به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۱۶۱۶۸
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
جمهوری اسلامی ایران نیز از ابتدای شکل‌گیری خود، رویکرد قدرت نرم و دیپلماسی عمومی را همواره مد نظر داشته و در روابط خود با سایر ملت‌ها، به این بُعد مهم از قدرت توجه ویژه‌ای داشته است.ایران با توجه به پیشینه تمدنی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی خود از منابع قدرت نرم مناسبی در مقایسه با بسیاری از کشورها برخوردار است که در صورت توجه و برنامه ریزی برای هدفمند کردن و بهره برداری از منابع بالقوه می تواند یکی از کشورهای موفق در منطقه و جهان باشد.

سخن، گروه اندیشه: قدرت مهم ترین مفهوم سامان بخش سیاست و دانش سیاسی است. فرآیند ها و اموری که در آن ها عنصری از قدرت و یا کوشش برای دست یابی به آن موجود نباشد، سیاسی به شمار نمی رود.قدرت به عنوان یکی از مفاهیم اصلی علم سیاست، به معنای توانایی نفوذ برای تغییر در رفتار دیگران به منظور رسیدن به نتیجه مطلوب است. قدرت به هر شیوه ای که اِعمال شود، هدفش به اطاعت کشیدن دیگران است. تمامی کشور ها در عرصه روابط بین الملل در پی افزایش قدرت و نفوذ خود هستند. هر اندازه کشوری بتواند قدرت خویش را فزون تر کند، می تواند بقا و امنیت خویش را بیشتر تضمین نموده و از سوی دیگر بیش از پیش اهداف خود را جامة عمل بپوشاند. در این میان توان نظامی و اقتصادی که ممکن است بر مبنای تطمیع یا تهدید شکل گرفته باشد، غالباً دیگران را وادار به تغییر موضع می کنند؛ بنابراین یک وجه از قدرت، توانایی نظامی و اقتصادی است که قدرت سخت خوانده می شود.(هرسیج و همکاران، 1388: 227) اما هم زمان با ورود به هزاره سوم میلادی و به دلیل تغییر ماهیت سیاست های بین المللی، منابع قدرت تحول یافته و اشکال نامحسوس قدرت از اهمیت بیشتری برخوردار شده است.

در واقع تحول بستر قدرت در سیاست بین الملل موجب شده تا قدرت از خاستگاه اصلی خود تغییر مکان داده وجوامع نیز قدرتمندی را نه در گروی منابع صرفاً مادی بلکه در توانایی تغییر رفتار دولت های دیگر به حساب آورند. به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان، قوی ترین کشورها همواره قوی ترین باقی نخواهند ماند، مگر آنکه قدرت خود را به حق تبدیل کنند. ترجمان این گفته، تبدیل قدرت سخت به قدرت نرم است.(عسگری، 1390: 52)آنچه از محتوای کلمات اندیشمندان در توضیح واژه قدرت نرم بر می آید این است که قدرت نرم، محصول و برآیند تصویرسازی مثبت، ارائه چهره موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و خارجی، قدرت تأثیرگذاری غیرمستقیم توأم با رضایت بردیگران، اراده دیگران را تابع اراده خویش ساختن و مؤلفه هایی از این سنخ است.

این قدرت معمولاً در مقابل قدرت نظامی و تسلیحاتی و در مواردی قدرت اقتصادی و به عبارتی قدرت سخت و خشن به کار می رود.(شعبانی و هندیانی، 1387: 292) بنابراین قدرت نرم به معنای توانایی شکل دهی ترجیحات دیگران است که بر روی ذهنیت ها سرمایه گذاری می کند و از جنس اقناع و ایجاد جذابیت بر روی دیگران است که آن ها با میل و اراده خود به دنبال کشور برخوردار از قدرت نرم بروند نه با استفاده از قدرت زور و پول که در زمره قدرت سخت محسوب می شوند.(جمال زاده، 1387: 335) به همین دلیل است که قدرت نرم، رفتار همراه با جذابیتی است که قابل رویت اما غیر محسوس است(حسینی، 1387: 356) و ارتباط تنگاتنگی با قدرت های بی شکل نظیر فرهنگ، ایدئولوژی و... دارد.(نای، 1383: 24-21)در اغلب منابع علمی اخیر، پیدایش قدرت نرم را از نظر مفهومی و طبقه بندی علمی، به آثار «جوزف نای» نسبت می دهند. از نظر نای قدرت نرم هر کشور در ابتدا از سه منبع نشأت می گیرد: فرهنگ (بخش هایی که برای دیگران جذاب است)، ارزش های سیاسی (زمانی که منطبق با افکار عمومی داخل و خارج باشد) و سیاست خارجی (زمانی که مشروع و اخلاقی تلقی شوند). (تویسرکانی، 1388: 24)

جمهوری اسلامی ایران نیز از ابتدای شکل‌گیری خود، رویکرد قدرت نرم و دیپلماسی عمومی را همواره مد نظر داشته و در روابط خود با سایر ملت‌ها، به این بُعد مهم از قدرت توجه ویژه‌ای داشته است.ایران با توجه به پیشینه تمدنی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی خود از منابع قدرت نرم مناسبی در مقایسه با بسیاری از کشورها برخوردار است که در صورت توجه و برنامه ریزی برای هدفمند کردن و بهره برداری از منابع بالقوه می تواند یکی از کشورهای موفق در منطقه و جهان باشد. از جمله از عناصری که در تولید و تقویت قدرت نرم ایران نقش مهمی ایفا می نماید، گسترش زبان و ادبیات فارسی می باشد. در اینجا به بررسی این عنصر خواهیم پرداخت.

v گسترش زبان و ادبیات فاسی

یکی از عناصری که توسط نقش آفرینان دولتی و غیر دولتی به کار می رود و دارای تأثیر قابل توجه ای در کشورهای هم زبان می باشد، عنصر زبان است. زبان وسیلة تفهیم و تفاهم بین افراد و در عین حال در روابط علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی میان کشورها و ملت های مختلف، ایفاگر نقشِ اساسی است.بدون زبان مشترک، تداوم فرهنگی امکان پذیر نیست و فرهنگ به نسل های بعدی منتقل نمی شود. به همین دلیل، زبان از یک سو ساختة فرهنگ و از سوی دیگر، سازندة آن است. واژگان هر زبان ذخایر، گنجینه ها و سرمایه های فرهنگی هر اجتماعی را نمایش می دهند. هر انسانی در هر اجتماع فرهنگی با زبان ویژه ی خود می اندیشد و از همین روی، این ظرف زبانی حدود ظرفیت فکری او را تا اندازه ی زیادی تعیین می کند.(درخشه و غفاری، 1390: 20)

زبان و ادب پارسی از قرن های سوم و چهارم هجری به بعد به تدریج به صورت زبان رسمی ایرانیان درآمد و به نام هایی چون «دری»، «پارسی دری»، «پارسی» و «فارسی» خوانده شد و آن را در برابر عربی (تازی) و پهلوی قرار دادند. هرچندزبانفارسی یکی از ارکان اصلی هویت ایرانی است و بعد از انقلاب مشروطه به عنوان زبان ملّی ایران تبلیغ و شناخته شده است و به طور رسمی تنها در کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان عمومیت دارد، در کشورهایی نظیر عراق، ترکیه، ازبکستان و پاکستان نیز گروهی از مردم به این زبان سخن می گویند و نفوذ آن در زبان های دیگر مانند: ترکی، هندی، اردو، ارمنی، گرجی، سواحیلی و... انکارناپذیر است. در مجموع و تقریباًحدود 100 میلیون نفر در دنیا به زبان فارسی تکلّم می کنند. و در ساختار زبانی بیش از 200 میلیون تُرک، ترکمن، ازبک و اردو زبان، سهمی اساسی دارند.(درخشه و غفاری، 1390: 20)

در مجموع، زبان فارسی در کشورهای خاورمیانه 200/2 هزار، در آسیا پاسفیک 100/1 هزار، در اوراسیای مرکزی 35 میلیون، در اروپا 300 هزار، در آفریقا 18 هزار، در آمریکای شمالی 400/2 هزار، و در آمریکای لاتین 5 هزار سخنور دارد. درصد مطلق جمعیت فارسی زبانان مناطق ژئوپلیتیکی جهان با توجه به کلِ جمعیت هر منطقه عبارت است از: خاورمیانه (79% درصد)، آسیا- پاسفیک (3% درصد)، اوراسیای مرکزی (89/13درصد)، اروپا (5% درصد)، آفریقا (02% درصد)، آمریکای شمالی (54% درصد)، آمریکای لاتین (001% درصد). مجموع مقادیر مطلق فارسی زبانان ساکن در مناطق ژئوپلتیکی مختلف از کل جمعیت مناطق، 303/15 درصد است. از این رو درصد نسبی متکلمین به زبان فارسی در هر منطقه از این قرار است: خاورمیانه (16/5 درصد)، آسیا- پاسفیک (2% درصد)، اوراسیای مرکزی (77/90 درصد)، اروپا (32% درصد)، آفریقا (13% درصد)، آمریکای شمالی (53/3 درصد)، آمریکای لاتین (007% درصد)، درصد نسبی فارسی زبانان هر منطقه در نمودار زیر آمده است. (هرسیجو همکاران، 1388: 237-236)

نمودار 1. میزان همگرایی زبانی (زبان فارسی) میان مناطق مختلف ژئوپلتیکی با جمهوری اسلامی

منبع: (هرسیج، تویسرکانی و جعفری، 1388: 237)

از آنجا که یکی از مهّم ترین راه های گفتگو، جذب و اقناع دیگران، بهره گیری از زبان مشترک است، گسترش زبان فارسی می تواند فرصت های فراوانی را پیش روی جمهوری اسلامی ایران گذارد. از جمله مهّم ترین فواید و نتایج گسترش زبان فارسی برای جمهوری اسلامی ایران، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1. امکان دسترسی تعداد بیشتری از افراد به منابع خبری ایرانی و کاهش وابستگی تعداد بیشتری از مخاطبان به منابع خبری غیرفارسی؛

2. آشنایی با بسیاری از متون ادبی و تاریخی ایران که به زبان های دیگر ترجمه نشده و شاید ترجمه دشوار باشد؛

3. امکان استفاده از منابع غنی فرهنگی و تاریخی ایران برای تعداد بیشتری از مخاطبان؛

4. همراهی مردمان کشورهای گوناگون با خواست های جمهوری اسلامی ایران از طریق افزایش شمار کسانی که با تسلّط به زبان فارسی توان فهم فرهنگ و تمدن اسلامی - ایرانی را دارند. (درخشه و غفاری، 1390: 35)

با توجه به پیوند زبان فارسی و فرهنگ اسلامی، کسی که با لایه های بیرونی زبان فارسی آشنا شد، بعداً تمایل پیدا می کند به لایه های درونی گذر کند و لایه های درونی ادبیات فارسی نیز مشحون از معارف اسلامی و معارف قرآنی است.(کمالیان، 1387: 9) همچنین گنجینه های ادبیات کلاسیک فارسی که حاوی بسیاری از مضامین فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی است، امروزه مصداق قدرت نرمِ ایران محسوب می گردد. زبان و ادبیات فارسی، آیینه تمام نمای هویت ملی ایران است. ادبیات و زبان فارسی به ویژه شعر فارسی عنصر اصلی و پایدار فرهنگ ایرانی است. مروری بر این ادبیات نشان می دهد که گنجینه های گوناگون دانش و معرفت موجود در این ادبیات چه آموزه هایی را برای دیگران و سایر فرهنگ ها و تمدن ها توانسته اند، عرضه کنند به گونه ای که هر جای که پای ادبیات فارسی بدانجا باز گردیده افکار عمومی فرهنگ میزبان و نیز دولت ها ضمن پذیرش داوطلبانه و از سوی تمنای آن، از این گنجینه معرفتی بهره ها برده اند. نکته قابل توجه در این رابطه آن است که در بسیاری از کشورهای دنیا بسیار پیش از آنکه نهادی رسمی یا غیر رسمی متعلق به ایران اقدام به ترجمه و ارائه آثاری از این ادبیات را بنماید، بسیاری از این آثار بصورت خودجوش و از سوی فرهیختگان و برجستگان همان جوامع ترجمه و معرفی گردیدند. آثاری نظیر شاهنامه فردوسی، بوستان و گلستان سعدی، دیوان حافظ، رباعیات خیّام، غزلیات شمس تبریزی، مثنوی معنوی و ... که برخی بیش از چند قرن پیش به زبان های اروپایی ترجمه شده اند و همه این ها شاهدی بر این مدعی هستند.(خسروی و جباری ثانی، 1390: 103) شاعران ایرانی با سعی و کوشش طی چند قرن اخیر، اشعار گرانبهایی خلق کردند و ارزش این گنجینه فرهنگی در هیچ زمانی قابل چشم پوشی نیست. زیبایی زبان فارسی و درخشندگی فرهنگ فارسی توجه هر داشجویی را که زبان فارسی آموزش دیده جلب می کند. معلمین، دانشجویان و علاقه مندان زبان فارسی سال ها از ادبیات لطیف و نفیس فارسی سرمست بوده و اشعار شاعران مشهور ایران در دوستداران ادبیات فارسی کشورهای جهان تأثیر عمیقی گذاشته است و یکی از علل علاقه آن ها به یادگیری زبان فارسی همین است.

امروزه نه تنها در سازمان ملل متحد، بلکه اتفاقاً در اوج دوره مدرن و سورئال، پست مدرن و رئالیسم جادویی، زبان مولوی، نظامی، عطار و غیره به صورت تدریجی بهتر فهمیده می شود و دنیای کنونی بیش از هر زمان دیگری نیاز خود را به این گنجینه سرشار از معنویت و هویت درک نموده است.(اصفهانی و مظفری، 1391: 161) شعر ایران که بیشترین منعکس کنندة بینش و نگرش جامعة ایرانی می باشد، مشحون از آرزوها و آمالی است که همگی در پی جهانی ایده آل و آرمانی هستند؛ جهانی که در آن انصاف، عدل، تساوی، برادری، برابری و معنویت شاخصه های اصلی هستند.(سجادپور، 1386: 7) از این رو باید زبان و ادبیات فارسی را، منبعی برای قدرت نرم و دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران به شمار آورد و در راستای گسترش و تعمیق آن در سطح منطقه ای و برخی مناطق جهان تلاش گسترده ای صورت داد.

راه های گسترش زبان فارسی

1. افزایش میزان تبادل دانشجو و اساتید با سایر کشورهای جهان

2. افزایش کرسی های زبان و ادب فارسی برای دانشجویان خارجی در ایران جهت آموزش زبان فارسی

3. انتشار کتب و ترجمه آثار ایرانی در سایر کشورها همچون گلستان و بوستان سعدی، مثنوی معنوی مولوی و....

4. تقویت فعالیت های توریستی و فراهم نمودن زمینه های ورود سهل و آسان توریست های خارجی به خاک ایران

5. گسترش ابعاد رسانه های برون مرزی ایران

بهره سخن

وجود زبان و ادبیات فارسی در کشورهای جهان و رواج یادگیری زبان فارسی در مناطق مرزی ایران بر قدرت نرم ایران می افزاید زیرا با متکلمان زبان فارسی به راحتی می توان دیالوگ برقرار کرد و پیام جمهوری اسلامی ایران را به آن ها تحویل داد و در عین حال، فرهنگ ایرانی را با زبان فارسی بهتر می توان در میان مردم سایر کشورها درونی کرد. در عین حال، زبان فارسی می تواند یک ابزار برای دیپلماسی مسئولین ایران با مردم سایر کشورها باشد و از این طریق به راحتی منظور را به آن ها رساند. در عین حال، تکلم به زبان فارسی در بین برخی از شهروندان سایر کشورها می تواند به همگرایی فرهنگی ایران با این کشورها کمک نماید و در عین حال به ترویج خیلی از فرهنگ های ایرانی در این کشور کمک نماید زیرا زبان فارسی پیوند عمیقی با فرهنگ بومی ایران دارد و گسترش فرهنگ در سرزمین های دیگر، یکی از راه های افزایش قدرت نرم کشور میزبان است. در پایان می توان گفت که با هرچه بهتر و بیشتر شدن روابط ایران با سایر کشورها در زمینه های سیاسی، فرهنگی، آموزشی و اقتصادی و با شناخت سالم و صحیح سایر کشور از ایران، آیندة زبان فارسی در سایر کشورها روشن تر و بهتر ازگذشته خواهد گشت.

نویسنده: ملیحه نیک روش

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
سلام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۰
0
6
ایران فقط فارس نیست به فکر زبان اقوام باشید..که در جایگاه خود قوی ترین زبانها هستند و میتوان از آن در جهت افزایش قدرت نرم و حتی تشکیل پل فرهنگی استفاده کرد...
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: