به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۱۸۱۹
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
ابراهیم فتح‌الهی
هیچ‌وقت نمی‌توان در گذشته زندگی کرد و تفاخر به میراث علمی گذشتگان، توانایی ما را برای زندگی امروز و فردا افزایش نمی‌دهد. بنابراین، ضرورت دارد به پشتوانه میراث علمی گذشتگان راه‌های جدیدی از پژوهش علمی را به وجود آوریم تا بناهای رفیع آینده را مستحکم‌تر بسازیم.

اسلام به عنوان دینی جامع و شامل، برای اداره زندگی انسان برنامه دارد و جهت‌‌گیری این برنامه‌ها رسیدن به حیات طیبه در این دنیا و جهان آخرت است. لذا در تعالیم اسلامی، انسان به کار و تلاش در زندگی دنیوی دعوت شده است (لیس للانسان الا ما سعی). هم‌چنین برای آشنایی با رمز و رازهای طبیعت، علم‌آموزی و کسب دانش سرلوحه تعالیم اسلام قرار گرفته است.

از نخستین روزهای ظهور اسلام و گسترش پیام روشنفکرانه آن در سرزمین‌های مختلف، نور علم و دانش نیز پابه‌پای تعالیم دینی گسترش یافت و مسلمان‌ها در بسیاری از شاخه‌های علوم سرآمد روزگار خود شدند. اما آنچه دانشمندان اسلامی را از سایرین ممتاز میکرد، سنت جامعیت علمی در این دانشمندان بود. به عبارت دیگر، علمای اسلام سعی داشتند همه علوم زمانه خود را اعم از علوم طبیعی، ریاضی، نجوم، فقه، فلسفه، طب و... را توأم بیاموزند.

ویژگی جامعیت علمی و تلاش در جهت تسلط به علوم و فنون زمانه، مهم‌ترین شاخصه دانشمندان گذشته اسلامی بود. اروپاییان دو ویژگی دانشمندان اسلامی را که سبب پیشرفت‌های علمی آنها شد، همواره میستایند: اولی سنت جامعیت علمی و دیگری آزاداندیشی علمی.

براساس سنت جامعیت علمی، علمای کشورهای اسلامی در همه شاخههای مسائل علمی غور و بررسی کرده و خود را محدود به یک رشته علمی نمی‌کردند. جرج برنال در کتاب «علم در تاریخ» می‌گوید: «سنت جامعیت علمی که در همه علمای بزرگ و بسیاری از علمای کهتر اسلامی مشترک بود، موجب وحدت بیشتر علم شد و به تألیف رسالاتی انجامید، هم‌چون کتاب «فی الحرکات السماویه» و «جوامع علم نجوم» نوشته فرغانی و مجموعه‌های بزرگ پزشکی مانند «الحاوی» نوشته رازی، «قانون» اثر ابن‌سینا و «کلیات طب» اثر ابن‌رشد. این آثار در قرن هفدهم هنوز به ‌عنوان کتب درسی در دانشگاه‌های اروپا تدریس می‌شدند.»

در کتاب «مغز متفکر جهان شیعه» منتشرشده ازسوی مرکز مطالعات اسلامی استراسبورگ فرانسه در مورد آزاداندیشی علمی در بین مسلمانان چنین آمده است: «علت اصلی ظلمت اروپا در قرون وسطی و توسعه علم در همان دوره در کشورهای اسلامی این بود که در قرون وسطی در اروپا، اهل‌ علم برای ابراز نظریه‌های علمی، آزادی نداشتند در صورتی که در کشورهای اسلامی اهل‌ علم می‌توانستند به آزادی نظریه‌های علمی را ابراز کنند.»

جامع‌نگری و آزاد‌اندیشی علمی، سنگ بنای کاخ عظیم دانشی است که در اثر تمدن اسلامی در کشورهای اسلامی به وجود آمد و در اثر تبادل و ارتباطات مسلمانان با اروپاییان و سایر سرزمین‌ها در اقصی ‌نقاط جهان پراکنده شد.

اما حال و روز کشورهای اسلامی در روزگار ما طور دیگری رقم می‌خورد و دوری از قافله علم و تبدیل شدن به مصرف‌کننده محصولات علمی دیگران، سرنوشت آنها را به گونه‌ای دیگر درآورده است.

عدم توجه به نیازهای عصر و مقتضیات زمان، درجا زدن در علومی محدود، اکتفا کردن به تکرار آنچه پیشگامان گفته‌اند، علوم خاصی را مقدس شمردن و سایر شاخه‌های دانش را بی‌ارزش و مادی شمردن، سبب عقب‌ماندگی امروز مسلمانان است.

بی‌اعتنایی به آنچه در اطراف ما می‌گذرد، ایزوله زندگی‌ کردن، توهم، خودبرتری‌بینی و درست پنداشتن ادعای خود بدون این‌که به بوته نقد و آزمایش درآید، دوری از واقعیت‌های مسلم علمی، رکود، تکرار و اصرار بر روش‌های منسوخ و عقب‌ماندگی بیشتر را موجب می‌شود.

علمای اسلامی و دانشمندان امروز جوامع اسلامی باید قبول کنند که با تحول جوامع بشری و پیشرفت‌های روزافزون علمی، نیازهای جدیدی پابه عرصه ظهور گذاشته است و پاسخ‌گویی به این نیازها بدون واقع‌گرایی، تخصص‌گرایی و آموختن روش‌های پژوهش علمی امکان‌پذیر نیست. علاوه بر آن، آشنایی با رده‌بندی علوم و متدولوژی پژوهش در شاخه‌های علمی، ضرورت اجتناب‌ناپذیر فعالیتهای علمی در عصر حاضر است.

زمان «قال‌المصنف» و «انا اقول» سپری شده است و هیچ ادعایی بدون استدلال و برهان یا آزمایش عینی مبتنی بر واقعیت پذیرفته نمی‌شود. بنابراین، همه تلاش‌های علمی که در حوزه‌های علمیه و مراکز دانشگاهی انجام می‌شود، باید به زبان روز بوده و از روش‌های جدید بهره‌مند شود. علاوه بر آن، به دلیل گسترش دامنه علوم، یافتن تخصص در یک رشته علمی، به اجتهاد رسیدن در آن زمینه و ارائه دکترین علمی ضروری است.

دامنه علوم آن چنان گسترده است که یک فرد در زمانه ما نمی‌تواند جامع همه علوم بشود. لذا بعد از آشنایی با کلیات علوم، یافتن دیدگاه علمی و تسلط به روش‌های پژوهش، لزوماً باید در یک شاخه علمی تخصص یافت تا بتوان در حل مشکلی از مسائل زندگی مردم، دیدگاه تخصصی ارائه داد. به عبارت دیگر، هر تخصص و دانشی باید معطوف به حل مسئله‌ای از مسائل بی‌شمار دنیای علم بوده، به کشف رازی از رازهای هستی منجر شود و در جهت دستیابی بشر به زندگی ایده‌آل رهنمون باشد. دانش‌هایی که صرفاً به ارضای حس حقیقت‌جویی شخص پژوهشگر منجر شوند، علی‌رغم این‌که دارای ارزش علمی هستند، اما نمی‌توانند تحولی جدی در زندگی بشریت به وجود آورند.

نکته آخر این‌که، هیچ‌وقت نمی‌توان در گذشته زندگی کرد و تفاخر به میراث علمی گذشتگان، توانایی ما را برای زندگی امروز و فردا افزایش نمی‌دهد. بنابراین، ضرورت دارد به پشتوانه میراث علمی گذشتگان راههای جدیدی از پژوهش علمی را به وجود آوریم تا بناهای رفیع آینده را مستحکم‌تر بسازیم. هم‌چنین برای ایجاد ارتباط با دنیای پیرامونی، آشنایی با حداقل یک یا دو زبان خارجی ضرورتی انکارناپذیر است.

بسیاری از دانشمندان اسلامی در نقد آثار علمی غربی‌ها به دلیل عدم آشنایی با زبان اصلی به ترجمه‌های آن آثار روی می‌آورند، در نتیجه چیزی را نقد می‌کنند که مترجم آن را درک کرده و شاید با نظریه نویسنده اصلی فرسنگ‌ها فاصله داشته باشد، چنان‌چه در نقد برخی از آثار مربوط به فلسفه ماتریالیسم، عده‌ای از نویسندگان اسلامی به دلیل تکیه بر ترجمه‌های غیردقیق دچار فهمی ناقص از اصل نظریه شده‌اند و چیزی رانقد کرده‌اند که منظور تئوریسین اصلی نبوده است.

انگیزه قوی و تکاپوی علمی در دانشمندان اسلامی ستودنی است، اما پابه‌پای زمانه پیش رفتن، مقتضیات و نیازهای عصر جدید را درنظر گرفتن، متحول ساختن روش‌ها، گریز از تکرار و همت گماردن برای نوآوری، امری است که غفلت از آن، تلاش‌های فراوان علمی را ابتر و بینتیجه خواهد گذاشت.

نویسنده: ابراهیم فتح الهی، عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور
منبع« نشریه تحلیلی تراز
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
امیرزاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۱
0
0
یادداشت خوبی بود.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: