به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۴۱۲۰
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۹۲ - ۲۱:۵۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
جعفر قنادباشی؛ کارشناس مسائل آفریقا وخاورمیانه

اینکه مردم تا چه میزانی در همه‌پرسی شرکت کنند بسیار مورد تردید است و به نظر می‌رسد خیلی از مردم ضمن همراهی با اخوان در همه‌پرسی شرکت نکنند. یعنی حتی اگر این قانون به تصویب برسد، با اکثریت شکننده یا رای بسیار کم به تصویب می‌رسد.

نزدیک به شش ماه از آغاز عملیات سرکوبگرانه علیه جماعت اخوان المسلمین مصر و طرفدارانشان ( اعضا ومقامات حزب «آزادی وعدالت» شاخه سیاسی این جماعت ) می گذرد. در این فاصله، ارتش مصر و بقایای رژیم مبارک از هر ابزاری برای تخریب اخوان و حذف آن ها از صحنه سیاسی، بهره برده و اخیرا نیز اعلام کرده اند که اخوان گروهی تروریستی است. آقای جعفر قناد باشی کارشناس مسائل آفریقا و خاورمیانه در نوشتار زیر، به بررسی رویکردهای اخوان و همچنین نگاه دولت به این جریان در آستانه برگزاری همه پرسی قانون اساسی مصر می پردازد:

علل تداوم حضور اخوان در صحنه مصر

از زمان برکناری محمد مرسی رئیس جمهوری منتخب مردم مصر و روی کارآمدن دولت انتقالی منصوب نظامیان ( رویدادی که بسیاری از تحلیگران به درستی از آن با عنوان کودتا یاد می کنند) ، محوری ترین اقدام هیئت حاکمه مصر، حذف تدریجی اخوان المسلمین از صحنه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مصر و زمینه سازی برای احیا و ترمیم بقایای رژیم مبارک بوده است. چنانکه آنان به برکناری محمدمرسی ازسمت ریاست جمهوری و زندانی کردن وی و یاران و همکارانش در حزب «آزادی وعدالت» ( شاخه سیاسی جماعت اخوان المسلمین ) اکتفا نکرده و برنامه های گسترده ای را جهت تعطیلی کلیه دفاتر اخوان در سراسر کشور، توقیف اموال آن ها و سرانجام ممنوعیت کلیه فعالیت ها و انحلال رسمی حزب «آزادی وعدالت» به مورد اجرا گذاشته اند. برنامه هایی که با تبلیغات وسیع برای مخدوش نشان دادن چهره سران و مقامات اخوان المسلمین همراه بوده و از جمله ارتکاب جرائمی را همانند: جاسوسی، دزدی و قتل به محمدمرسی نسبت داده اند.

البته ارتش مصر و بقایای رژیم مبارک در قوه قضائیه مصر به این نیز بسنده نکرده و به منظور کسب مشروعیت قانونی و استحکام پایه های حکومتی خود، به تدوین پیش نویس قانون اساسی جدیدی (که به علت اختصاص امتیازاتی ویژه برای ارتش مصر، از برپایی رژیمی مشابه رژیم مبارک و حتی وابسته تر و خطرناک تر از آن خبر می دهد) که هرگونه فعالیت سیاسی احزاب اسلامی را ممنوع می سازد مبادرت کرده اند. با این همه، در فاصله زمانی حکومت شش ماهه ارتش مصر، دامنه تاثیر گذاری های اخوان المسلمین بر فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این کشور، نه تنها کاهش نیافته، بلکه با ورود گسترده تر دانشگاهیان مصر، به صحنه مخالفت و رویارویی با نظامیان، ابعادی بسیار جدی و قابل ملاحظه پیدا کرده است؛ بگونه ای که همه کوشش های چند ماهه ارتش مصر برای جلوگیری از تاثیرات اخوان المسلمین بر فضای افکار عمومی را به چالش کشیده و به مهمترین نگرانی ژنرال های مصری مورد حمایت آمریکا و عربستان تبدیل گردیده است . این به معنای آن است که جماعت اخوان المسلمین مصر تاکنون توانسته اند برنامه های براندازانه ای که به وسیله نظامیان مصری و با حمایت علنی و غیر علنی ارتجاع منطقه ، صهیونیسم بین الملل و دولت های آمریکا و انگلیس درحال اجراست خنثی کنند و شورانقلابی را برای برپایی نظامی اسلامی در مصر، آن هم در سطوح دانشگاهی و در میان نخبگان مصری حفظ نمایند.

رویکردها و نگاه کنونی اخوان به رخدادهای مصرالبته بدیهی است آنچه که اخوان در تحرکات سیاسی جاری از خود نشان میدهد تنها ناشی از حضور طرفداران، رهروان و کسانی است که دستگیر نشده اند. چرا که اکثر رهبران اخوان که میتوانستند فعال باشند و تصمیمات جدی بگیرند در زندان هستند. ولیکن به هرجهت و با وجود محدویت های فراوان، اخوان المسلمین به چند دلیل همچنان در صحنه حضوری بسیار فعال دارد. نخست آنکه اخوان مشروعیت قانونی دارد. اخوان در سه انتخابات مهم اکثریت را داشته است( پارلمانی، ریاست جمهوری و همه پرسی قانون اساسی این اکثریت به دست آمد). طبیعتا گروهی که تا این قدر مشروعیت دارد عقب نشینی نمیکند. دوم آنکه مقبولیت و محبوبیت مردمی آنان را وادار میکند تا حق طرفداران و رهبران خود را ادا کنند. بسیاری از افراد در دور افتاده ترین بخش های مصر امیدوار به وعده های اخوان و ادامه مبارزه تا آخرین مرحله هستند. در این راه هرگونه کوتاهی اخوان در واقع خیانت به رهروانی است که دارند. حتی نوعی نادیده گرفتن حمایت هایی است که در منطقه از اخوان صورت گرفته است. سوم اینکه تجربه اخوان مهم است. این جریان در هشتاد سال گذشته دوره های متعددی را طی کرده است. جالب اینکه در این تجربه انواع و اقسام فشارها را تحمل کرده است. دوره فشارهای ناصر و چندین بار قتل عام رهبران اخوان، شکنجه های بسیار و..ادامه داشته است. در این حال فشارهای نظامی مختلف در دوران سادات و بعد از ترو سادات و.. نیز ادامه داشته است. در این بین اخوان بنا به تجارب خود بیش از این در برابر ناملایمات اینگونه می ایستد. چهارم وظایف دینی اخوان است. این جریان مساله سیاسی را از دریچه وظایف دینی نگاه میکند. از این نظر چون تکلیف را تکلیفی دینی می داند، بسیاری از رهبران اخوان صحنه سیاسی را صحنه شرعی میدانند و بعد راهی سیاسی، لذا انگیزه بسیاری برای حضور در صحنه دارند.

تلاش برای بازگشت به دوران مرسی مورد نظر اخوان است و آنان تلاش کرده اند امتیازهای سیاسی خود را در برابر فشارها کنار نگذارند. سپس هم از زبان مردم در صحنه سیاسی و از زبان دانشگاه در سطح مسالمت آمیز بهره برند. اخوان در این جا وارد عرصه نوعی انقلاب چون انقلاب ایران شد. در گذشته اخوان همیشه سعی میکرد راه های سیاسی را انتخاب کند و سیاست گام به گام را به کار برد، اما اکنون با دستگیری سران اخوان رویکردی چون انقلاب اسلامی و توسل به مراکز دینی و اجتماعات و نوعی مبارزه منفی فعال را برگزیده است. این امر باعث آگاهی شده ست. همچنین رهبران در زندان در حال مقاومت هستند و بی اعتبار دانستن نظام کودتایی و دادگاه را مورد توجه قرار داده اند. یعنی اکنون اخوان در برابر دو نهاد قرار گرفته است. نخست نظامیان و دوم دادگاه ها. چنانچه اخوان حکم دستگاه قضایی را بی اعتبار دانسته و در شرایط کنونی وار فاز انقلابی جدید مشابه انقلاب ما شده است. آنها در حال ادامه دادن به راه خود هستند. جدا از این باید گفت اخوان در فاز کنونی هیچ گاه وارد فاز نظامی نخواهند شد و در صدد دست بردن به سلاح نیستند و تیمی را هم برای این رویکرد آماده نکرده اند. حتی شرایط نیز ایجاب نمیکند که اخوان دست به سلاح برد. یعنی از نظر کارشناسی، دست بردن به سلاح توسط اخوان در واقع به ضرر اخوان است. چرا که نظامیان در صدد یافتن چنین تیمی از اخوان و یافتن چنین اشتباهی از سوی اخوان هستند تا زودتر آنها را سرکوب کنند. یعنی اخوان بهره گیری از چنین شیوه ای را نادرست می دانند و توجه به این امر هم هیچ کمکی به آنها نمیکند. چرا که پلیس را در سرکوب آنها مصرتر میکند. اکنون رژیم درصد یافتن چنین بهانه ای است تا ارتش را ترغیب به سرکوب اخوان کند. لذا باید گفت تاکنون هیچ نشانه یا امری مبنی بر اینکه اخوان رویکرد نظامی داشته باشد دیده نشده است و فاز کنونی آنها فاز سیاسی است. اما این امر در مجموع به دلیل نبودن روح مبارزه در نزد اخوان نیست. در کنار این نیز باید گفت اخوان طیف های مختلفی تندرو و کندرو دارد، اما بدنه اصلی و رهبران مقبول، استراتژی ای متناسبی با شرایط مصر داشته اند. لذا به نظر دست به افراط نیمزنند و اگر افرادی هم معتقد به تحرکات مسلحانه باشند بدون توجه به رای بدنه و تشکیلات به چنین کاری دست می زنند.

وضعیت سیاسی نیروها در آستانه همه پرسی

در صحنه کنونی مصر سه ائتلاف وجود دارد. نخست جبهه نجات ملی به رهبری عمر موسی، حمدین صباحی و آقای البرادعی که البرادعی از این جبهه کناره گرفت لذا این ائتلاف کمرنگ شده است، اما متاسفانه این مجموعه از احزاب لائیک، ملی، لیبرال به قانون اساسی کنونی رای می دهند. گروه دیگری تحت عنوان ائتلاف جبهه ملی که از مجموع مقامات نظام گذشته و حزب دمکرات ملی آقای مبارک هستند نیز صراحتا اعلام کرده اند به قانون اساسی کنونی رای می دهند. جدا از این، ائتلافی تحت عنوان دفاع از مشروعیت که یاران اخوانی هستند اعلام کرده اند که به همه پرسی رای نمیدهند. در این حال در بین گروه های دیگر چون جنبش آوریل و تمرد هم با نفوذ غربی ها ظاهرا به قانون اساسی رای می دهد. به هرترتیب مجموع احزاب لائیک و سکولار و حتی حزب النور افراطی و وهابی به قانون اساسی رای میدهند. اما در مجموع باید کسانی که به همه پرسی قانون اساسی رای میدهند را کمتر از 50 درصد دانست. اکنون اخوان بیش از 50 درصد آرا را در دست دارد. در همین حین نیز نظر سنجی هایی برنامه ریزی شده ای صورت میگیرد تا اخوان را تنها نشان دهند و رقیبان را مهم تا بر افکار عمومی تاثیرگذار بدانند.

نظامیان و برچسب تروریستی به اخوان

حازم الببلاوی، نخست وزیر مصر مدعی شده است، اخوان المسلمین مصر یک گروه تروریستی است. در این بین باید گفت نظامیان با این امر کار مضحکی را انجام دادند. در واقع سه شنبه گذشته انفجاری در مرکز پلیس رخ داد که در بعد از ظهر چهارشنبه گروهی به نام انصار بیت المقدس ( که عربستان از آنها حمایت می کند) مسئولیت آن را پذیرفت. یعنی بعد از سی و شش ساعت از حمله مسئولیت آن پذیرفته شد، اما این امر طبیعی نیست. به نظر میرسد این امر به گونه برنامه ریزی شده ای به رژیم کودتا فرصت داد تا از این انفجار استفاده و برای متهم کردن اخوان تلاش کند. بلافاصله بعد از انفجار بدون تحقیق و بررسی آقای ببلاوی اخوان را تروریست معرفی کرد. وزیر کشور نیز چنین رویکردی داشت. اما باید گفت در چنین مواردی باید نشانه هایی ارائه شود و تحقیقاتی شود و بعد اظهار نظر گردد. این امر برای این است که یا برنامه ریزی ای در مورد این انفجار و اتهام صورت گرفته و یا اینکه گروه انصار بیت المقدس فرصتی را فراهم کرده تا اخوان تروریست معرفی شود. گروه انصار ضدیت شدیدی با اخوان دارد. اما باز هم رژیم شروع به دستگیری اعضای اخوان کرد. یعنی آنها درصدد دستیابی به فرصتی برای دستگیری اخوان هستند و و تروریست خواندن اخوان به دلیل مسموم کردن بیشتر فضا برای عدم حضور اخوان در همه پرسی است.

رژیم کودتا از تیرماه گذشته سعی کرده به تدریج اخوان را از مساله حذف کند. ابتدا مرسی را دستگیر کرد و بعد هم برخی دفاتر اصلی را در قاهره بست. کم کم افراد بیشتری را دستگیر کرد و با حکم دادگاه صراحتا فعالیت اخوان در مصر را ممنوع کرد . در مرحله بعد انحلال اخوان را اعلام کرد. در این حال اینکه دولت بعد از این مراحل ناگزیر به راه انداختن تبلیغات بر ضد اخوان است بیانگر عدم توجه به رویکرد آنها است. یعنی مردم از رعب و فشار به اخوان مرعوب نشدند. لذا در شرایط کنونی رژیم متوسل به این دستاویز شد. همین امر موجب شد که بسیاری از متفکران در جهان از رویکرد رژیم کودتا به تروریست خواندن اخوان اعتراض کنند. اینکه دولت قبل از انفجار مرکز پلیس المنصوره درصدد تروریست خواندن اخوان و اتهام جاسوسی به مرسی بود نشان دهنده عجز دولت و همچنین جایگاه برتر اخوان است.

اخوان قانون اساسی منتخبان حکومت نظامی را مورد تایید قرار نمیدهد و جدا از هیئت آماده کننده آن، به مواد قانون اساسی هم توجه دارد. موادی که امتیازات نظامیان را حفظ کرده و هر نوع فعالیت گروه های اسلامی را ممنوع میکند. این امر به معنی نادیده گرفتن فرهنگ مصر است. یعنی اخوان در نگاه به قانون اساسی کنونی به روند تصویب و محتوای آن اعتراض دارد. اخوان براین نظر است که مجموع ترکیب 50 نفره و رئیس این هیئت یا عمر موسی بازمانده مبارک و ترکیب جمعیتی مصر را نمایندگی نمی کنند. لذا معتقد است که رژیم در حال گرفتن رایی دروغین از مردم است. کما اینکه علیرغم به صحنه آوردن مردم توسط رژیم کودتا، اکنون اکثریت مردم به نوعی مخالف نظامیان هستند.اخوان و همه پرسی قانون اساسی

اکنون کوشش نظامیان آن است که مشروعیت قانونی بیابند و از راه برگزاری همه پرسی قانون اساسی با ساکت کردن مخالفان و خفه کردن و مرعوب کردن دانشگاه ها رای مثبتی از مردم بگیرند. از جمله این سیاست ها سرکوب مجدد اخوان است. در این راستا کوشش میکنند شرایط برای همه پرسی و توجه به قانون تظاهرات( ممنوعیت هر نوع تظاهرات و عضویت در اخوان را با 5 سال زندان مواجه کرده اند) را مورد توجه قرار دهند. یعنی نوعی بازدارندگی از نزدیکی به اخوان مورد توجه بوده است تا از نقش آفرینی اخوان در صحنه سیاسی جلوگیری شود. در همین راستا سران کنونی یا سران درجه اول، دوم و رده سوم اخوان در زندان هستند. یعنی دبیر کل، رهبری و هیئت اصلی رهبری در زندان هستند. چنین امری تصمیم گیری برای اخوان را سخت کرده است، لذا بدنه بیرونی و برخی از افراد خارج از کشور تلاش کرده اند تشکیلات را حفظ کنند. ارتباط با رهبران در زندان بسیار دشوار و هر گونه رابطه ای تحت نظر نظامیان است. یعنی اگر ماندلا از درون زندان مردم را هدایت کرد، اکنون هدایت اخوان از درون زندان غیر ممکن است. با توجه به اینکه تنها رسانه آنها، رسانه حزب آزادی و عدالت، بسته شد بنابراین بدنه اخوان با تظاهرات خیابانی و مخالفت ها مردم را آگاه میکند. اکنون بیشتر رسانه ها در دست نظامیان یا طرفداران آنهاست و کمک های زیادی از سوی احزاب لائیک و کشورهایی چون عربستان در این حوزه انجام میگیرد تا مردم به اخوان بدبین گردند. چنانچه در انفجار اخیر المنصوره چنان اخوان را متهم کردند که مردم فروشگاه اخوان را غارت کردند. اخوان اکنون در وضعیت مقاومت و آگاه سازی مردم است تا همه پرسی را غیر قانونی بدانند. آنها در این راه تا حدی موفق شده اند. چنانچه اکنون عرصه نخبگان در اختیار اخوان است، اکثر دانشگاه های مصر ناآرام است و این امر موفقیت خوبی برای اخوان است.

آینده همه پرسی قانون اساسی

باید گفت در شرایطی همه پرسی قانون اساسی رای می آورد که نخست کشور شرایط آرامی برای برگزاری همه پرسی پیدا کند. دوم آنکه بتواند اکثریتی از مردم را برای همه پرسی قانون اساسی آماده کنند. در این حال اینکه مردم تا چه میزانی در همه پرسی شرکت کنند بسیار مورد تردید است و به نظر میرسد خیلی از مردم شرکت نکنند و با اخوان همراهی کنند. یعنی حتی اگر این قانون به تصویب رسد با اکثریت کم یا رای بسیار کم به تصویب خواهد رسید.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: