به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۳۱۴۶۰
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۵:۵۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
مسعود مولایی

سخن، گروه تاریخ و اندیشه: شاید اگر بخواهیم دکتر مصطفی چمران را با یکی از اصحاب پیامبر مقایسه کنیم آن شخص بی‌شک ابوذر غفاری است، درویشی سر وپا برهنه که هر چه داشت از زن و فرزند تا هر چه ما فیهای عالم خاکی بود در راه معشوق خویش داد و لحظه‌ای در کار خود تردید نکرد. جبل عامل را نمی‌شود ازتاریخ شیعه جدا نمود، سرزمینی که معراجگاه بسیاری از مردان خدا بوده است چه آنانکه شهید شدند و از دنیا انقطاع کردند و چه آنان که آغازی برای کشف حقیقت ماورای چشم بصری پیداکردند. در این سرزمین، بدون شک یکی از این مردان خدا که سخت‌ترین امتحانات الهی را در این سرزمین گذراند و چشید طعم سختی‌های شیرین را،شهید عارف دکتر مصطفی چمران بود. کسی که از روی اختیار به هر آنچه بود پشت پا زد و برای یافتن گمشده خویش که چیزی جز عشق، عشق به مبدا و معبود نبود پای در این سرزمین سراسر خون و اشک گذاشت.

شاید هنوز چرایی این سوال برای بعضی از علاقه‌مندان چمران روشن نشده باشد که چرا مصطفی بعد از چندین سال زندگی در آمریکا به لبنان مهاجرت کرد و چرا قبل‌تر این کار را نکرد آیا او ده سال نیاز به فکر داشت برای تصمیم خود؟چمران از همان اول زندگی خود را وقف عشق به معبود خود کرده بود و کسی با چنین نگاهی جز به ادای وظیفه در مقابل حضرت حق فکر نمی‌کند و در تمام مدت به دنبال ادای تکلیف خویش است. تکلیفی که همیشه بر گرده مردان بزرگ خدا سنگینی می‌کند تا لحظه عروج که آن را بر زمین بگذارند. قبل از جنگ اعراب با اسرائیل و تحولات گذشته آن او در آمریکا به تبلیغ اسلام و آن هم اسلام ناب محمدی می‌پردازد. او تمام مدت در آمریکا به سخنرانی و روشنگری می‌پردازد. در طول این مدت با تمام گروه‌های ایدئولوگ به بحث می‌نشیندوپرچم اسلام را با افتخار تمام در همه جا به اهتزاز می‌آورد. وظیفه خود را آگاه‌سازی جوامع غربی و تربیت نیروهای مومن که بتوانند از این طریق به ترویج اسلام بپردازند و مانعی بر سیاست‌هایسوداگرانه امپریالیسم ایجاد کنند. اما بعد از شکست مفتضحانه اعراب، این شکست مانند پتکی بر سر او خراب شد و او به شدت از این تحقیر که اسلام از صهیونیسم شکست خورد، او را هم تحقیر کرد. دیگر وعظ و خطابه فایده‌ای نداشت باید دست به کاری عملی‌ترمی‌زد. گویی او باید برمی‌گشت و دوباره آبروی همه اسلام را بر می‌گرداند.او نماینده اسلام ابوذری بود، اسلامی که هیچگونه سازشی با ظلم نداشت و اینگونه بود که تصمیم گرفت که صدای غرش خویش را درروستاهای محروم لبنان با اشک بیوه زنان و یتیمان عوض کند.

شیعه در لبنان به معنای موجوداتی دوپا که برای تکه نانی که جلوی آنها انداخته شود برادران خود را می‌کشند و یا مزدور کسی می‌شوند، شناخته شده بود. محرومیت در بین شیعیانغوغا می‌کرد، اختلاف و تفرقه و عدم خودباوری بزرگترین معضلات شیعیان بود. شیعه مظلوم در لبنان یا سرباز نیروهای عثمانی بود برای جنگ با اروپای آن زمان یا کارگر نظام فئودالیته. شیعه امتی نداشت، بلکه تشکیل شده از یک سری افراد متفرق بود که هیچگاه مرکزی و محوریتی برای وحدت نداشتند همیشه زیر ظلم بودند و در حال تحقیر شدن.

تمام این مسائل بود تا زمانی که مردی از دیار عشق آمد و رهبری این امت را به دست گرفت و قلوب مردم ستم دیده لبنان و حتی جهان عرب را با خود برد؛ "امام موسی صدر"؛ مردی با صلابت، با نفوذ کلام و در عین حال عالم و زاهد. با آمدن امام موسی صدر و سپس پیوستن چمران به او نظم و هماهنگی در بین شیعیان در حال شکل گرفتن بود؛ شیعیانی که تا دیروز برای قرصی نان خود را جلوی گلوله برادری از برادران خود که در گروه دیگر مزدور بود می‌گذاشتند؛ دیگر حول این مرد الهی جمع شدند تا در مقابل تحجر، عصبیت، افزون‌خواهی‌ها بایستند. شیعه دیگر در لبنان رافضی‌های مزدور نبودند مردمی ستم‌دیده بودند که برای حق خود ایستاده بودند. نگاه امام موسی صدر و چمران نگاهی منطقه‌ای نبود آنها نگاه جهانی داشتند ودغدغه تمام مظلومین جهان را. با قوی‌ترشدن شیعه در لبنان تمام گروه‌ها منافع خود را در خطر دیدن شیعه و جنبش امل طرفدار مقاومت فلسطین بود و تنها گروهی بود که از روی اعتقاد یاسر عرفات را حمایت می‌کرد هرچند که جنبش آزادی خواه فلسطین بارها و بارها به امام موسی صدر و چمران بد کردند اما آنان دست از این حمایت بر نمی‌داشتند؛ گویی دارند از فرزند خود سیلی می‌خورند ولی نمی‌توانند او را بی‌پناه در این ظلمت تنها بگذارند. در پی درگیری‌ها و جنگ‌های داخلی لبنان و جنگ با اسرائیل متجاوز هم پایگاه مدنی شیعیان در لبنان تثبیت شد و هم توان نظامی آن‌ها؛ توانی که نه بر پایه سلاح بلکه بر پایه شهادت و ایثار بود. نقش بی‌بدیل دکتر مصطفی چمران در هر دو جنبه بسیار مشهود است. او هم جوانان را آموزش می‌دادو هم در مباحث ایدئولوژیک در مقابل فالانژهایراستی(مسیحیان متعصب کتائب) و هم در مقابل چپی‌های کمونیستتا بتوانند ندای حق را رسا ادا کنند و از طرفی دیگر تاسیس شاخه نظامی حرکت المحرومین را بر عهده داشت. و در کنار این مدرسه صنعتی جبل عامل را راه‌اندازی کرده بود تا فرزندان شیعه در همه احوال متکی به خود باشند و اسلام ناب محمدی را به نحو صحیح آموزش ببینند. لبنان امروزی حاصل تلاش‌هایشبانه‌روزی این مردان خداست که در مقابل تهدیدات با صلابت ایستادند و حاضر به عقب‌نشینی نشدند.

بدون شک اولین نمود بزرگ حرکت جنبش‌های شیعی تاسیس مجلس اعلای اسلامی شیعه بود و این یعنی به رسمیت شناختن طائفه‌های شیعی در لبنان به معنی اینکه شیعه حق زندگی در لبنان دارد و این جز با محرومیت‌زدایی‌ها و راه‌اندازیآموزشگاه‌های مختلف در جنوب قابل انجامنبود. مجلس اعلای شیعیان در جنوب مسئولیت مسائل عمرانی را بر عهده داشتند تا خرابی‌هایی که اسرائیل به وجود می‌آورد را بازسازی کنند.آن‌هادرخواست دادندبرای این شیعیان که حاضر نشده بودند در زمان استعمار فرانسه شناسنامه بگیرند و تا آن زمان بی‌شناسنامه بودند، شناسنامه بگیرند. تلاش برای زدن سد لیطانی، کشیدن بزرگراه از بیروت به جنوب لبنان،احداث بیمارستان در آن منطقه با پیگیری‌هایبی‌دریغ این بزرگمرد به همراه رهبر شیعیان لبنان امام موسی صدر امکان‌پذیر شد یا می‌توان گفت دولت لبنان را مجبور به این کار کردند.قبل از آن فقط یک مدرسه در جنوب بود، آن‌ها با تلاش خود این تعداد را به هفتاد مدرسه ارتقا دادند. چمران اینکار را به عنوان اولین پیروزی شیعه در طول تاریخ در این منطقه می‌داند.آن‌ها توانستند دولت را مجبور کنند به ازای هر شهید شیعه ده هزار لیره به خانواده او بدهند. از دیگر برنامه‌های چمران و امام موسی صدر ساخت وبازسازی خانه‌های مردم بود زیرا اسرائیل با خراب کردن وبمباران این مناطق می‌خواست شیعیان را مجبور به مهاجرت کند تا بتواند این منطقه را تصرف کند. دولت مرکزی لبنان هیچ حساسیتی نسبت به این قضیه نداشت و چمران می‌خواست مردم را آنجا نگه دارد تا این ننگ بر دامان شیعه ننشیند. چمران شروع به تربیت نیروهای انسانی برای سازمان کرد، نیروهایی که امروز در لبنان نقش به سزایی دارند که حزب الله لبنان یکی از این نمونه‌هاست و سیدحسن نصرالله یکی از جوانان پرشور و انقلابی بود که تربیت شده دست این بزرگوار است.

با راه‌اندازی"حرکت المحرومین" و سپس شاخه نظامی آن،"جنبش امل" دیگر نه تنها شیعیان لبنان بلکه تمام ستم‌دیدگان لبنان و فلسطین سر پناهی پیدا کردند و این نبود مگر با تلاش‌های این شهید بزرگوار، در شرایطی که شیعیان یا مزدور گروه‌های دیگر بودند و یا از مقابله و جنگ می‌ترسیدند، شهید عارف چنین جنبشی را با تمام اعتقادات شیعی راه انداخت. در طی جنگ‌های داخلی، مصطفی چمران عاشقانه از تمام مناطق شیعه و سنی دفاع نمود وبارها به او تهمت زده شد که او خائن است و نیروی اسرائیلی است اما او با همه این مصائب فقط برای نائل شدن به معبود خویش کنار می‌آمد.

شاید اگر کسی بنایی بسازد یا حزبی بسازد و سازمانی راه بیندازد، حرکتی بسیار عظیم کرده باشد ولی اگر کسی جوانانی که با همه وجود از آنچه که هستند، ناراضی بودند و از شیعه بودن احساس حقارت می‌کردند را دوباره بازیابی کند بی‌شک کار پیامبرگونه‌ای کرده است و این پیغمبر زمان با هارون خویش در لبنان دوباره دل‌ها را عاشق خود کردند. تربیت جوانان با ایمان، تربیت نیروهایی که هر یک خود با منطق قوی اسلام و با ایثار و از خودگذشتگی چندین جوان دیگر را جذب خود می‌کردند. آنچنان در این وضعیت اسفناک و در زمان جنگ‌های داخلی لبنان، شهید چمران عاشقانه به تربیت کودکان می‌پرداخت که گویی دارد رستم را برای نبرد با اسفندیار مهیا می‌کند و البته که او می‌دانست که چه رستم‌هایی از این نسل بیرون خواهد آمد تا با دیو سپید پنجه در پنجه بیندازد.

تاثیر دیگری که شهید چمران در لبنان داشت، مسئله الگو بودن او در بین جوانان بود. شاید اگر هنوز در کوچه‌های صور وبعلبک قدم بزنید، بیشتر نام و آوازه او پیچیده باشد تا کوچه‌های ایران. عکس او را به راحتی می‌توان آنجا پیدا کرد و جوانان زیادی را دید که برای مبارزه نام مستعار"شمران" را انتخاب کرده‌اند.

هر دین و هر ایدئولوژی برای آنکه سرپا باشد و حقانیت خود را بشناساند باید الگوهای عملی ارائه دهد تا جامعه اثر آن ایدئولوژی را در زندگی عملی دیده باشند. شهید دکتر مصطفی چمران یک الگوی اصیل راه علی(ع) بود. چگونه می‌توان به این مرد نگاه کرد و در آن نور عشق علی(ع) و اهل بیتش را ندید.او خود را اسوه‌ای کرد برای نسل‌های بعد تا از وجود او نوری در خود شعله‌ور کنند و یکی از هزاران ابعاد اورا در خود پرورش دهند. او را می‌توان به حق "مسیحا دم تمام حرکات وجنبش‌های اسلامی در مقابل اسرائیل و نظام سرمایه‌داری" دانست. هرچند او تمام مدت فقط به حال و سامان دادن اوضاع می‌اندیشید و این را وظیفه ذاتی خود می‌دانست ولی آنچه برای زمان خود انجام داد، امروز بعد از 30 سال از شهادت فرزندانش به ثمر رسیده است، خودباوری مهمترین آموزش شهید چمران در بین جوانان لبنان بود، جوانانی که قرن‌ها تحقیر و سرکوب می‌شدند. شهید دکتر مصطفی چمران با بالاترین درجات علمی، که در واقع در ایران می‌توان گفت بی‌نظیر بود، به جوانان محروم شیعی نشان داد که حقیقت جز حرف‌های کتاب مارکس و انگلس است، حقیقت چیزی جز علی(ع) نیست. او پدری بود برای تمام مادران شیعه لبنان و برای تمام محرومان او آنها را با شیره وجود خویش آبیاری کرد و شیعه امروز نه تنها در منطقه بلکه در دنیا تاثیرگذار است. او برای همیشه در قلب انسان‌هایآزادی‌خواه جاودانه شد. شهیدی که شهادت شایسته او بود و سالیان دراز در زندان تن خویش منتظر لحظه دیدار معشوق خویش بود.

خوانده‌ای انا الیه راجعونئ        تا بدانی که کجاها می رویم.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: