به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۲۳۵۹۰
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۶:۱۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در گفتگو با سخن:
تا زمانی که برخی مسئولان در اریکه قدرت ماندن و یا رسیدن به قدرت سیاسی و اجرایی بالاتر را برای خود اصل بدانند و تلاش برای حل مشکلاتی مانند اعتیاد را فرع و حاشیه ای تلقی کنند مشکل اعتیاد حل نخواهد شد.

سخن، گروه جامعه: اعتیاد و مصرف مواد مخدر هم جنبه فرهنگی دارد و هم به بحث‌های امنیت اجتماعی بازمی‌گردد. برای ریشه‌یابی روش‌های مبارزه با این پدیده شوم با دکتر حسن ملکی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفتگو کردیم.


در جامعه ما به اندازه اهمیتی که اعتیاد دارد آیا برای آن چاره اندیشی، نهادسازی و اقدامات بنیادین شده است؟

متاسفانه خیر. من معتقدم هنوز در جامعه ما آن مقداری که برخی مسئولان به حفظ موقعیت سیاسی و اداری خود می اندیشند به حل مشکل اعتیاد و سایر مسائل اجتماعی مهم نمی اندیشند .

برخی آمارها از رتبه اول ایران در زمینه اعتیاد در جهان حکایت می کنند، چرا در جامعه پساانقلابی ما این پدیده به این شدت گسترش پیدا کرد؟

پس از انقلاب ساختار حکومتی و سازو کارهای اجرایی و عملیاتی دیگری باید در جامعه پدید می آمد که برای این مقصود کوشش های فراوانی به عمل آمد.از همان ابتدای پیروزی انقلاب سعی بر این بود که اصول و قواعد دیگری و متناسب با شئون اسلامی ساخته شود . ضمن این که این فرایند ضروری و گریز ناپذیر بوده ولی آثار جنبی نیز به دنبال داشت. در این انتقال یک خلا فرهنگی و اجتماعی بوجود آمد که به طور طبیعی بر امور زندگی نوجوانان و جوانان بیشترین اثر را گذاشت . از آن ها بروز و ظهور برخی مشکلات اجتماعی از جمله اعتیاد بود . اگر کسی در جامعه ما این واقعیت را بخواهد انکار کند مثل این است که خورشید را در آسمان انکار کرده است . ما برای دفاع و حمایتاز نظام باید واقعیت های اجتماعی را نیز به درستی درک کنیم .بی تردید عواملی مانند : بروز و ظهور خلا برنامه این ناشی از انتقال امور از حکومت طاغوتی به نظام اسلامی، برنامه نداشتن برای مقابله و پیشگیری، سیاسی کاری و باند بازی و غفلت از مسائل اصلی کشور از جمله عوامل گسترش پدیده شوم اعتیاد در کشور است .

گزارش­های آماری حاکی از گسترش فزاینده اعتیاد به مواد مخدر در ایران است. رویکرد کلان کشور به اعتیاد چیست و نظر شما درباره این رویکرد چیست؟

بدون شک اعتیاد در زمره مسائل بسیار بنیادی کشور است که به آن به عنوان یک مسئله اجتماعی باید نگریست و بر این اساس اقدام نمود . وقتی اعتیاد را به عنوان مسئله اجتماعی بپذیریم ناگزیر هستیم علل آن را نه لزوماً در امور فردی بلکه در ساختارها جستجو کنیم . لذا رویکرد « مسئله اجتماعی تلقی کردن » اعتیاد و برنامه ریزی بر این اساس را مهم می دانم .

رابطه مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه با اعتیاد یک رابطه دوجانبه است برای تبیین این موضوع در هر کدام از حوزه هاچه مولفه هایی را باید مدنظر قرار داد؟

مسائل جامعه را می توان به طور مجزا تحلیل کرد ولی در عالم واقع این مسائل منفک از هم نیستند . اقتصاد، سیاست، فرهنگ، علم و غیره در یک ساختار واحد معنا و مفهوم پیدا می کند . لذا وقتی قادر خواهیم بود معضل اعتیاد را برطرف کنیم که این نگاه یکپارچه و تعاملی را در ارتباط با مشکل اعتیاد در جامعه داشته باشیم . البته صرف این کل نگری نیز مشکلی را حل نمی کند بلکه در عمل باید برنامه ریزی و چاره سازی کرد . این حقیقت را باید قبول کنیم که تا زمانی که درست نبینیم، درست عمل نخواهیم کرد

مسئولین فرهنگی باید برای درمان معضل اعتیاد چه کنند؟ آیا اقدامات کنونی سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی و تربیتی ما در این حوزه کارساز است و یا اشکالاتی دارد؟ چه اشکالات اساسی به این روندها و اقدامات می توان گرفت و راه حل چیست؟

تا زمانی که برخی مسئولان در اریکه قدرت ماندن و یا رسیدن به قدرت سیاسی و اجرایی بالاتر را برای خود اصل بدانند و تلاش برای حل مشکلاتی مانند اعتیاد را فرع و حاشیه ای تلقی کنند مشکل اعتیاد حل نخواهد شد . باید مسئولان فرهنگی با دل و جان باور کنند که اگر برای غیر خدا کار کنند و در ... دچار خود فراموشی شوند به کشور لطمه خواهند زد . بدیهی است که این موضع گیری انتقادی به معنای نفی خدمات صادقانه مسئولان در کشور نیست بلکه یاد آوری یک رسالت عظیمی است که خون شهدا به عهده ما گذاشته است .علاوه بر نکته اساسی فوق، من راه کار را در 4 نکته مهم می دانم :از طریق پژوهش ها علل اعتیاد را به درستی دریابیم، بر اساس یافته ها برنامه ریزی کنیم، برنامه ها را اجرا کنیم، استمرار در پیگیری امور داشته باشیم .

راهبرد عملی در عرصه مقابله با مواد مخدر وکاهش تقاضای مواد مخدر چیست؟

راهبرد عملی ولی بلند مدت تربیت نسل بیدار و هشیار است . در این ارتباط شایسته است وزارت آموزش و پرورش به طور عمیق و همه جانبه موضوع را بررسی کند و در برنامه های درسی رسمی و غیر رسمی پیشگیری از اعتیاد پی گیر می گردد .نکته مهم دیگر ارتباط موثر و مداوم با خانواده در جهت توجه عمیق و اساسی به زندگی فرزندانشان است . بدون تردید سستی بنیان خانواده و بهم خوردن شیرازه عاطفی و اخلاقی در آن از عوامل موثر اعتیاد جوانان است .نکته سوم و مهم آسیب شناسی روش ها و اقدامات به کار رفته در جهت حل مشکل است . به این سوال باید پاسخ یافت که چرا این همه هزینه در مورد مقابله با اعتیاد کم اثر و کم اثر بوده است.

نقش خانواده و عوامل تربیتی درون نهاد خانواده در ایجاد تمایل به اعتیاد و وابستگی با آن چیست؟

خانواده مهم ترین و موثرترین نهاد تربیتی است که در موضوع اعتیاد هم نقش مثبتی می تواند ایفا کند . خانواده ای که در دوره کودکی فرزند به تربیت او اهمیت می دهد و مراقب رفتارهایی است که به تدریج در فرزندان پدید می آیند، چنین خانواده ای در پیشگیری از اعتیاد موفق تر عمل خواهد کرد . خانواده ای که نوجوان خود را در زیر خیمه عواطف خود حفظ کند و نوجوان را دفع نکند بدون تردید نقش تربیتی و اخلاقی خود را به نحو موثر تری عمل خواهد نمود

خانواده در برابر اعتیاد فرزندان چه عکس العملی باید نشان دهد؟

بستگی دارد که خانوده در چه موقعیتی از اعتیاد فرزند قرار دارد. چنانچه اگر شرایط اولیه ای را مبنی بر احتمال گرایش به اعتیاد را در فرزند خود ملاحظه نمایند کاملاً هشیار باشند و ارتباط خود را با فرزند تقویت کنند، دوستان فرزند خود را به درستی بشناسند، محل هایی که فرزند به آن جاها می رود به طور غیر مستقیم و پرهیز از تحریک کردن او، زیر نظر داشته باشند، رابطه عاطفی خود را با فرزند تقویت نمایند، به گونه ای که فرزند بتواند حرف های خود را با والدین در میان بگذارد . در مجموع عواطف با خردمندی باید همراه باشد تا بتوان در برابر معضل اعتیاد عکس العمل منطقی بروز داد. گفتگوهای موردی و در زمان های مناسب نیز می تواند در آگاه سازی فرزندان نسبت به پیامدهای شوم اعتیاد می تواند موثر باشد .

نقش رابطه عاطفی درون خانواده و تاثیر آن در گرایش به اعتیاد را توضیح می‌دهید؟

انسان محتاج عاطفه است و اگر از این جهت اشباع نشود دو اختلال بیرونی و درونی فرد را تهدید خواهد کرد . یا در بیرون از خود دنبال شرایطی می گردد که عواطف و نیازهای عاطفی خود را جبران کند که در این عرصه معتاد شدن های رنگارنگ نیز فرد را تهدید خواهد نمود . یا این که به درون خود برخواهد گشت و در اثر استمرار در خود فرورفتنی دچار اختلالاتی مانند افسردگی، اضظراب، پرخاشگری و امثال این ها خواهد شد . خانواده با چتر عاطفی خود می تواند فرزند را از این دو خطر بیرونی حفظ کند

عوامل تربیتی که منجر به زمینه سازی برای اعتیاد می‌شوند را چند دسته می توان کرد و هر شاخه کلان چه راه‌هایی برای حل این معضل دارد؟

مطمئناً بیکاری از جمله عوامل گرایش به اعتیاد است . اصولاً کار کردن بخش عمده وقت، علایق و انرژی فرد را به خود معطوف می کند و مانع از این می شود که به برخی کجروی ها تمایل بوجود آید . البته بین این دو موضوع رابطه ذاتی و عملی وجود ندارد . یعنی این طور نیست که همه بیکارها معتاد شوند بلکه بیکاری در آدم های مستعد کجروی می تواند عامل تشدید کننده تلقی گردد . لذا می توان گفت بیکاری و فقر سرگردانی و بطالت به وجود می آورد و باعث اعتیاد می شود و توان ... بالای نیز روحیه عیش و عشرت ایجاد می کند و چنین زمینه هایی را شکل می دهد . این نکته مهم قابل ذکر است که در یک فرد عاقل و هوشیار نه فقر و نه ثروت هیچ کدام خطر ساز نخواهد بود .

آیا کارشناسان بین مثلا بیکاری و اعتیاد رابطه معناداری یافته‌اند؟ چرا فرد بیکار به اعتیاد گرایش می یابد؟ در حالی که منطقا باید این فرد توان تامین مالی مواد مخدر را نداشته باشد.

خانواده مهم ترین این عوامل است که راهی جز توانمند سازی خانواده ها و تحکیم خانواده وجود ندارد . عامل دوم رسانه ارتباط جمعی مخصوصاً تلویزیون است که در فرهنگ سازی نقش موثری می تواند ایفا کند و عامل سوم دوستان و رفقایی است که به زندگی فرد وارد می شوند و در مسیر حیات او تاثیر می گذارند . در این قسمت، توجه و هوشیاری فرد در انتخاب دوست و همچنین نظارت غیر مستقیم والدین بر انتخاب دوست از طرف نقش موثری دارد.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: