به روز شده در: ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۷
کد خبر: ۱۲۴۰۱
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
در باره اقتصاد اسلامی سه رویکرد وجود دارد: اول اینکه، موضوع علم اقتصاد اسلامی همچون علم اقتصاد متعارف، پديده‌ای اقتصادی است؛ دوم اینکه موضوع آن رفتارهای اقتصادی مسلمان‌ها در جامعه اسلامی و رفتارهای اقتصادی انسان‌ها در جامعه انسانی است. نظريه سوم معتقد است كه اقتصاد اسلامی، علمی جهان‌‌شمول و مشتمل بر قانون‌های علمی عامی است كه اين علم را بر تبيين رفتارهای انسان‌ با صرف‌نظر از باورها و ارزش‌های وی، قادر می‌سازد

گروه اقتصادی سخن آنلاین حمیدرضا عرب - اين مطلب به بحث درباره موضوع علم اقتصاد اسلامی و گستره آن می‌پردازد. در اين‌باره سه نظريه وجود دارد: اول اینکه، موضوع علم اقتصاد اسلامی همچون علم اقتصاد متعارف، پديده‌ای اقتصادی است؛ دوم اینکه موضوع آن رفتارهای اقتصادی مسلمان‌ها در جامعه اسلامی و رفتارهای اقتصادی انسان‌ها در جامعه انسانی است. نظريه سوم معتقد است كه اقتصاد اسلامی، علمی جهان‌‌شمول و مشتمل بر قانون‌های علمی عامی است كه اين علم را بر تبيين رفتارهای انسان‌ با صرف‌نظر از باورها و ارزش‌های وی، قادر می‌سازد. اين مقاله با تحليل نظريه‌های پيش‌ گفته به اين نتيجه می‌رسد كه، علم اقتصاد جهان‌شمول امكان تحقق ندارد و علم اقتصاد را به دو وجه می‌توان به اسلام منتسب كرد؛ از راه موضوع و از راه مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی. اگر موضوع علم، رفتارهای انسان‌های مسلمان در جامعه اسلامی باشد حتی اگر روش وصف، تبيين و پيش‌بينی يكسان باشد، نتيجه‌ها فرق می‌كند؛ زيرا اصول مذهب اقتصادی اسلام و انگيزه‌های فرد مسلمان و اخلاق و حقوق اسلامی با سرمايه‌داری متفاوت است.

نظريه اول: موضوع علم اقتصاد پديد‌ه‌ای اقتصادی است

شوقی فنجری در اين ‌باره می‌گويد: «علم اقتصاد به تحقيق درباره پديده‌های اقتصادی می‌پردازد، به اين هدف كه قوانین‌ حاكم بر آن‌ها را استخراج كند. علم اقتصاد چهره نظری دارد و ربطی به اخلاق، سياست و جهت‌گيری‌های سياسی دولت يا درك جامعه از مفهوم عدالت به ويژه در نزد دو مذهب سرمايه‌داری و سوسياليستی ندارد. قوانین اقتصادی قاعده‌ها و حقيقت‌های علمی هستند كه دين و جنسيت نمی‌شناسند. اين‌ها قانون‌های جهانی هستند و ملت‌ها و قوم‌های گوناگون مختلف به تبع اختلافی كه در مفاهیم اجتماعي دارند، در اين قوانین اختلاف نمی‌كنند. اما كيفيت به كارگيری اين قانون‌ها و قاعده‌های اقتصادی و راه تأثير‌گذاری در آن‌ها و استفاده از آن‌ها وظيفه مذهب اقتصادی به حسب اهداف آن مذهب است.» به نظر می‌رسد وی تحت‌ تأثير كسانی كه دريافتی ماشين‌وار و مكانيكی از اقتصاد دارند قرار گرفته و تصور می‌كند پديده‌های اقتصادی و قانون‌های حاكم بر آن‌ها با رفتارهای اقتصادی انسان‌ها ارتباطی ندارد.

نظريه دوم: موضوع علم اقتصاد اسلامی، رفتار اقتصادی مسلمان‌ها در جامعه اسلامی است

شهيد صدر در تعريف علم اقتصاد می‌نويسد: «علمی است كه به تفسير زندگی اقتصادی و حوادث و پديده‌های آن و ربط اين حوادث و پديده‌ها به عوامل كلی حاكم بر آن‌ها می‌پردازد». وی بر اين باور است كه تفسير علمی حوادث اقتصادی از دو راه امكان‌پذيراست؛ 1. جمع‌آوری حوادث اقتصادی از راه تجربه واقعی زندگی و تنظيم علمی آن‌ها به گونه‌ای كه سبب كشف قانون‌های حاكم بر اين حوادث در محدوده آن زندگی واقعی و شرايط ويژه آن شود. 2. شروع در بحث علمی از مسلمات معينی كه ابتدا فرض تحقق آن‌ها می‌شود و در پرتو آن فروض توجيه اقتصادی و كيفيت جريان حوادث استنتاج می‌شود.

راه نخست برای تحقق علم اقتصاد اسلامی منوط به آن است كه مذهب اقتصادی اسلام در عالم واقع تحقق يابد و راه دوم برای توضيح برخی حقايق زندگی اقتصادی در جامعه اسلامی مفيد است. مبانی جهان‌شناختی و معرفت‌شناختی علم اقتصاد متعارف با مبانی اسلامی متفاوت است و اين تفاوت باعث اختلاف در روش وصف و تبيين و پيش‌بينی می‌شود. بنابراين، حتی اگر جامعه اسلامی نباشد و يك جامعه سرمايه‌داری باشد و بخواهيم با مبانی معرفت‌شناختی و جهان‌شناختی اسلامی به وصف و تبيين و پيش‌بينی بپردازيم، نتيجه‌ها متفاوت می‌شود. به همين علت است كه پيش‌بينی‌های انديشه‌وران اسلامی مانند امام خمينی(ره) با پيش‌بينی‌های رهبران سرمايه‌داری به كلی متفاوت است. امام خمينی(ره) اين نظام را رو به زوال می‌بيند در حالی كه آن‌ها به جهانی شدن می‌انديشند.

نظريه سوم: موضوع علم اقتصاد اسلامی رفتارهای اقتصادی انسان‌ها در جامعه انسانی است

براساس اين نظريه موضوع علم اقتصاد اسلامی انسان و جامعه انسانی است. در اين نظريه اين علم، علمی جهان‌شمول تلقی می‌شود كه قادر است رفتار اقتصادی انسان در سطح خرد، و جامعه انسانی در سطح كلان را تحليل كند که در ادامه به نقد و بررسی یک نظريه خواهيم پرداخت.

نظر منذر قحف: منذر قحف نيز با اين نظريه موافق است. وی در مقاله «اقتصاد اسلامی، تعريف و روش» در بخش نخست آن تحت ‌عنوان «يك تعريف اسلامی از علم اقتصاد» می‌گويد: «از ديدگاه اسلام علم اقتصاد‌ جهان‌شمول وجود دارد و عبارت است از مطالعه رفتار فردی و اجتماعی بشر در ارتباط با استفاده از منابع در جهت تأمين اهداف مادی بشر.» به عقيده وی، اين علم مشتمل بر قانون‌های جهان‌شمولی است كه بر تمام مردان و زنان با اختلاف‌های موقعيتی قابل تطبيق است: «قلمرو اين علم عبارت است از رفتار بشر با همه جوانب آن و تحت هر نوع از ارزش‌های اخلاقی و مذهبی و در داخل تمام چارچوب‌های اجتماعی، سياسی و قانونی. نظريه‌های اقتصادی بايد بتوانند رفتار مؤمنان و غير‌مؤمنان را در جهت پيگيری هدف‌های مادی توضيح دهند».

به‌طور كلی علم اقتصاد نمی‌تواند جهان‌شمول باشد؛ زيرا علم اقتصاد علمی است كه به وصف، تبيين و پيش‌بينی رفتارهای اقتصادی می‌پردازد. وصف مقدمه تبيين و پيش‌بينی نتيجه آن است و تبيين رفتارهای انسان با صرف‌نظر از جهان‌بينی و ارزش‌های وی عقلاً ممكن نيست. جان استوارت ميل در تعريف «تبيين» می‌گويد: «يك واقعه را وقتی می‌توان تبيين شده دانست كه علت بروز آن نشان داده شود». بر اين اساس علم اقتصاد نيز در جايگاه يكی از شاخه‌های علوم اجتماعی تبيين رفتارها و پديده‌های اقتصادی ناشی از آن‌ها، به مفهوم شناخت علت بروز آن‌ها و چگونگی ارتباط آن‌ها با يكديگر است. علت رفتارها عامل‌هايی است كه بر انگيزه و اراده افراد تاثیر دارد. بينش‌ها و ارزش‌هايی كه افراد به آن معتقدند، عمده‌ترين عوامل مؤثر بر رفتار آن‌ها هستند. بر اين اساس، رفتارهای اقتصادی، بدون توجه به بينش‌ها و ارزش‌هايی كه در ورای آن‌ها نهفته است، قابل تبيين نيست و چون بينش‌ها و ارزش‌ها در جامعه‌های گوناگون متفاوتند، ممكن نيست به مجموعه قواعد واحدی برای تبيين آن‌ها دست يافت. علم اقتصاد اسلامی نيز از اين قاعده مستثنا نيست. بر اين اساس اگر مقصود از جهان‌شمول بودن علم اقتصاد اسلامی آن است كه اين علم بر قانون‌های علمی جهان‌شمولی مشتمل است كه به وسيله آن قانون‌ها می‌توان رفتارهای انسان (اعم از اينكه مسلمان باشد يا كافر) را تحليل كرد، در اين صورت بايد گفت چنين چيزی از نظر عقلی ممكن نيست.

آيه‌ها و روايت‌هايی كه در اين‌باره می‌توانند مورد استناد قرار گیرند نيز دلالت‌شان تمام نيست زيرا اين نصوص بر دو قسم هستند؛ 1. برخی از آن‌ها درباره همه انسان‌ها نيست بنابراين، جهان‌شمول نيستند. يعنی فقط درباره انسان‌های غير‌مومن كه شهوت را بر عقل حاكم كرده‌اند صادق است نه همه انسان‌ها. برای نمونه، آيه «همانا بشر حريص آفريده شده است؛ وقتی شری به وی رسد ناراحت شود و وقتی خيری(يا كاميابی) به وی رسد بخل ورزد» (معارج70). درباره انسان‌های غير‌مؤمن است بنابراين در ادامه آيه‌ها نمازگزاران استثنا می‌شوند. البته اصل اينكه انسان حريص آفريده شده است با توضيحی كه در چند سطر بعد از مرحوم علامه طباطبايی نقل خواهيم كرد، مطلب صحيحی است. همچنين آيه «در چشمان مردم عشق شهوت به زنان، فرزندان و گنج‌های جمع‌آوری شده از طلا و نقره ... زينت شده است» (آل‌عمران3، (درباره كفار است كه حب دنيا آنان را از ياد آخرت باز‌می‌دارد). 2. برخی از آيه‌ها درباره صفت‌های فطری انسان است كه خداوند وی را با اين صفت‌ها آفريده است. به‌طور نمونه، به آيه‌های ذيل توجه كنيد: «بخل در نفوس بشر غلبه دارد»(نساء(4)، «انسان حريص آفريده شده است»(معارج(70)، اين اوصاف درباره طبيعت انسان است. بخل در وجود انسان نهاده شده است تا از منافع خود محافظت كند. گرچه همه انسان‌ها چنين ذات و فطرتی دارند و اين وصف‌ها جهان‌شمولند؛ اما مادامی كه با بينش‌ها و ارزش‌ها نياميخته‌اند در رفتارها تبلور نمی‌يابند و انسان‌ها با بينش‌ها و ارزش‌هايی متفاوت رفتارهای متفاوتی خواهند داشت. به‌طور مثال، اگر انسان مادی‌گرا باشد و خير را به منافع مادی خود تفسير كند حرص وی بر خير، در كوشش برای پيشينه كردن منافع مادی‌اش تبلور می‌يابد در حالی كه اگر جهان‌بينی اسلامی داشته باشد و خير را براساس ارزش‌های اسلامی تعريف كند همين حرص در كوشش برای بيشينه كردن مصالح آخرتی و دنيوی تبلور می‌يابد. در وجود چنين قانون‌ها و سنت‌های الهی در سطح رفتارهای فردی و اجتماعی ترديدی وجود ندارد. اما اين قانون‌ها علل و انگيزه رفتارها را بيان نمی‌كند. بلكه نتيجه و اثرهای آن‌ها را بيان می‌كند. از اين‌رو برای تبيين رفتارها كاربردی ندارد و فقط برای پيش‌بينی اثرهای رفتارها به كار می‌رود.

نتيجه آنكه، اگر مقصود از علم جهان‌شمول آن است كه اسلام مجموعه‌ای از قانون‌های علمی جهان‌شمولی را ارائه كرده است كه با آن‌ها می‌توان رفتارهای افراد و جامعه‌های مسلمان و كافر را تبيين كرد، ادله پيش‌گفته آن را اثبات نمی‌كند.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: