خیلی از یونس ها سکوت کرده اند و بدون ارائه ی هیچ سند و مدرکی از جانباز بودنشان زندگی می کنند. قهرمانی که با تمام آنچه که دور و برش می گذرد، خوب یا بد فرقی ندارد آرامشش را حفظ می کند و راه را برای حل مشکلات دیگران هموار می کند و مددکار جامعه می شود.

صدیقه در این فیلم نماینده ی زنانی است که مورد آزار و اذیت قرار می گیرند اما سکوت می کنند. آنجا که می گوید "اینجا مگه اتاق درد نیست پس چرا میگن هیس" حس سکوت این زنان را خوب نشان داده است. در جامعه کودکانی مثل بچه ای که در امروز متولد شد، به دنیا می آیند اما نه پدر دارند نه مادری و چه بی تفاوت جامعه ی مدرن از کنارشان می گذرد اگر در گوشه ای از خیابان با این نوزدان روبرو شود چه مشروع و چه نامشروع اصل این است کود ک سر راهی کودکی که هیچ دستی در زندگی کنونی اش نداشته به حمایت جامعه نیاز دارد حمایت آدمهایی از جنس یونس.

یونس با برداشتن بچه و به نوعی دزدیدنش از بیمارستان نشان داد که گاهی اوقات باید قانون را زیر پا گذاشت تا طفلی را از سر درگمی نجات داد چرا که اگر می خواست از طریق قانون پیگیری کند شاید چندین ماه باید دوندگی می کرد و مورد اتهامات بیشتری قرار می گرفت اما میانبر زد و جامانده ی مسافر را با خود به خانه اش برد.

سکوت یونس یکی از نقاط قوت فیلم است، راضی است، نمی خواهد همه جا فریاد بزند که من جبهه رفتم، به جامعه انتقاد نمی کند اما حواسش به کوچکترین مسائل دور و برش هم هست آنجا که به گلدان بیمارستان آب می دهد یا پتویی را روی دختر بچه می اندازد می خواهد بگوید زندگی جریان دارد و باید به هدیه ای که خدا در روز به تو می دهد توجه کنی مثل کودکی که در امروز به او داده شد.

اظهار نظر های بی جای پرستاران و غیبت هایی که از یونس می کنند و طهمت هایی که در مورد رابطه اش با صدیقه می گویند، همگی شان مصداق بخش اعظمی از جامعه ی فعلی ما است این که برخی دیگران را به راحتی متهم می کنند بدون آن که از گذشته یک قضیه آگاه باشند.

امروز یک فیلم اجتماعی است که می گوید؛ می شود این روزها سکوت کرد اما در بی صدایی انسانی قهرمان بود.

مریم طاهری

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۵
0
0
سلام. من هم معتقدم نقطه اصلی تاکید فیلم، همین مساله بود و توانسته بود به روشنی، آن را به مخاطب بباوراند. به عبارت دیگر، قصه خوبی برای بیان این ایده انتخاب شده بود.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: